آیت‌الله خامنه‌ای

رواق دارالذکر این روز‌ها حال‌وهوایی متفاوت از گذشته پیدا کرده است. رواقی که سال‌ها یکی از گذرگاه‌های آرام حرم رضوی بوده، اکنون به یکی از بخش‌های پررفت‌وآمد این آستان مقدس بدل شده است؛ محلی برای قرار و دیدار عاشقان آقای شهید با ایشان و خانواده‌شان.
رهبرشهید فرزند مشهد بودند و همیشه خاطرات شیرینی از زادگاهشان تعریف می‌کردند چنانکه خودشان هم سال ۶۷ گفتند: «هیچ وقت براى من شیرین‌تر و مغتنم‌تر از آن اوقاتى نبوده که در مشهد بودم.»
حضور سرزده و بدون تکلف رهبرشهید به خانه شهدا یکی از جذابیت‌های این دیدارهاست که وجه مشترک روایت‌هایی است که در خاطرات این خانواده‌ها ثبت شده و در کلام همه آنها به این حقیقت اشاره شده است که «گفتیم حتما از بنیادشهید می‌آیند!»
آیت‌الله خامنه‌ای درباره رمان جمعی می‌گوید: این کار برای اولین‌بار است که انجام می‌شود و در صورت موفقیت، کار باارزش و مهمی خواهد بود. افراد زیادی در واقعه گوهرشاد، ایفای نقش داشتند که کمتر در داستان‌های نقل‌شده از آن دوران، به آنها اشاره می‌شود.
مشهد برای آیت‌الله العظمی‌خامنه‌ای، شهری است که در زندگی ایشان فقط یک خاطره جغرافیایی نبود. بازگشت پیکر ایشان به مشهد، بازگشت یک زندگی به نقطه آغاز خودش است.
ساکنان منطقه ۱۲ مشهد آستین‌ها را بالا زده‌اند تا به بهترین شکل از مهمانان مشهد پذیرایی کنند؛ از پخت نان گرفته تا تهیه غذا را گروه‌های مختلف عهده‌دار شده‌اند تا این سفر را برای مهمانان تسهیل کنند.
درمیان تمامی رخداد‌های سال۱۳۵۷، شب تاسوعا (مصادف با ۱۸آذر) نقطه‌ای عطف در تاریخ مبارزات مردم مشهد به‌شمار می‌رود؛ زمانی که نام «امام‌خمینی» در سنت دیرینه «خطبه‌خوانی» در حرم رضوی که با نام شاه وقت گره خورده بود، جایگزین شد.
در حافظه جمعی ساکنان منطقه‌۹ و ۱۰ مشهد، دیدار با رهبرشهید تنها یک ملاقات رسمی نبود، بلکه نقطه‌ای نورانی است که هنوز در زندگی بسیاری از خانواده‌ها جاری است. این خاطره‌ها نشان از مردی دارد که در اوج قدرت، ساده و بی‌تکلف می‌زیست.
عالیه صابونیان هنرمند معرق کار مشهدی است که از ۲۰ سال گذشته دراین هنر فعالیت دارد. ماندگارترین اثر او نقش «یا مقلب‌القلوب» است که آن را در سال‌۷۶ به مقام معظم‌رهبری هدیه داده‌است.  
خانه قدیمی کوچه فریدون در انتهای گذر مشهور «سرشور» در مشهد، خانه‌ای است که روزگاری رهبرشهیدمان در آن می‌زیسته است. در خانه از مبل خبری نیست، حتی نمی‌توان در آن فرشی را یافت.
محله حرعاملی ۴۰ سال پیش که امروز به محله موسوی قوچانی معروف شده است محل زندگی روحانی بزرگی بود که امروز هویت و شناسنامه مشهد، منطقه ۲ و محله عامل است.
پنجم نوروز سال‌۸۴ بود که بالاخره آرزوی فاطمه خانم برآورده شد. می‌گوید: با دیدن آیت‌الله خامنه‌ای در ورودی خانه، مات و مبهوت فقط نگاه می‌کردیم. آقا در‌حالی‌که نگاهشان به ما بود، با سلام و علیکی سکوت را شکستند.
سوم دی۵۷، مردمی برای دفاع از خانه و بیت آیت‌الله شیرازی رفتند اما با گلوله ماموران رژیم شاه مواجه شدند. درآن حادثه ۸ نفر شهید شدند که یکی از آن‌ها سیدمحمد روحبخش بود.
آقاموسی در بازارچه شهید آستانه‌پرست دست‌فروش است و دورتادور بساطش را پرچم‌های سیاه زده و روی آنها عکس رهبر را چسبانده است.می‌گوید: چهل روز که هیچ، یک سال هم برای پدرمان سیاه‌پوش باشیم، کم است.
علیرضا همت آبادی که یک بار به عنوان ورزشکار و بار دیگر به عنوان قاری افتخار دیدار با امام خامنه‌ای را داشت درحالیکه برای سومین بار اسفند سال گذشته به دیدار با رهبری دعوت شده بود از حسرتی می‌گوید که برای همیشه در دلش ماند.
معصومه سبک‌خیز همسر شهید بروسی می‌گوید: وقتی سپاه شکل گرفت اوستا عبدالحسین دیگر وقت سر‌خاراندن هم نداشت.بعد از شروع جنگ دیگر همیشه در جبهه بود و همراه با آیت‌الله خامنه‌ای و شهید‌چمران و شهید‌رستمی در کردستان خدمت می‌کردند.
علی‌اصغر سجادی‌منش، عضو جامعه قاریان قرآن مشهد، افتخار آن را داشته که در محفل قرآنی نخستین روز ماه رمضان در بیت رهبری حضور داشته باشد. او ماجرای این محفل که آخرین دیدار مردمی رهبری بوده است را روایت می‌کند.
شهیدحسن علیمردانی، فرمانده قرارگاه کربلا، سرداری است که زیر باران آتش ایستاد و چتری بر سر نگرفت؛ او کسی است که امام با شنیدن وصف رشادت‌هایش فرمود: «تنگه چزابه را تنگه علیمردانی بگویید.»
شهید عبدالصالح امینیان وصیت کرده بود عکسش به دست امام برسد و ایشان هم برایش دو رکعت نماز بخواند. این موضوع محقق نشد تا زمانی که رهبری به منزلمان تشریف آوردند. او ادامه می‌دهد: حضرت آیت‌الله خامنه‌ای این خواسته شهید را برآورده کرد.
برای قائد امت، شهید‌آیت‌الله العظمی سیدعلی خامنه‌ای، دیدار با نخبگان و خانواده شهدا جایگاه خاصی داشت. خانواده شهدا و نخبگان منطقه ۷ شیرینی دیدار با رهبر شهید را هنوز مزمزه و خاطره آن را مرور می‌کنند.