فاطمه باقرزاده درکنار داشتن استعداد هنری در خیاطی، پشتکار و ممارست بیش از اندازهاش و بزرگ بودن هدف در ذهنش بوده که اکنون به الگویی برای بیشتر خانمهای محله تبدیل شده است.
«معصومه پیشخدمت» سال۶۹ با عنوان تنها مربی خانم مشهد در آموزشگاههای مختلف رانندگی، آموزش میدهد تا اینکه در سال۷۰ گواهینامه پایه یک را هم اخذ میکند.او اولین راننده زن اتوبوس در شهر مشهد است.
صاحب اولیه خانه پریشانی، تاجری بهنام نعیمی اهل نوغان بود. بعدها در سال۱۳۶۷، پدرم که شیفته معماری خانه شده بود، آن را با مبلغ یکمیلیونودویستهزار تومان خرید. چند دانگ از خانه هم به نام مادرم ثبت شد.
علی آزادنیا از نسل هنرمندانی است که اوایل انقلاب با پست رسمی «بازیگر تئاتر» به استخدام اداره فرهنگ و هنر درآمدند. او با وجود بازنشستگی، هنوز از تئاتر دل نکنده، کلاسهای بازیگری و کارگردانیاش را خودش اداره میکند.
حضور هراتیها تنها در تجارت و بازرگانی خلاصه نمیشد. وقفهای متعدد آنها نشان میدهد که این مهاجران از میانه دوره ناصری تا اوایل پهلوی، با ثبت دهها موقوفه، در فرهنگ دینی و حتی اجتماعی مشهد نقش داشتند.
چندسالی است که صدای نگار آریافر با تصویر پرده سینما تلفیق شده و استعدادش در سطح گسترده دیده میشود. صداپیشگی در حدود دوازده انیمیشن سینمایی در کارنامه او ثبت شده و نمونه کارهایش در صفحه شخصیاش هم موجود است.
برسیپور تعریف میکند: به پدرم گفتم بیشتر همخدمتیهایم به درجههای سرهنگی رسیدهاند، ولی من نه؛ گفت قسمتت همین بوده و با همین درجه خدمت کن. به صحبت پدرم تکیه کردم و بعدها فهمیدم برخی تشویقیها بهموقع به من ابلاغ نشده بود!
آرش دلربایی از ششسالگی وارد تاتامی شده و با جدیت و پیگیریاش ورزش را تا امروز که دان یک دارد، ادامه داده تا آنجاکه شمارش تعداد مدالهایش در پانزدهسالگی از دستش در رفته است.
کنار زائرانی که وضو میگیرد، کودکانی هم هستند که فرصت را برای آببازی غنیمت میشمارند؛ ترکیبی دلنشین از آرامش عبادت و نشاط کودکی. بچهها درحالیکه قطرات آب بر صورتشان میپاشد، با خندهای معصومانه شادی میکنند.