کوچه وحدت۲۲ از نزدیکی میدان شهدای گوهرشاد آغاز میشود و به خیابان شهدای فاطمیون۲ ختم میشود. خانههای مسکونی در آن کمشمارند، اما رفتوآمد روزانه کاسبان، خریداران و تعمیرکاران، وحدت۲۲ را به یکی از معابر پرجنبوجوش محله جلالیه تبدیل کرده است.
کوچه شهیدحشمتی در بولوار طبرسیشمالی با ۲۵۰ متر طول، دارای دوازدهفرعی است که چهارفرعی آن در سمت زوج، به سرسبزی دلانگیز بوستان اقاقیا ختم میشود.
امیراحمد عطامنش متولد محله احمدآباد است و دوران کودکیاش را در دهه ۵۰ در کوچههای بولوار رضا گذرانده. هرچند او این روزها دیگر ساکن این محله نیست، هنوز دل درگرو خاطرات گذشته و بازیهای کودکانهای که با همسنوسالانش داشته، دارد.
زهرا زارعی از گذشته محلهای میگوید که امروز خیلی تغییر کرده است. قدمزدن همراه با او در محله سیدرضی، به ما صفهای طولانی دهه۶۰ و ۷۰ و صمیمیت اهالی برای پیشرفت محله را بهخوبی یادآوری میکند.
مسجد امامحسین (ع) با همت اهالی و خیران محله، سالبهسال توسعه پیدا کرد و امروز به یکی از مراکز مهم فرهنگی، آموزشی و مذهبی محله تبدیل شده که درهایش برای آموزش، همدلی و فعالیتهای اجتماعی همیشه باز است.
خیابان ولیعصر۲۷ که در محله کوی امیرالمؤمنین(ع) قرار دارد، بهدلیل وجود دو مدرسه و بوستان نیلوفر در ساعاتی از روز پرتردد است. زمینهای خیابان ولیعصر۲۷ در گذشته، در محدوده بزرگ اراضی بحرآباد قرار داشت که متعلقبه ملاکی به نام حاج میرزاحبیب خراسانی بوده است.
در محل نوده بین شافعی ۹ و ۱۱ باغی دوهکتاری با دیوارهای بلند به نام «باغ نو» بود؛ مردهای محله، عصر روزهای گرم سال، در این باغ «توپوچوب» بازی میکردند.
جواد علیزاده میگوید: تهپل محله را خیلیها به نام «محله ترکها» میشناسند. قصهاش به سالهایی برمیگردد که ایرانیان ساکن آنسوی مرزهای شوروی به کشور برگشتند. هنوز هم طعم آن پلوقیمهها و نذریهای سخاوتمندانه ترکزبانهای محله زیر زبانم میآید.
محمود حسنزاده که چهار دهه عمرش را در حاجیآباد زندگی کرده میگوید: درختان توت حاجیآباد در بهار طرفداران بسیاری داشت. آنها که از شهر میآمدند، نمیتوانستند از درست بالا بروند و به من و چندتا از بچهها برای توت تکانی ۱۰تومان دستمزد میدادند.
سمانه هراتی ۳۳سال است که در محله هاشمیه سکونت دارد. او از ششسالگی تا کنون، آبادشدن محله را دیده است. به گفته خودش، آن زمان از ابتدا تا انتهای هاشمیه کال بوده است و بسیاری از زمینهای این حوالی، مزروعی بودهاند.
به دلیل وجود مغازههای خوار و بار، کلی فروشی و خشکبار در راسته مصلی که قیمتهای مناسبتری نسبت به سایر مغازههای شهر دارند، این محله مشتریانی از سراسر مشهد دارد.
آمنه جونابادی تعریف میکند: جزو اولین ساکنانِ محله مهدیآباد بودیم و تا چندسال پیش از آب چاه استفاده میکردیم که پر از سنگریزه بود و به همین دلیل خیلی از ساکنان دچار بیماری سنگ کلیه شدند.
کوچه شهیدمیرزایی۳۴، با طول ۱۸۵ متر و برخورداری از پنجفرعی، یکی از پرترافیکترین کوچههای منطقه۳ به شمار میرود. دلیل این ترافیک، همجواری با میدانبار نوغان است که یکی از اضلاع کوچه را بهتمامی به خود اختصاص داده است.
احسان شوکتیان میگوید: جایی که الان درمانگاه ولیعصر (عج) در خیابان آزادگان است، یک زمین بزرگ بود که تعمیرگاه شورلت بود. اسم احمد خیامی را که مالک آن بود، بارها شنیده بودم. تاکسی و خط اتوبوس اینجا، توقف میکرد و به «ایستگاه شورلت» معروف بود.
خانه قدیمی کوچه فریدون در انتهای گذر مشهور «سرشور» در مشهد، خانهای است که روزگاری رهبرشهیدمان در آن میزیسته است. در خانه از مبل خبری نیست، حتی نمیتوان در آن فرشی را یافت.
شهریار رنگینکمان تعریف میکند: تا قبل از اینکه باغ گیاهشناسی به شکل فعلی ساخته شود، اینجا مکانی برای بازی ما بود. آن زمان اهالی، این مکان را به اسم «جنگل» میشناختند. چشمهای هم داشت و از پوست درختان کاج، قایق درست میکردیم و در آب میانداختیم.
هنوز مسجد قدیمی تهپل محله نشانههایی از گذشته را حفظ کرده است. یکی از همین نشانهها، نام «درخت توت» است که در کنار اسم رسمی مسجد، حفظ شده است. هرچند از آن درخت قدیمی دیگر اثری نیست.
تاریخ محله مصلی با ماجرای تلخ حمله ازبکها به مشهد گره خورده است.حضور ازبکها پیمودن مسیر طولانی مشهد تا مصلای طرق را سخت و ناایمن کرده بود، بنابراین مصلای جدید مشهد بیرون دروازه شهر ساخته شد.
ماجرای خیابان خاکی به سال ۱۳۰۷ برمیگردد؛ زمانیکه آستان قدس واسطه ایجاد این شریان شهری شد و مرحوم محمدولی اسدی هم تلاش کرد مجوز ساخت محور شاهرضا را بگیرد تا سرانجام این معبر از دل انحراف یک خیابان سربرآورد.
حسن دانشپور بیشتر سالهای زندگیاش را در محله اروند گذرانده و هنوز هم در همین خیابان زندگی میکند. با وجود ویلچرنشینی و محدودیتهایی که دارد، اهل یکجا نشستن نیست. میگوید: هفتسنگ یکی از بازیهای محبوبمان بود، اما من بیشتر از همه، تیلهبازی را دوست داشتم.