از میان بیش از ۷۰۰ کاروانسرای ثبتشده ملی در ایران (که ۱۵۰تای آن در خراسان جای دارد)، ۵۴ کاروانسرا به ثبت جهانی یونسکو رسیدهاند که در این میان خراسان بزرگ با یازده کاروانسرا، بیشترین سهم را در میان پروندههای میراث جهانی دارد.
اوایل دهه۶۰ بود که علی طبری از خیابان امام رضا (ع) به محدوده محله آزادشهر نقل مکان کرد. دو سال بعد، از محل کارش به او قطعه زمینی در محله شریف واگذار کردند و آنها جزو نخستین ساکنان این محله شدند.
کوچه شهید حسن ضیائیپناه، از معابر قدیمی محله کوی سلمان است؛ کوچهای که نامش از سالهای نخست انقلاب با اسم یکی از شهدای همان روزها گره خورده و هنوز هم بافت محلی و مذهبی خود را حفظ کرده است.
ورودی کوچه شهیدنوذری یک، پر از مجتمعهای مسکونی پرتراکم است درحالیکه انتهای آن به زمینهای بایر میرسد. باتوجهبه ساخت پرشمار مجتمعها در صادقیه ۳۲، این مسیر پرجمعیتترین معبر محله نیز به شمار میرود.
یکی از مشهورترین خردهمحلاتی که شاید بتوان آن را در برخی دورههای ازمنه قدیم، محلهای مستقل فرض کرد، «تهپل محله» است که نامش حکایت از پلی دارد که در انتهای یک محله قرار گرفتهاست و ادعاهایی درباره این نامش وجود دارد.
نادر غلامی میگوید: اولین خانه پدری من، هفتادسال قبل روی دیوار توس ساخته شده بود. روی باره چند برج نگهبانی قرار داشت. یکی از سرگرمیهای بچگی ما این بود که روی این باره حرکت میکردیم و از یک خانه به خانه دیگر میرفتیم.
رمضانعلی هراتی میگوید: هاشمیه آنقدر بیابانی بود که غروبها از ترس حیوانات وحشی، از خانه بیرون نمیآمدیم. برای رسیدن به مرکز شهر، باید نزدیک کارخانه کوکا میرفتیم تا از آنجا سوار وسیله نقلیه شویم.
مینا حسنزاده تعریف میکند: آن سالها وسط خیابان مؤمن، کال قرهخان قرار داشت؛ یک کال قدیمی که بعدها رویش را پوشاندند و آسفالت کردند. برای ما بچهها آنجا محل بازی و شیطنت بود.
کوچه شهیدمحسن فدایی ۲.۱ یکی از فرعیهای خیابان آیتالله شیرازی۱۷ به شمار میرود. نام این کوچه برگرفته از یکی از ۹شهیدی است که تصویرشان روی کاشیهای سردر مسجد مقبره واقع در ابتدای خیابان، نقش بسته است.
توس۳۵ در محله شهرک حجت، معبری است که بخشی از گذشتهاش هنوز در زمینهای بایر اطراف آن دیده میشود. این کوچه که به نام شهید حمزه رضاییپور نیز شناخته میشود، تا حدود ۱۰سال پیش بیشتر زمینی بایر بود و ساختوساز چندانی در آن دیده نمیشد.
رضا خوشطینت میگوید: آسیاب آبی در شاهنامه ۱۰، آرد مرغوبی تولید میکرد و افراد زیادی از روستاهای اطراف، گندم خود را به این آسیاب میآوردند. نزدیک آسیاب هم کسانی بودند که آرد را نان میکردند و همیشه تکهنان داغی به ما بچهها میدادند.
اینجا باغچه کوچک اما باصفای مقابل مغازه مهدیآقاست. گرچه شهرداری در آن، درخت کاج و چند بوته سبز کاشته، مهدی پاکزاد از باقی فضای آن برای کاشت سبزی استفاده کرده طوری که بوی عطر و طراوت سبزیها برای همه جلب توجه میکند.
بوتیکهتل ملکالتجار نخستین خانه قدیمی مشهد است که فعالیت خود را آغاز کرد و پساز آن، علاقهمندان و فعالان حوزه گردشگری نیز به استفاده از این ظرفیت روی آوردند تا فرصتی برای زائر و مجاور فراهم شود تا گوشهای از تاریخ شهر را از نزدیک ببیند.
امروزه کمتر میتوان نشانی از الگوی درهای قدیمی با نمادهای ویژه خودشان، در ابنیه تازهساز پیدا کرد، اما در محلات قدیمی شهر میتوانید نمونههای جذاب و بکر بسیاری پیدا کنید. در میان انبوه نمادها، دو نماد بیش از بقیه خودنمایی میکند؛ «طاووس» و «لکلک».
همجواری با آرامگاه نادری و فاصله ششصدمتری تا حرم مطهر، مهمترین ویژگیهای کوچه آیتالله بهجت۲ در محله راهآهن به شمار میرود. باوجوداین، هیچیک از ویژگیهای یادشده، کمکی به بهرهمندی از ظرفیتهای فرهنگی، تاریخی و گردشگری این کوچه نکرده است.
حسین کدخدایی، مدیر میدانبار نوغان میگوید: آن زمان فاصله میان زمین و میدان کوتاهتر بود. محصول از روستا میآمد، در میدان مینشست و بعد راهش را به مغازهها و خانهها پیدا میکرد.
خیابان بن بست شهید حشمتی ۵ که بین خیابان شهید فرامرز عباسی ۸ تا ۱۲ واقع شده، یک محدوده تجاری است که بالای برخی طبقات آن منازل مسکونی قرار دارد. این محدوده به بازار محله فرامرزعباسی ۸ یا مجتمعهای تجاری مریم معروف است.
مریم دهقان میگوید: «پاتوق دختران مروارید» را برای جذب نوجوانان به پایگاه راه انداختم. در این سالها همراه همین دختران به دیدار خانواده شهدا میروم. یکی از دیدارهای خاطره انگیزم با خانمام البنین خجسته، مادر شهیدان محمد و غلامرضا سلامی بوده است.
معبر فرعی سیدرضی۴۷ از سمت دیگر به بولوار جلالآلاحمد میرسد و از هر دوطرف برای تردد وسایل نقلیه بنبست است؛ این خیابان مجموعههای خدماتی زیادی در خود جای داده است و به واسطه وجود دانشگاه، بیمارستان بینا و بازار محله در معابر مجاور همیشه پرتردد است.
اگر بخواهیم داستان رشد محله تربیت در چهار دهه اخیر را مرور کنیم، قطعا حمید فرهمند یکی از کسانی است که میتواند این مسیر را روایت کند. او زمانی را به یاد میآورد که هنوز خانهها مثل امروز به سمت آسمان قد نکشیده بودند.