آیت‌الله خامنه‌ای - صفحه 2

از روزی که خبر شهادت رهبر امت اسلامی منتشر شده پرچم کشور و بیرق عزا و تصویر رهبر شهید بر روی دیوار خانه پدری ایشان نصب شده است. خانه‌ای که سال‌ها مأمن امنی برای دوستداران رهبر معظم انقلاب بود و حالا رخت عزا بر تن کرده است.
پس از اعلام خبر شهادت رهبر معظم انقلاب، اهالی منطقه ۶ هم مثل مردم دیگر نقاط شهر در غم‌و‌اندوه فرو رفتند و به سوگواری پرداختند و حالا پس از باز کردن روزه و جمع کردن سفره‌های افطاری، در جهاد علیه دشمن آمریکایی و صهیونی نقش‌آفرینی می‌کنند.
مسلم میخوش از محفل صمیمی با رهبر معظم انقلاب اسلامی می‌گویدکه بعد‌ از آن، مسابقات مختلف قرآنی را با هدف شناسایی استعداد‌ها در محله برگزار کرده‌ است و در این مدت به اهدافش نزدیک شده‌ است.
اهالی منطقه ۴ می‌گویند به همان اندازه که غمگین و عزادارند، منتقم خون رهبر شهید و دیگر شهدای مظلوم حملات اخیر به خاک میهن نیز هستند. آن‌ها از وظایفشان در این شب و روز‌ها می‌گویند، از عهدی نانوشته و تا پای جان، به پیمانشان وفادار خواهند ماند.
در این شب‌ها نمازگزاران دیگر مساجد نیز به مسجدالزهرای احمدآباد می‌آیند تا با هم یک‌صدا باشند. این هزاران نفر، یک بیانیه زنده هستند برای جهانیان و فریاد می‌زنند: «ما فرزندان این خاکیم. زیر سایه این پرچم، با یاد رهبر شهیدمان، تا آخرین نفس خواهیم ماند.»
‌خبر ناگهانی، تلخ و برای خیلی‌ها شوکه‌کننده و باور نکردنی است. این‌بار نیز چشم امید همه به مساجد محله هست و مسجد جوادالائمه (ع) و کانون بسیج سردار شهید‌محمدحسین بصیر مثل همیشه پیشگام است.
حجت‌الاسلام‌والمسلمین علی زینلی می‌گوید: پرچم اسلام بر زمین نمی‌ماند. جوان‌های بابصیرت ما آگاه هستند و می‌دانند هرچند همه عزاداریم و دشنه دشمن در قلبمان نشسته است، اما هیچ خللی در اداره امور مملکت اسلامی رخ نخواهد داد.
رهبر شهید انقلاب هربار که به مشهد می‌آمدند، دیدار با خانواده شهدا جایگاه ویژه‌ای در برنامه‌شان داشت. خانواده شهید محمدحسن نظرنژاد یکی از آنها بودند که این دیدار‌ هیچ‌گاه برایشان فراموش نمی‌شود.
مهدی شایان‌نیا فعالیت انقلابی‌اش را خیلی زود آغاز می‌کند. او پس‌از آشنایی با رهبری بیشتر اوقاتش را در خدمت ایشان و انقلاب می‌گذراند. ماجرای این آشنایی به صد‌متر آن‌طرف‌تر از خانه آنها در کوچه برنجی‌ها بازمی‌گردد.
شهید آیت‌الله سیدعلی خامنه‌ای می‌فرمایند: از شش سال تحصیل در حوزه مشهد خاطرات بسیاری دارم که یک مورد آن را ذکر می‌کنم و آن عبارت بود از شیفتگی شدید من به مطالعه کتاب‌های داستان و رمان‌های مشهور جهانی و ایرانی.
محمود خادم‌الخمسه می‌گوید: هنگام اقامت در عراق فرصت شد به محلی که امام خمینی(ره) نماز می‌خواندند برویم. بعد از چند شب خواستم مکبر امام شوم و اذان بگویم. ایشان هم مخالفتی نکردند و این افتخار برای همیشه شامل حال من شد.
جرقه آشنایی حجت‌الاسلام احمدآبادی با آیت‌الله خامنه‌ای برمی‌گردد به مراسمی که در منزل پدر خانم ایشان به‌مناسبت ایام فاطمیه برگزار می‌شد، این آشنایی با حضور او در کلاس‌های تفسیر آیت‌الله خامنه‌ای در مدرسه میرزاجعفر ادامه پیدا می‌کند.‌
محمد سلیمی یک مشاور امین بود؛ فرقی نداشت چه کسی برابر او ایستاده باشد. خواه یک غیرنظامی منحرف باشد و خواه یک افسر عالی‌رتبه. او همانی است که صریح و بی‌پرده، بدون واهمه‌ از به‌خطر افتادن موقعیتش، اصول اعتقادی و موازین اخلاقی را یادآوری می‌کرد.
پدر و مادر شهید محسن خسروی، بعد از گذشت سال‌ها، هنوز‌ هم خاطرات پسرشان را با یکدیگر مرور می‌کنند و آنها را می‌نویسند.
علی‌اصغر خالق‌پور، مداح انقلابی و فعال فرهنگی محله بهشتی است، که از بیست‌سالگی فعالیت‌های انقلابی‌اش را آغاز کرد. او می‌گوید: قبل از انقلاب گروهی بیست‌نفره بودیم که آن زمان به ما «جان‌فدا» می‌گفتند. 
علی‌اکبر لطفی‌پور قاری بیست‌و‌هفت‌ساله برجسته مشهدی است که سابقه تلاوت‌هایش به دوران کودکی‌اش می‌رسد؛ او به‌واسطه داشتن صوت جلی از همان زمان مورد توجه مردم و علاقه مقام معظم رهبری قرار گرفت.
قدسی در شمار یاران نزدیک علی شریعتی و از هم‌رزمان محمد تقی شریعتی و آیت‌الله خامنه‌ای متخلص به «امین» بود. او در زندان با آیت‌الله سید محمود طالقانی و محمدتقی شریعتی هم‌بند بود.
رهبر انقلاب درباره حضورشان در منزل مرحوم میردامادی می‌گویند: به یاد دارم ما پسران به خانه پدربزرگمان مرحوم میردامادى می‌رفتیم. ایشان هم مثل پدر‌ها و پدربزرگ‌هاى دیگر، یک ریال یا نیم ریال به ما می‌داد.
تأثیر شیخ هاشم قزوینی بر شاگردان خود از نظر اخلاقی و علمی بسیار زیاد بود تا جایی‌که به گفته رهبری، او نمونه‌ای از تربیت حوزه علمیه مشهد در آن نسل و دوران شکوفایی این حوزه بود.
محله سرشور در گذشته به واسطه سکونت بازاری‌ها در آن، شهری‌ترین محله مشهد محسوب می‌شده به این معنا که شغل‌های روستایی در آن کمتر بوده است.