مدرسه دخترانه قریشی در میانه کوچه آبمیرزا قرار داشت؛ ساختمانی قدیمی، دوطبقه و با هشت اتاق بزرگ که به نظر برای برپایی کلاس مناسب میآمد؛ هرچند درعمل شباهتی به یک مدرسه مدرن نداشت و بیشتر به یک منزل اعیانی شبیه بود تا دبستان.
احمد توانا میگوید: دومین خانه پدریام روبهروی خانه تاریخی اکبرزاده بود. حیاط ما یک درخت شاهتوت بزرگ داشت که معمولا از آن به همه همسایهها به ویژه حاج آقا اکبرزاده، نوبرانه میدادیم.
احمد ثقفی میگوید: دو سال پیش به ترمینال رفته بودیم تا عازم سفر شویم. در ترمینال آب جمع شده بود. همانجا تصمیم گرفتم موضوع آب گرفتگی فضای بیرونی ترمینال را با شهرداری درمیان بگذارم. مدتی بعد پیگیری هایم نتیجه داد.
ریل راهآهن نزدیک خانه، خاطرات بسیاری برای ما ساخت. در نوجوانی یکبار متوجه شدم پیرزنی صدای سوت قطاری را که نزدیکش میشد، نمیشنود. با عجله رفتم و او را هل دادم. از روی ریل به آن سو پرت شد و خوشبختانه جان سالم به در برد.
زهرا قبادی که از سال۱۳۹۷ مسیر هنریاش در زمینه سفالگری را شروع کرده، این هنر را با پیشینه قوی میداند که تا به امروز توانسته است در دل جامعه امروزی، حرفی برای گفتن داشته باشد. او میگوید: بسیاری از هنرجویان، این هنر را نوعی تراپی و درمان روحی میدانند.
سهدهه قبل همراه خانواده و پدری که از جهادگران جهاد سازندگی بود، در محدوده بیآبوعلفی که حالا جزو منطقه ۱۲ است، ساکن شدند. بعدها به این دلیل که بیشتر ساکنان اولیه این محدوده، جهادگران جهاد سازندگی بودند، این محله به «جاهدشهر» معروف شد.
شاید کمترکسی بداند که چهنو، پیش از آنکه بر معبری در محله سرشور باشد، اسم مزرعهای بسیار قدیمی در سمت شرقی مشهد بوده است؛ مزرعهای که نام آن را میتوان در بسیاری از منابع قدیمی یافت.
مریم عباسی ۹سال بیشتر نداشت که همراه خانواده از محله مصلی به پورسینا کوچ کردند. آن زمان، محله شکل امروزی را نداشت و خبری از بافت تودرتوی خانهها و معابر شلوغ نبود و تا چشم کار میکرد، زمین خالی و خاکی در اطراف دیدهمیشد.
کوچه میثم شمالی۱۲ در محله رده از آن دست معابری است که در طول دستکم دو دهه اخیر، تغییر چندانی به خود ندیده است. تبدیل معدود منازل ویلایی به چندطبقه را میتوان تنها تغییر چشمگیر در بافت مسکونی متراکم این کوچه دانست.
قدمت خیابان بهاران به حدود ۵۵سال پیش بازمیگردد. حدود چهلسال آستانقدس بخشی از زمینهایی را که در این محدوده داشت، به کارکنان خود و برخی سازمانها واگذار کرد. قدیمیها این محدوده را با نام «بند دال» میشناختند.
بخشی از تاریخچه محله کشاورز با قلعه ساختمان گره خورده است. وجه تسمیه محله کشاورز، وجود زمینهای کشاورزی آستانقدس رضوی در زمینهای اطراف محله است و به همیندلیل خیابان مرکزی محله، کشاورز نامگذاری شده است.
نیمقرن پیش، در خیابان دانشِ آن روزها ــ که امروز «علامه مصباح یزدی» نام دارد ــ پاساژی شکل گرفت که آرامآرام چهره یک محله را تغییر داد؛ «پاساژ بلور».
غدیر ۲۰، معبری فرعی واقع در خیابان وکیلآباد۶۱ است؛ مسیری که به کوچه موقوفات مرحوم حاجیزرگر معروف است. بناهای ساختهشده در این کوچه، زمانی، بخشی از باغ بزرگ حاجرضا مجاور زرگر، خیّر نامآشنای محله شریف، بوده است.
هنوز رد باغها و زمینهای کشاورزی به ویژه در محدوده مرکزی و شمال محله پورسینا به چشم میخورد. جوی آبی که از سمت قلعهساختمان به «طرخ بازهشیخ» در این محله میریخت، زمینهای اطراف را سیراب میکرد.
مسجد بنیهاشم(ع) یکی از معدود مکانهایی است که برای کودکان و نوجوانان این محدوده برنامه آموزشی و جلسات قرآنخوانی منظم دارد. همین برنامه هفتگی باعث شده مسجد به پاتوقی گرم اهالی تبدیل شود.
وقتی پا به کوچه شهیدیوسفزاده ۵/ ۶ میگذاری، محو تماشای سرسبزی و درختان تنومند آن میشوی. این محدوده در گذشته با نام شهرک آزادی بین مردم معروف بوده است، اما از دهه۹۰ به محله مهر مادر پیوست.
مجتمع مسکونی غدیر، دوازدهسال قبل در امیریه ۱۸ ساخته شد. این مجموعه که ۵ بلوک و ۱۲۰واحد دارد و اولین مجموعه مسکونی معبر به شمار میرود، توسط شرکت پیمانکاری بهصورت مشترک بین چند ارگان دولتی احداث شده است.
مجموعه ورزشی تازهنفس شهدای چهاربرج، با ۵ رشته ورزشی به اوقات فراغت اهالی معنا داده است. در حال حاضر، روزانه بیشاز پانصدنفر امکان استفاده از زمینهای مختلف مجموعه را دارند.
رد پای خاطرات قدیم، هنوز هم در ساخت و معماری کوچه شهیدخاکزادی ۱۳ تازه است. بیشتر منازل این کوچه، مثل دیگر معابر محله گاز، ویلایی با نمایی منضبط، یکدست و دستنخورده هستند.
جواد خسرومنش نزدیک به ۷۰سال است که در محله کوی دکترا زندگی میکند. زمانیکه خانوادهاش به اینجا آمدند، محله هنوز شکل امروزی را نداشت؛ در هر کوچه بیشاز سهچهار خانه دیده نمیشد و اطراف آنها زمینهای باز و بایر به چشم میخورد.