کد خبر: ۱۱۹۴
۱۹ مرداد ۱۴۰۰ - ۰۰:۰۰

کل حقوق حق‌التدریسم، کرایه رفت و آمد به تبادکان نمی‌شد!

نازلی خزاعی معلم دلسوز منطقه تبادکان می‌گوید: بیشتر حقوقی که به عنوان حق‌التدریس می‌گرفتم، صرف هزینه کرایه و مخارج رفت وآمد می‌شد. پدر و مادر و خانواده‌ام بارها از من خواسته بودند که معلمی را کنار بگذارم و دنبال کار دیگری بروم، اما در تمام این سال‌ها تنها به عشق تعلیم و تعلم دانش‌آموزان مناطق محروم، سختی‌های مسیر و مشکلات فراوان را تحمل‌ کردم تا اینکه بعد از 12سال به عنوان نیروی رسمی آموزش و پرورش استخدام شدم.

معلمی شغلی زیبا و پرطرف‌دار است. شغل انبیاست، اما اگر این شغل در مناطق محروم باشد، علاوه بر زیبایی، سختی‌های زیادی دارد که هر کسی از پس آن برنمی‌آید. بسیاری از معلمان پس از استخدام در مدارس مناطق محروم نیاز به حمایت دارند، چراکه بابت ناتوانی در تحمل شرایط از جمله بعد مسافت، عطای کار معلمی را به بقایش می‌بخشند. در چنین شرایطی نازلی خزاعی 26سال است که در مناطق دورافتاده و حاشیه شهر معلم است. وی 12سال از این 26سال را در منطقه آموزشی تبادکان سپری کرده و با وجود امکان انتقال به مدارس مناطق بالای شهر، همچنان با دانش‌آموزان تبادکانی روزگار می‌گذراند.

در گفت‌وگو با نازلی خزاعی از معضلات تدریس در مناطق دورافتاده و روستایی و البته وابستگی او به محصلان حاشیه شهر پرسیده‌ایم که در سطور بعدی خواهید خواند.

 

45کیلومتر مسیر روزانه

خزاعی درباره سختی کار در مناطق دورافتاده گفت: 26سال است که معلم هستم. 12سال ابتدای خدمتم را به میل و اراده شخصی در مناطق محروم و روستاهای منطقه آموزشی تبادکان همچون روستای «جغری» در فاصله 45کیلومتری مشهد گذراندم. برای رفتن به روستای جغری مجبور بودم تا میدان امام حسین(ع) را با اتوبوس رفته و از آنجا به بعد با خودرویی که به همراه چند تن از همکاران اجاره کرده بودیم، به روستا برویم.

وی با بیان اینکه در آن زمان به صورت حق‌التدریسی برای آموزش و پرورش کار می‌کرده، افزود: بیشتر حقوقی که به عنوان حق‌التدریس می‌گرفتم، صرف هزینه کرایه و مخارج رفت وآمد می‌شد. پدر و مادر و خانواده‌ام بارها از من خواسته بودند که معلمی را کنار بگذارم و دنبال کار دیگری بروم، اما در تمام این سال‌ها تنها به عشق تعلیم و تعلم دانش‌آموزان مناطق محروم، سختی‌های مسیر و مشکلات فراوان را تحمل‌ کردم تا اینکه بعد از 12سال به عنوان نیروی رسمی آموزش و پرورش استخدام شدم.

وی با اشاره به اینکه دانش‌آموزان حاشیه شهر بسیار بااستعداد هستند، افزود: تنها مشکل این دانش‌آموزان محرومیت و فقر اقتصادی است، از دانش‌آموزی که تغذیه درست و حسابی ندارد و با شکم گرسنه به سرکلاس درس می‌رود، چطور می‌توان انتظار درس خواندن‌ داشت، باوجوداین ما بیشترین استعدادها را در بین همین دانش‌آموزان محروم شناسایی و شکوفا کردیم.

 

حمایت دانش‌آموزان برای ادامه تحصیل

خزاعی با بیان اینکه در طول دوران خدمت سعی کرده به‌عنوان معلمی دلسوز و مهربان با حمایت مالی و عاطفی از دانش‌آموزان محروم، آن‌ها را به ادامه تحصیل تشویق کند افزود: بیشتر ساکنان مناطق دورافتاده و محروم، از لحاظ اقتصادی در وضعیت نامناسبی قرار دارند، این فقر اقتصادی در برخی از این مدارس به قدری زیاد است که دانش‌آموز با شکم گرسنه، بدون لباس، کفش و کیف مناسب به مدرسه می‌آمد. این موضوع برای من و همکارانم خیلی ناراحت‌کننده بود. من در همان سال اول خدمتم با مشارکت دیگر معلمان قرار گذاشتیم که هرکس به اندازه وسع مالی‌ای که دارد، پولی را کمک کند تا  بتوانیم بخشی از نیازهای دانش‌آموزان مدرسه نظیر کفش، کیف و لباس را برطرف‌ کنیم. خوشبختانه با اجرای این برنامه، در سال‌های بعد توانستیم با مشارکت خیران لباس، نوشت‌افزار و بسته‌های غذایی را نیز تهیه و در بین دانش‌آموزان نیازمند تقسیم‌ کنیم.

فقر اقتصادی در برخی از مدارس به قدری زیاد است که دانش‌آموز با شکم گرسنه، بدون لباس، کفش و کیف مناسب به مدرسه می‌آمد

وی به معضل اعتیاد در حاشیه شهر اشاره کرد و گفت: یکی از عوامل اجتماعی که تأثیر بسیار بدی بر وضعیت خانوادگی ساکنان مناطق محروم و حاشیه شهر گذاشته، بلای خانمان‌سوز اعتیاد است. متأسفانه با اعتیاد پدر خانواده و به دلیل‌ نداشتن پشتوانه مالی، فرزندان خانواده با وجودی که استعداد درسی خوبی دارند، از ادامه تحصیل بازمانده و آینده زندگی‌شان تباه می‌شود، یکی از اقدامات در این حوزه شناسایی و ترک دادن پدران معتاد با کمک خیران حوزه سلامت بود. 

دانش‌آموزی داشتم که پدر معتادش حتی نوشت‌افزار و بسته غذایی را که ما به فرزندش داده بودیم فروخته و با آن مواد خریده بود! البته مشکلات اجتماعی نظیر طلاق، بدسرپرستی یا بی‌سرپرستی، ازدواج دوباره والدین، برخورد ناصحیح نامادری و ناپدری نیز با اینکه مختص حاشیه شهر نیست، ولی از دیگر عواملی بودند که در وضعیت تحصیلی دانش‌آموزان تأثیر منفی داشتند.  

 

معلمی و مادری با هم

معلم قدیمی منطقه آموزشی تبادکان در ادامه به داشتن دو دختر دوقلو اشاره کرد و گفت: زمانی که دو دخترم به دنیا آمدند، من معلم حق‌التدریس در روستای تبادکان‌ بودم. در آن سال‌ها مرخصی زایمان مثل امروز نبود و من بعد از یک هفته استراحت به سرکلاس بازگشتم،  شرایط خیلی سخت و طاقت‌فرسا بود. روزها که مدرسه بودم، بچه‌ها را به خانه اقوام می‌سپردم اما در مدرسه  نگران وضعیت بچه‌ها بودم. از طرف دیگر برخی اقوام درباره این نحوه نگهداری بچه‌ها اعتراض داشتند و از همسرم خواسته بودند که مانع رفتن من به مدرسه شود. 

خلاصه خیلی زجر کشیدم تا این دختران به ثمر رسیدند. هر دوی آن‌ها در مسیر تحصیل خود موفق بودند، یکی از دخترها دانش‌آموخته رشته زبان انگلیسی است و به عنوان معلم انگلیسی در یکی از مدارس مشهد مشغول به تدریس است و دختر دیگرم نیز کارشناس رشته صنایع دستی (طراحی زیورآلات) است. او یکی از بهترین طراحان زیورآلات و طلاست و رتبه سوم مسابقات طراحی زیورآلات و طلا را در پرونده حرفه‌ای خود دارد.

ارسال نظر
آوا و نمــــــای شهر
03:44