کد خبر: ۱۴۵۱۸
۰۱ ارديبهشت ۱۴۰۵ - ۱۲:۰۰
راز ماندگاری «نوقان» در لابه‌لای اوراق

راز ماندگاری «نوقان» در لابه‌لای اوراق

نوقان یکی از آن دو شهر است که دارالملک طوس را تشکیل می‌داده است و برای این دو شهر بیشتر از هزار قریه هست. طوس در زمان عثمان بن عفان فتح شده و در این شهر است قبر علی بن موسی الرضا و قبر هارون الرشید.

در روزگاران شکوه تمدن اسلامی، اقلیم پهناور خراسان تنها یک گستره جغرافیایی نبود؛ بلکه آسمانی پرفروغ از دانش بود که ستارگانش در شهرهایی، چون نیشابور، بخارا، مرو، سمرقند و بیهق می‌درخشیدند. این دیار منزلگاه امنی برای تدریس و مباحثه علوم اسلامی به شمار می‌رفت، اما در میان تمام این کانون‌های علمی، مدرسه حدیثی نیشابور نگینی بود که بیش از دیگر همتایان خراسانی خود در صفحات تاریخ درخشیده است.

امروز، برای درک پیوند‌های پنهان و پویایی این مدارس کهن، نیازمند شواهدی از دل تاریخ هستیم. یکی از این شواهد بی‌نظیر، در تاریک و روشنِ مخازن کتابخانه آستان قدس رضوی نفس می‌کشد؛ نسخه‌ای کهن و نفیس از یک «امالی» حدیثی به شماره ۱۵۰۶۱ که متعلق به قرن چهارم هجری قمری است و پرده از راز‌های مکتومِ مدرسه حدیثی خراسان، به‌ویژه پیوند میان بخارا و نوقان، برمی‌دارد.

 

نسخه‌ای در مسیر طابران و نوقان

این کتاب کهن‌سال، سفری دراز و پرماجرا را پشت سر گذاشته است. نطفه این نسخه در ماهِ صفر سال ۳۶۶قمری در شهر بخارا بسته شد؛ جایی که کلماتِ آن از زبان استاد املا گردید. اما اوراق این نسخه گواهی می‌دهند که توقف آن در بخارا دیری نپاییده است. براساس اجازه‌های سَماعی که بر پیکره این خطوط نقش بسته، این اوراق پس از مدت کوتاهی بار سفر بسته، مرز‌ها را درنوردیده و به نیشابور رسیده است تا در محضر مشایخ بزرگ آن دیار، بار‌ها و بار‌ها خوانده و شنیده شود. پس از آن نیز مسیر خود را به سوی طابران و نوقان ادامه داده است.

فاصله زمانی میان املای کتاب در بخارا تا نخستین نشستِ سماعِ آن در نیشابور، تنها حدود نوزده سال است؛ فاصله‌ای بس اندک در دنیای بی‌شتابِ هزار سال پیش که خود نشان از سرعت حیرت‌انگیز انتقال نسخه‌های علمی از بخارا به نیشابور و سپس نوقان دارد.

اصل این اوراق در حقیقت متعلق به مردی است به نام «ابی قابوس محمد بن احمد بن محمد موذن سجزی». او که با وسواسی عالمانه، دارایی ارزشمند خود را ورق به ورق پاس داشته است، در جای‌جای این نسخه یادگار‌هایی از خود به جا گذاشته و «بَلاغ»‌ها (نشانه‌های پایان خوانش) را با خطِ خویش بر آن نقش کرده است.

 

نوقان یا نوغان؟

یکی از شگرف‌ترین دستاورد‌های این نسخه، گره‌گشایی از نامِ کهنِ دیاری است که امروز آن را می‌شناسیم. این اوراق، قدیمی‌ترین سند تاریخی و زنده درباره «نوقان» است. در روزگار ما، نام این خطه با حرف «غین» (نوغان) نوشته می‌شود و بسیاری با استناد به برخی منابع تاریخی، همین شکل را صحیح می‌پندارند ولی با خیره‌شدن به خطوط این دست‌نویس که در دل قرن چهارم قمری کتابت شده، حقیقت دیگری عیان می‌شود؛ در آن دورانِ طلایی، شکل اصیل و صحیح نام این محدوده با حرف قاف، یعنی «نوقان» بوده است.

ناگفته نماند، جغرافی‌دانان بزرگ تاریخ نیز بر این اصالت گواهی داده‌اند. ابن‌خلکان در کتاب وفیات‌الأعیان تصویر این دیار را چنین رسم می‌کند: «طوس ناحیه‌ای است در خراسان مشتمل بر دو شهر یکی طابران و دیگری نوقان که دارای هزار قریه بوده است.»

طوس ناحیه‌ای است در خراسان مشتمل بر دو شهر یکی طابران و دیگری نوقان که دارای هزار قریه بوده است

یاقوت حموی نیز در نیمه اول قرن هفتم هجری، طوس را این‌گونه روایت کرده است: «طوس شهری است در خراسان که فاصله میان آن و نیشابور ده فرسخ می‌باشد و مشتمل است بر دو شهر (طابران و نوقان). نوقان یکی از آن دو شهر است که دارالملک طوس را تشکیل می‌داده است و برای این دو شهر بیشتر از هزار قریه هست. طوس در زمان عثمان بن عفان فتح شده و در این شهر است قبر علی بن موسی الرضا و قبر هارون الرشید.»

برای درک بهتر این جغرافیای تاریخی، کافی است به نقشه‌های کهن نگاهی بیندازیم. در بریده‌ای از نقشه «خراسان» مندرج در کتاب صورة الارض، تألیف ابن حوقل (که در سال‌های پس از ۳۶۷ هجری درگذشت) و در همان قرن چهارم هجری ترسیم شده است، نقاط شاخص خراسان غربی پدیدار است؛ جایی که ناحیه بیهق با شهرهایی، چون سبزوار، خسروجرد، بهمن‌آباد و مزینان، در میانه راه قومس به نیشابور، خودنمایی می‌کنند و بستر این رویداد‌های علمی را به ما نشان می‌دهند.

 

راز ماندگار «نوقان» در لابه‌لای اوراق

 

از استادِ بخارا تا مسافرِ نیشابور

داستانِ این نسخه، داستانِ آدم‌های آن است. ابی‌قابوس‌‍‌المؤذن سجزی، صاحب این اوراق، این احادیث را از زبانِ شیخِ خود در بخارا شنید و ثبت کرد. اما این شیخ چه کسی بوده است؟

نخستین مجلس این امالی در صفر سال ۳۶۶ قمری، از زبان «محمد بن محمد بن صابر بن کاتب بن عبدالرحمن المؤذن ابوبکر البخاری» جاری شد. مردی از خاندانی اصیل، اهل علم و حدیث‌شناس در بخارا که به گفته ذهبی (در تاریخ الاسلام، ج ۲۶، ص ۶۱۷) «مُسنِد بخارا» بود. اگرچه تاریخ ولادت او در غبار زمان گم شده است، اما سمعانی در الانساب (ج ۸، ص ۲۴۵) سال وفاتش را ۳۶۹ قمری و ذهبی در سیر اعلام النبلاء (ج ۱۲، ص ۳۳۶) زمان رحلتش را ۳۷۷ قمری نگاشته‌اند.

پدرِ این استاد، محمد بن صابر نیز خود از استوانه‌های حدیثی بخارا به شمار می‌رفت. ذهبی درباره پدرِ او می‌نویسد: «محمد بن صابر بن کاتب، ابوبکرالبخاری‌المؤذن. او از محمدبن‌الحسین و معاذبن عبدالله‌الصرام و جماعتی دیگر حدیث شنید و پسرش محمد، و اسحاق بن محمد بن حمدان الخطیب از او روایت کرده‌اند. (تاریخ الاسلام، ذهبی، ج ۲۴، ص ۲۳۷)»

محمدبن محمدبن صابر چنان جایگاه والایی در میان محدثان بخارا داشته که شاگردان بی‌شماری گرد منبرش حلقه می‌زدند. ابی‌قابوس سجزی یکی از همین تشنگان علم بوده که برگزیده‌ای از احادیثِ مسند بخارا را در این اوراق جاودانه ساخت.

اما راوی و صاحبِ اصلی این نسخه، یعنی ابی‌قابوس‌المؤذن، خود شخصیتی تأمل‌برانگیز است. با جست‌و‌جو در کتب رجالی و تاریخی، تنها یک منبع از او نام برده است و آن «صریفینی» است که چهره او را در تاریخ این‌گونه ترسیم می‌کند: «محمد بن احمد بن محمد بن عبدالله بن عبدالرحمن‌المؤذن‌السجزی، ابوقابوس، مقیم نیشابور بود. در محله مولقاباذ سکونت داشت و در نوقان نیز اقامت گزید. او ابتدا در نیشابور و سپس در نوقان، از ابی الحسن بن کیسان النحوی، ابی عبدالله بن منده و ابی عمرو بن جابر البخاری حدیث روایت کرد و پیش از سال چهارصد و بیست درگذشت.»

بر اساس این اسناد، ابوقابوس مدتی در بخارا زانوی تلمذ در برابر محدثان زد و سپس بار سفر به سوی نیشابور بست و در محله «مولقاباذ» رحل اقامت افکند. سمعانی درباره عظمت این محله می‌نویسد: «آن محله‌ای بزرگ در حاشیه جنوبی نیشابور است که به آن ملقاباذ نیز گفته می‌شود و از قدیم و جدید، جماعت کثیری از علما و محدثین از آنجا برخاسته‌اند. (الانساب، ج ۱۲، ص ۴۸۷)»

 

گواهی‌های سماع از بخارا تا طابران

برگ نخست این امالی، چونان کتیبه‌ای باستانی، پر از نشانه‌هایی است که مسیر حرکت علم را در آن روزگار ثبت کرده‌اند. بیشتر این نوشته‌ها، اجازه‌نامه‌هایی است که ابی‌قابوس در سالیان پختگی خود به شاگردانش اعطا کرده است.

همان‌طور که گفته شد، نطفه کلمات در سال۳۶۶ قمری در بخارا بسته شد، اما کهن‌ترین اجازه سماعِ ثبت‌شده بر این نسخه، متعلق به سال۳۸۵ قمری است؛ یعنی درست نوزده سال پس از روزی که قلم بر کاغذ دوید. پس از آن، اجازه‌نامه دیگری به تاریخ ۳۹۱قمری در نیشابور بر این اوراق نقش بسته است.

سفر نسخه، اما به نیشابور ختم نشد. بخشی از این سماع‌ها در دیار نوقان برگزار شده است و ابی‌قابوس به شاگردان نوقانی خود اجازه روایت داده است. در لابه‌لای صفحات، هر شاگرد با وسواسی خاص، بخش‌هایی را که نزد استاد خوانده با علامت‌های مختص به خود مشخص کرده است. در پایان هر مجلس نیز مهرِ تأییدِ استادان پای کار خورده و ابی‌قابوس و «ابی حاتم صائغ»، بلاغِ (اعلام پایان قرائت) خود را مکتوب کرده‌اند.

در ادامه، دامنه نفوذ این دست‌نویس فراتر از نیشابور و نوقان می‌رود؛ چنان‌که علاوه‌براین دو شهر، اجازه‌های سماعی در طوس و طابران نیز بر حاشیه صفحات دیده می‌شود. با نگاهی به تاریخِ آخرین سماع‌های ثبت‌شده، پازل زندگی ابی‌قابوس کامل می‌گردد؛ او سال‌های پایانی و پربار عمر خویش را در طابران و نوقان سپری می‌کند و سرانجام، پیش از فرا رسیدن سال۴۲۰ قمری، در همان دیار کهن، سر بر بالین خاک می‌نهد؛ اما یادگار او، هزار سال بعد هم باقی می‌ماند و پرده از اسرار تاریخ خراسان برمی‌دارد.

 

* این گزارش سه‌شنبه یکم اردیبهشت‌ماه ۱۴۰۵ در شماره ۴۷۴۰ روزنامه شهرآرا صفحه تاریخ و هویت چاپ شده است.

آوا و نمــــــای شهر
03:04
03:44
اینستاگرام