آیت‌الله خامنه‌ای - صفحه 4

مادر شهید چوبدار یک ماه پس از برآورده‌شدن آخرین آرزویش، یعنی دیدار با رهبری دار فانی را وداع گفت و شادمانه به دیدار فرزند شهیدش شتافت.
میهمان سیدمحمود ضیایی هستیم در خانه‌ای که از یک سو منزل نوه «ضیاءالاسلام» است و از سوی دیگر فرزند «نواب‌صفوی»، اما سادگی چشمگیرش با نسب و موقعیت ساکنانش هیچ سنخیتی ندارد.
حاج احمد سعیدی نجات که روزگاری مدیر مدرسه عسکریه بود، داغ شهادت پسرانش را در فاصله ۲ روز تجربه کرد.
مهدی شایان‌نیا فعالیت‌های انقلابی‌اش را با یک‌بار‌رفتن به بیت آیت‌الله شیرازی به‌همراه دو برادر بزرگ‌ترش آغاز کرد، بعد‌از آن دیگر هیچ‌گاه انقلاب را تنها نگذاشت.
وقتی بقرآباد هنوز جزئی از شهر نشده بود، گردشگاه سنتی طلبه‌ها بود. وعده غذایی خود را به آنجا می‌بردند، روی سبزه‌ها می‌نشستند و از طبیعت لذت می‌بردند.
اهالی عکس شهیدانشان را در روز‌های برگزاری روضه می‌آورند و داخل دکور می‌گذارند و دیگر آن را نمی‌برند. آن‌ها می‌گویند چه جایی بهتر از اینجا.
سیدمحمدجواد حسینی، که توفیق قرائت قرآن در محضر رهبری را داشته می‌گوید: حضرت آقا پس از تلاوتم، من را موردتفقد قرار دادند و فرمودند صدای تو عالی است و آینده روشنی را در بخش تلاوت برای شما پیش‌بینی می‌کنم؛ به شرط اینکه مسیر درستی را طی کنید.
داستان شکل‌گیری مسجد کرامت را باید از یک تغییر رویه سیاسی در برخورد با دستگاه حکومت شروع کرد.
خدیجه غلامپور، مادر شهید «حسن بیناباجی» می‌گوید: سال‌ها بعد از شهادتش یکی از دبیر‌های دختر کوچکم که با حسن در یک مدرسه درس خوانده بود، وقتی می‌فهمد دخترم، خواهر شهید  بیناباجی است، می‌گوید همان زمان دانش‌آموزان انقلابی شناسایی شده بودند و اسامی برخی که فعال‌تر بودند در فهرست ترور قرار گرفته بودند.
در ادامه کار احداث خیابان جدید، آن قسمت که شیخ مؤمن در آن دفن بود، به‌صورت دایره‌ای درآورده شد. به این ترتیب این بنای تاریخی و آرامگاه شیخ مؤمن حفظ و بعد‌ها به نام گنبد سبز معروف شد.
خانقاه درویش‌های خاکساری، بقعه شیخ مؤمن و میرهما یا میرهوا از نوادگان امام حسن‌مجتبی (ع) مشهور به گنبد سبز از بنا‌های تاریخی خیابان آخوند‌خراسانی به شمار می‌رود.
موتورسواری با دو سرنشین به تعقیب شهید کامیاب  پرداختند و در تقاطع خیابان راه آهن (خیابان شهید کامیاب فعلی) و خیابان خواجه ربیع، در حالی که سرعت ماشین کم شد، دو گلوله به  وی شلیک کردند.
مرحوم حاح احمد عطاران طوسی، شهروند محله سناباد، هماهنگ‌کننده و مدیر راهپیمایی‌های انقلابی در مشهد بوده است. می‌توان او را خادم بی‌نام و نشان انقلاب مشهد نام نهاد.
حسینیه مرحوم آیت‌الله سیدجوادخامنه‌ای در خیابان شهید اندرزگوی ۱۴ همان منزل قدیمی آیت‌الله سیدجواد خامنه‌ای است که کوچک، اما باصفاست.
در کوچه پس کوچه‌های سرشور سر صحبت را با قدیمی‌ها باز می‌کنم، بیشتر افرادی که این عالم بزرگ را درک کرده اند، دیگر در میانمان نیستند و به دیار باقی شتافته اند.
در این گزارش ماجرای ترور نافرجام رهبر معظم انقلاب در ۶ تیر سال ۱۳۶۰ در مسجد ابوذر به روایت شاهدان عینی بازخوانی شده است.
نخستین جلسه هیئت‌مؤ‌سس جامعه قاریان قرآن در منزل سیدجواد در کوچه دانشگاه ۲ با حضور حدود بیست‌تن از قاریان جوان شهرمان شکل گرفت.
حاج‌محمد جعفری، جایی در نوجوانی سرنوشتش به مشهد کوک می‌خورد تا در شکل‌گیری صحنه‌های انقلابی مشهد سهیم باشد. کارنامه انقلابی‌اش جای خالی ندارد و هنوز پاسدار انقلاب‌بودنش مثل رودی در زندگی‌‌اش در جریان است.
در سال1377 با ارائه طرح «یکشنبه خونین مشهد» و موافقت رئیس وقت، مصاحبه‌ها شروع شد و نزدیک دو سال به طول انجامید. خاطرات شفاهی افراد منبع اصلی این پژوهش شد. هرکسی را که ممکن بود نقشی در این واقعه تاریخی داشته باشد یا چیزی از آن بداند، پیدا کرد و با مردم، شخصیت‌ها، هم‌رزمان و شاگردان رهبر معظم انقلاب مصاحبه کرد. اسناد بازداشتی‌ها و مجروح‌های ساواک هم منبع خوبی برای کسب اطلاعات بود. با زیادشدن تعداد مصاحبه‌شوندگان، به حقیقت نزدیک‌تر شد تا روایت دقیق‌تری را ارائه کند. برای این کتاب با بیش از صد نفر مصاحبه کرد و بیش از 5هزار سند جمع‌آوری شد.
یکی از این چهره‌ها که با تربیت فرزندانش برای برخاستن بر محور حق و عدالت قدم‌های بزرگی برداشت و سخت کوشیدن را به آن‌ها آموخت تا همواره در راستای مبارزه با بی‌عدالتی لحظه‌ای آرام ننشینند، مرحوم آیت‌الله سیدجواد حسینی‌خامنه‌ای است؛ بزرگ‌مردی که به عنوان پدر رهبر معظم انقلاب شناخته می‌شود. او که در خاندانی اصیل در علم و تقوا و از پدری فقیه به نام آیت‌الله سیدحسین مجتهدخامنه‌ای و مادری پاک‌دامن چشم به جهان گشود، چنان پرورش یافت که با گذشت زمانی کوتاه، با مجوز مرحوم آیت‌الله نائینی و تأیید مرحوم آیت‌الله عبدالکریم حائری، اجازه روایت و اجتهاد به ایشان داده‌شد.