ابوالفضل وطندوست تاریخ تلگرد را در دست دارد. نوع زندگی پنجاه سال قبل در تلگرد، لباس پوشیدن، حضور مردم در کوچه و خیابان، شکل کوچهها و خانهها و حتی شیوه زندگی اربابی در تلگرد قدیم، در عکسهای او مشاهده میشود.
خانه «خانقاه نعمتاللهی»، یکی از خانههای قدیمی و ثبت ملی شده شهر مشهد است. این خانه در بهمن سال ۱۳۸۲ ثبت ملی شد. این منزل فوقالعاده زیبا، قدیمی و خوشساخت شاهد رویدادهای مهم تاریخی مشهد در دوران رونق خودش بوده است.
سیدابراهیم موسوی میگوید: آنزمان تنها یک لوله آب از روی کال میان خیابان کارگر راضی رد میشد که آب چاه موتور وسط مهرآباد را به زمینهای کشاورزی میرساند. تقریبا نهساله بودیم که تفریح ما عبور با ترسولرز از روی همین لوله بود.
مجید منفرد میگوید: هفتسال است همه زندگی من شده عمارت اربابی چهاربرج. اول یک سالی در اینجا کار بنّایی انجام دادم و شکل بازسازیشده فعلی، کار من و چندنفر از اهالی محله است. فعلا هم نگهبان مجموعه هستم.
کوچه شهید سوزنچی۳ از معابر شناختهشده در محله گوهرشاد است. آنچه در نگاه اول در این مسیر جلب توجه میکند، نظم و یکپارچگی نمای آپارتمانهای «فیروزه» در سمت چپ کوچه است که توسط بانک ملی ساخته شده است.
جواد پاکبازخسروشاهی میگوید: کوچه دادخواه را قدیمترها حوضخرابه صدا میزدند. حدود پنجاهسال پیش اینجا چیزی شبیه منبع آب یا آبانبار بود و مردم از آن آب برمیداشتند. البته ما خودمان هیچوقت از آن استفاده نکردیم.
نقویه ۲، معبری فرعی در محله رحمانیه است که از خیابان نقویه آغاز میشود و تا بولوار مهدیه ادامه دارد. نکته جالب درباره نقویه ۲ این است که بر عکس اغلب مسیرهای شهری، اول فضاهای خدماتی آن شکل گرفت، بعد سکونت در آن رونق یافت.
صدیقه یاحقی میگوید: حاشیه وکیلآباد که هم سرسبز بود و هم یک مسجد کوچک داشت و الان خیابان دانشآموز یک است، تنهاجایی بود که آب آشامیدنی پیدا میشد. زنها برای شستوشوی ظرف و لباس، خودمان را به اینجا میرساندیم.
«پنجمین خیابان شهر» در سالهای ۱۳۰۷ تا ۱۳۱۰، مسیری طولانی بود که قرار بود شهر را به دو بخش شرقی و غربی تقسیم کند.این گذر از بیرون شهر آغاز میشد، خیابان نادری را قطع میکرد و با قوسی در میانه، به خیابان ارگ میرسید اما در نهایت ناتمام ماند!
برای مجید حبیب، محله المهدی(عج) فقط محل زندگی نیست؛ بخشی از وجودش است. او از همان کودکی در کوچههای همین محله قد کشید و سالهایی را به یاد دارد که خانهها ویلایی بودند و همسایهها یکدیگر را به اسم کوچک میشناختند.
خواجهربیع۲۲ را بیشتر مردم با نام قدیمی و آشنای «گلشاد» میشناسند. این نام به روستایی بازمیگردد که سالها پیش با بیش از پانصدخانوار در این محدوده شکل گرفته بود و وقتی به شهر پیوست، شهرداری برای حفظ هویت تاریخی، نام گلشاد را تغییر نداد.
حسین گروسی در کوچهای به دنیا آمده که تابلو «برزن آفتاب» جایش را به کوچه «وحدت ۱۹» داده است او میگوید: خانهمان انتهای کوچه فرعی بود که هفتخانه داشت و فقط دو خانه سر جایشان ماندهاند.
امروز در حیاط مدرسه، هدف فقط بازی و سرگرمکردن بچهها نیست، بلکه این فعالیتها قرار است آنها را با نسل پدران و پدربزرگهایشان گره بزند. چند سنگ روی چمن مصنوعی حیاط توسط الهام یزدی چیده میشود.
معبر نماز ۲۱ که به نام شهیدعارفی مزین شده است. این کوچه تصویری دوگانه از زندگی شهری را به نمایش میگذارد، از یکسو وجود مسجد حجتبنالحسنالعسکری (ع) و دو بوستان خطی، رنگوبو و حال و هوای خوبی به این معبر داده است.
میرزامحمدحسین قوامالدوله، پدربزرگ دو تن از رجال شناخته شده دوره قاجار و پهلوی است؛ دو برادر که اتفاقا آنها هم خوشنام نیستند: وثوقالدوله (دلال قرارداد ۱۹۱۹ میلادی) و قوامالسلطنه.
حدود ۱۰۰ سال پیش برای ساخت خیابان آیتالله خزعلی امروز، ۲ طرح توسط بلدیه و آستان قدس پیشنهاد و در نهایت راه کنونی ساخته میشود.
سابقه سکونت در خیابان موسوی قوچانی ۱۲ به دهه ۵۰ بازمیگردد. به گفته قدیمیها تا قبل از آن، این محدوده پوشیده از مزارع گندم و محصولات تابستانی بود. زمینهای این محدوده متعلقبه مزرعهای به نام «خایقان» بود که تا اوایل دهه ۳۰ وجود داشت.
کوچه دانشجو ۶، معبری فرعی در محله دانشجوست، مسیری که ازسوی دیگر به خیابان شهیدعقدایی میرسد. هنوز برخی ساکنان اولیه که از فرهنگیان بازنشسته هستند، این مسیر را با نام قدیمیاش یعنی «سیمتری فرهنگیان» میشناسند.
شهرک شهیدباهنر در گذشته، روستایی در کنار شهر مشهد بود، اما از سال ۱۳۹۰ به محدوده شهری پیوست. با توسعه شهرنشینی، این محله در حال حاضر به سکونتگاهی غیررسمی و ارزانقیمت برای مهاجران تبدیل شد.
ازدحام جمعیت در معبرِ شناختهشده «مزینانی»، با چهارصدمتر طول و بیستفرعی، آنقدر زیاد است که تردد در آن برای عابران و خودروها، با دشواریهایی همراه است. میانبر بودن و ساختوسازهای غیرمجاز، از دلایل این تراکم به شمار میرود.