تجمع شبانه اهالی الهیه در سوگ رهبری
زمان قرار همدلی در الهیه روی ۸ شب تنظیم شده است، اما پیش از رسیدن عقربهها به موعد مقرر جمعیت به سوی میدان ولیعصر (عج) در حرکت است. برخی گروهی و همراه با هیئات و مسجدیها میآیند و برخی شهروندان هم قدمزنان و خانوادگی خود را به بزرگترین تجمع شبانه اتحاد و همدلی مردمی میرسانند.
با گذشت بیش از ۱۰ روز از آغاز جنگ، این میدان، پاتوق تجمعات مردم وطندوست الهیه شده است. تجمعی که بیش از ۳ ساعت زمان میبرد و سبب میشود مردمی که سوگوار شهادت رهبر معظم انقلاب اسلامی هستند کنار هم جمع شوند و فریاد انتقام سر دهند. بیش از پنج هزار نفر در این شبها در این نقطه از شهر جمع میشوند تا قوت قلبی باشند برای نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران که در میدان نبرد ایستادهاند.
حرف زور توی سر ایرانی نمیرود
اینجا جلوههای زیبایی از شور و حماسه برپاست، چشمها خیل جمعیت را میبینند و گوشها نوای «ایران سرفراز» را میشنوند. اهتزاز پرچم ایران در دست شهروندان، نماد ایستادن مردم پای میهن است، حتی با دستان خالی، اما با نیروی اراده و ایمان. در این شبهای میدان ولیعصر (عج) الهیه، با هر کسی که همصحبت میشویم با هدف خاص و با یک برنامه ویژه وارد میدان شده است.
چه آن کسی که دور جمعیت میچرخد تا زباله و آشغالی روی زمین نماند. چه آن افرادی که شابلون به دست طرح و تصویر رهبر شهید را بر ماشینها حک میکنند و چه آن کسی که با پرینتر رنگیای که در خانه داشته، تصاویر رهبر شهید انقلاب را چاپ کرده است و میان مردم سوگوار و مقتدر توزیع میکند.
در یکی از شبهای تجمعات که هوای سرد هم نتوانسته مانع حضور مردم شود با مرد میانسالی گفتوگو میکنیم که با کمر خم مشغول جمعآوری زبالههاست، او میگوید: همه آن چیزی که اینجا میبینید. نماد فرهنگ و اقتدار ایرانی است. من نباشم یکی دیگر از این جمعیت میآید این زبالهها را جمع میکند، آن سرباز در میدان نباشد یکی دیگر جایگزینش میشود، آن فرمانده نباشد یکی دیگر جای او را میگیرد.
پس دو موضوع مهم است. اول اینکه در این مملکت کارها پیش میرود با آدمهای مختلف. دوم هم اینکه مردم ما یک فرهنگ و رفتاری دارند که در گذر زمان تغییر نمیکند و آن هم این است که حرف زور توی سرشان نمیرود. پس ایستادهاند.

در برابر استکبار سر خم نمیکنیم
آنچه در میدان ولیعصر (عج) مشهود است، مردمی بودن این تجمع است. هر چه در اینجا فراهم شده ماحصل اقدامات و پیگیریهای خود شهروندان است. چند بانو در مسجد جوادالائمه (ع) تدارک خرید و دوخت پرچم ایران و پرچم عزا را دادهاند. جوانانی هم بنرهای بزرگی را با اشعار ملی تهیه کردهاند و در فضای اطراف میدان نصب کردهاند و عدهای هم پلاکاردهای ساده را به صورت دستی و با امکانات خودشان تهیه کرده و به میدان حضور اهالی الهیه آوردهاند. مثل شیدا فرهادی که همراه برادرش سجاد، تصاویر رهبر شهید انقلاب را چاپ کردهاند و در بین مردم توزیع میکنند.
شیدا فرهادی میگوید: واقعا در یکی دو ساعت اولی که خبر شهادت رهبر را شنیدم دوست نداشتم آن را باور کنم ولی وقتی به خودم آمدم فکر کردم رهبر ما از مردمش انسانهای قوی میخواست که در برابر استکبار سر خم نکنند. با همین روحیه حالا چند شب است در این میدان هستم.
دوست دارم روزی شرایطی فراهم شود که به افتخار نیروهای مسلحمان صف بکشیم و به آنها احترام نظامی بگذاریم
او ادامه میدهد: آنچه تا الان در میدان نظامی دیدهایم دقیقا مطابق با فرمایشات رهبر شهیدمان است. واقعا باید خسته نباشید بگوییم به نیروهای نظامی که اینطور جانانه میجنگند. دوست دارم روزی شرایطی فراهم شود که مانند عبور کاروانهای خودرویی این شبها به افتخار نیروهای مسلحمان صف بکشیم و به آنها احترام نظامی بگذاریم. انشاءالله آن روز نزدیک است.
به این حضور مفتخریم
از پشت جمعیت قدم میزنیم و خود را به گوشه دیگری از میدان ولیصعر (عج) میرسانیم. صدای شعارهای مرگ بر آمریکا و مرگ بر اسرائیل شنیده میشود و جمعیت در حال اضافه شدن است. مراسم با قرائت قرآن آغاز شده و با شعار دادن و در ادامه دعا برای پیروزی رزمندگان میهن ادامه پیدا میکند. در گوشه میدان به جوانانی میرسیم که شابلون تصاویر رهبری را روی ماشینها اجرا میکنند.
حسین خدیوی یکی از این افراد است که میگوید: ما بابت اینکه در این مسیر و در این میدان هستیم افتخار میکنیم. درست است که برای شهادت رهبر عزیزمان ناراحتیم، اما میدانیم که برای پیروزی ما دعا میکند.
او ادامه میدهد: جوانان انقلابی و ولایتمدار ما پای کار خواهند بود تا بهترین معرفی را از رهبر شهید انقلاب به همه نسلها و گروههای جامعه داشته باشند و این طرح شابلون سادهترین کار در این راه است.

راه شهیدان ادامه دارد
در میان جمعیت تجمعکنندگان میدان ولیعصر (عج) الهیه، چهرههای آشنای زیادی را میبینیم، از روحانیون مساجد گرفته تا فعالان فرهنگی و کسبه محلی و حتی برخی سوژههای سالهای گذشته شهرآرامحله. در گوشهای از میدان، اما یک گروه متفاوت ایستادهاند. خانواده شهدای جنگ ۱۲ روزه منطقه ۱۲ را میتوان در میان جمعیت دید. آنها که هنوز داغ عزیزانشان تازه است، اما باز هم پای کار ایران هستند و هیچ ترسی به دلشان راه نمیدهند.
در این مسیر با معصومه توکلی همصحبت میشویم، او که چند ماه قبل مهمان خانهاش بودیم تا از همسر شهیدش سید مصطفی جعفری برای ما بگوید. معصومهخانم اکنون تعریف میکند: ما امشب همان کاری را میکنیم که شهید مان انجام داد. پای کار انقلاب و ایران ایستادهایم حالا هر کسی با توانی که دارد. یکی با پرتاب موشک، یکی با ساخت موشک، ما هم با همین حضورمان. به این خاطر است که همیشه میگوییم راه شهیدان ادامه دارد.
همسر شهید ادامه میدهد: من امشب در مسیر که میآمدم افرادی را دیدم که با شرایط سختی خودشان را به این تجمع رساندهاند، به نظرم تا زمانی که این مردم در میدان هستند، هیچ دشمنی نمیتواند بر کشور و ملت ما پیروز شود.
ایران، نقطه تفاهم همه ماست
یکی از زیباترین قابهایی که این شبها در میدان الهیه شکل میگیرد حرکت کاروان خودرویی از میان جمعیت سوگوار است. خودروهایی که یا بر فراز آنها پرچم مقدس ایران نصب شده است و یا پشت شیشههای آنها تصاویر رهبر شهید انقلاب دیده میشود. از درون ماشینها صدای پخش مداحیها و آهنگهای حماسی ملی شنیده میشود. در عین حال که غم شهادت رهبر معظم انقلاب اسلامی بر سینه همه حاضران سنگینی میکند، اما چهرهها مصمم است و روحیهها بالاست تا مبادا دشمن خیال باطلی کند.
در میان خودروها، هم ماشینهای گرانقیمت دیده میشود و هم خودروهای معمولیتر و این هم سندی است بر اینکه مردم با هر شرایط اقتصادیای پای میهن عزیزشان ایستادهاند. در پایان مسیر، خودرویی را کنار میکشیم برای گفتوگو و با فرزاد غلامیفر صحبت میکنیم که همراه خانواده در این مسیر حاضر شده است.
او میگوید: در کشور ما اختلاف سیاسی زیاد است. حتی اعتراضهای به حقی وجود دارد و مردم نگرانیهایی از بابت مسائل اقتصادی دارند و این سبب گلایه مردم از مسئولان میشود. ولی با وجود همه اینها ما یک فصل مشترک داریم، یک نقطه تفاهم اساسی داریم و آن «ایران» است. ایران باید برای همه ما اصل اساسی باشد و همین طور هم هست. اگر خدایی نکرده حریم ایران عزیز در معرض ناامنی و خطر باشد زندگی شخصی همه ما به خطر میافتد، پس حرف ما در کوچه و خیابان روشن است ما پای ایران هستیم.
مردم نگرانی بابت مسائل اقتصادی دارند و به مسئولان گلایهمندند اما با وجود همه اینها ما یک فصل مشترک داریم و آن «ایران» است
این شهروند ادامه میدهد: این روزها فرماندهان نظامی و مسئولان کشور میگویند تا هر زمان جنگ ادامه پیدا کند نیروهای مسلح ما آماده هستند. میخواهم بگویم وضعیت خیابان هم همین است، تا جنگی هست و نیاز به حضور مردم باشد ما در خیابان میمانیم.
پرچم هر چه بالاتر، زیباتر
در ایران باعزت، مردم باغیرت، تجاوز دشمن خارجی را تاب نمیآورند و خونشان به جوش میآید. همین رفتار دلیرانه سبب شده است تا آدمهایی با شرایط گوناگون در میدان ولیعصر (عج) حاضر باشند و بر وحدت در حفاظت از ایران اسلامی همنظر باشند. مانند رضا عباسی که از ایستادگی در مقابل دشمن میگوید آن هم در وضعیتی که خودش به جفت عصایش تکیه دارد.
این شهروند تعریف میکند: همسرم و چندتا از اهالی مسجد امیرالمؤمنین (ع) محله امیریه همراه من هستند و میدانند که حدود ۱۲ سال است که به خاطر یک اتفاق ویلچرنشین هستم. اما امشب که توفیق حضور در جمع این مردم باصفا را داشتم گفتم میخواهم با عصا بیایم تا جایی که میتوانم این پرچم را بالا نگه دارم، این پرچم هر چه بالاتر باشد شایستهتر و زیباتر است؛ حتی با همین شرایط سختی که دارم اگر لازم باشد و در جایی کاراییای داشته باشم. حاضرم در میدان نبرد هم حضور داشته باشم و برای سرافرازی کشورم جانم را فدا کنم.
همسر این شهروند، نیره جعفرنیا هم همراه او است و میگوید: این حضور میدانی در مقابل شجاعتی که رزمندگان و مدافعان وطن از خودشان نشان میدهند واقعا کار زیادی نیست. امیدواریم خبرهای تجمعات و حضور میدانی مردم به گوش سربازان میهن برسد و از این حمایت مردمی روحیه بگیرند.

من هم سرباز ایرانم
تماشای مردم در همه گروههای سنی در برنامه شبانه میدان ولیعصر (عج)، یکی از جلوههای زیبای اتحاد و همبستگی است که به چشم میآید. آرش سفیانی ۱۱ ساله، در یک دستش پرچم ایران اسلامی را گرفته است و در دست دیگر یک برگه کوچک که روی آن نوشته شده است؛ «من هم سرباز ایرانم»
وقتی با او صحبت میکنیم با وجود اینکه خجالتی است، اما کلمات محدودش را باصلابت به زبان میآورد. صلابت همان چیزی است که همه ما این روزها و در این میدان تاریخی به آن نیاز داریم. آرش میگوید: ایران ما، کشور قوی و مستقلی است، ما در خیابان هستیم تا دشمن بداند، مردم ما از چیزی نمیترسند. حتی اگر موشک و هواپیما بالای سر ما باشد.
در میان شلوغی جمعیت این شبهای میدان ولیعصر (عج) که میعادگاه عاشقان وطن در جنوب غرب مشهد است توجه ما به نوجوان دیگری جلب میشود؛ او پرچم ایران را مانند یک چادر دور خودش کشیده است. محدثه درستکار ۱۳ سال دارد و برای سومین شب پیاپی به همراه دوستانش در این مکان حاضر شده است و حرف اصلی او یک چیز است: ایران، تسلیمشدنی نیست.
محدثه میگوید: ایران با همه کشورهایی که تاحالا محل هدف آمریکا بودهاند فرق میکند. مردم ما اهل تسلیم شدن نیستند. اگر همه ما شهید شویم ولی تسلیم نمیشویم.
* این گزارش پنجشنبه ۲۱ اسفندماه ۱۴۰۴ در شماره ۶۳۲ شهرآرامحله منطقه ۱۱ و ۱۲ چاپ شده است.