مکانی که آستان قدس آنزمان در اختیار انجمن ادبی گذاشت، اتاق دلبازی بود در ضلع غربی صحن جمهوری؛ اتاق ۱۵۴. بیشتر از چهل سال انجمن شعر رضوی که با عنایت رهبرشهید شکل گرفت و رونق یافت، دوشنبهها از ساعت ۱۷ تا ۱۹ در همین جا برگزار شد.
بعداز شهادت قائد امت، حضرت آیتالله العظمی خامنهای، سه بانوی فعال محله گوهرشاد با جمعآوری چادرهای سیاه از محله، شروع به دوخت پرچم و ریسه مشکی کردند تا مسجد و خانههای محله را سیاهپوش کنند.
مسجد حضرت ابوالفضل(ع) یکی از مساجد محوری محله جانباز است که نقش مهمی در هماهنگی و هدایت شهروندان این محله برای برگزاری مراسم عزاداری رهبر شهید انقلاب و همچنین حضور اهالی در راهپیماییها داشته است.
میدان ولیعصر(عج این شبها پاتوق تجمعات مردم وطندوست الهیه شده است. بیش از پنج هزار نفر در این شبها در این نقطه از شهر جمع میشوند تا قوت قلبی باشند برای نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران که در میدان نبرد ایستادهاند.
والدین شهیدمیرزامحمود تقیپور دو بار توفیق دیدار با آیتالله خامنهای را داشتند. مادرشهید میگوید: حس ملاقات با پدری بود که خیلی برایت عزیز است و مهرش در دلت هست؛ اما سالها از او دور بودهای و برای دیدارش لحظهشماری میکردی.
شب شعر «سپندوار»؛ محفلی که از اواخر دهه ۸۰ و در پی نشستهای شعری همزمان با سفرهای نوروزی رهبر معظم انقلاب به مشهد شکل گرفت و بهتدریج هویتی مستقل پیدا کرد؛ هویتی که آن را از یک مراسم مناسبتی فراتر برد.
سیده اقدس حقانی موسوی میگوید: از همان روزهای اول خواستیم مؤثر باشیم. تصمیم گرفتیم بهجای اینکه در این شرایط جنگی، صفهای نانوایی را اشغال کنیم، نانِ با کیفیت برای بسیجیان بپزیم.
راضیه طهرانیان میگوید: دیدم شهر آنطور که باید، رنگ عزا ندارد و فضاآراییها، بیشتر در حد حماسی است. من معلم مدرسه هستم و با عیدیای که دولت داد، پارچه خریدم و با دو نفر از خانمها کار دوخت پارچههای مشکی با عکس رهبر شهید را شروع کردیم.
مردم همیشه در صحنه هر شب در خیابانهای منطقه ۷ برای رهبر شهید عزاداری میکنند. یکی از ساکنان قدیمی محله مقدم میگوید: کشور ما هیچگاه شروعکننده جنگ نبوده است، اما اینبار تا نابودی کامل رژیم غاصب اسرائیل از پا نمینشینیم.
خاطره پدر شهید قاسم شیرعلینیا به سیزدهم فروردین سال ۹۳ برمیگردد که آیتالله خامنهای مهمان خانهشان شده بودند. میگوید: حضرتآقا با حوصله به حرفهایم گوش و در حق من، همسرم و فرزند شهیدم دعای خیر کردند.
از روزی که خبر شهادت رهبر امت اسلامی منتشر شده پرچم کشور و بیرق عزا و تصویر رهبر شهید بر روی دیوار خانه پدری ایشان نصب شده است. خانهای که سالها مأمن امنی برای دوستداران رهبر معظم انقلاب بود و حالا رخت عزا بر تن کرده است.
پس از اعلام خبر شهادت رهبر معظم انقلاب، اهالی منطقه ۶ هم مثل مردم دیگر نقاط شهر در غمواندوه فرو رفتند و به سوگواری پرداختند و حالا پس از باز کردن روزه و جمع کردن سفرههای افطاری، در جهاد علیه دشمن آمریکایی و صهیونی نقشآفرینی میکنند.
مسلم میخوش از محفل صمیمی با رهبر معظم انقلاب اسلامی میگویدکه بعد از آن، مسابقات مختلف قرآنی را با هدف شناسایی استعدادها در محله برگزار کرده است و در این مدت به اهدافش نزدیک شده است.
اهالی منطقه ۴ میگویند به همان اندازه که غمگین و عزادارند، منتقم خون رهبر شهید و دیگر شهدای مظلوم حملات اخیر به خاک میهن نیز هستند. آنها از وظایفشان در این شب و روزها میگویند، از عهدی نانوشته و تا پای جان، به پیمانشان وفادار خواهند ماند.
در این شبها نمازگزاران دیگر مساجد نیز به مسجدالزهرای احمدآباد میآیند تا با هم یکصدا باشند. این هزاران نفر، یک بیانیه زنده هستند برای جهانیان و فریاد میزنند: «ما فرزندان این خاکیم. زیر سایه این پرچم، با یاد رهبر شهیدمان، تا آخرین نفس خواهیم ماند.»
خبر ناگهانی، تلخ و برای خیلیها شوکهکننده و باور نکردنی است. اینبار نیز چشم امید همه به مساجد محله هست و مسجد جوادالائمه (ع) و کانون بسیج سردار شهیدمحمدحسین بصیر مثل همیشه پیشگام است.
حجتالاسلاموالمسلمین علی زینلی میگوید: پرچم اسلام بر زمین نمیماند. جوانهای بابصیرت ما آگاه هستند و میدانند هرچند همه عزاداریم و دشنه دشمن در قلبمان نشسته است، اما هیچ خللی در اداره امور مملکت اسلامی رخ نخواهد داد.
رهبر شهید انقلاب هربار که به مشهد میآمدند، دیدار با خانواده شهدا جایگاه ویژهای در برنامهشان داشت. خانواده شهید محمدحسن نظرنژاد یکی از آنها بودند که این دیدار هیچگاه برایشان فراموش نمیشود.
مهدی شایاننیا فعالیت انقلابیاش را خیلی زود آغاز میکند. او پساز آشنایی با رهبری بیشتر اوقاتش را در خدمت ایشان و انقلاب میگذراند. ماجرای این آشنایی به صدمتر آنطرفتر از خانه آنها در کوچه برنجیها بازمیگردد.
شهید آیتالله سیدعلی خامنهای میفرمایند: از شش سال تحصیل در حوزه مشهد خاطرات بسیاری دارم که یک مورد آن را ذکر میکنم و آن عبارت بود از شیفتگی شدید من به مطالعه کتابهای داستان و رمانهای مشهور جهانی و ایرانی.