هویت - صفحه 8

در خیابان موسوی‌تبار ۳.۶ فعلی انبار بزرگ غله قرار داشت. این بنا با فاصله یک‌متری از سطح زمین، روی تعدادی پایه آجری ساخته شده بود. بیشتر اوقات با بچه‌ها در‌میان پایه‌های آن به بازی قایم‌باشک و کلوخ‌بازی مشغول می‌شدیم.
«مصلای شهدای حرم» بوستان خورشید که در فاز‌۲ این پارک واقع شده، علاوه‌بر فراهم‌کردن فضایی مناسب برای برگزاری نماز و عبادت روزانه، محلی مهم برای برگزاری مراسم فرهنگی به شمار می‌رود.
پهلوانانی که روزگاری، خودشان میان‌داران گود بودند، حالا آستین بالا زده‌اند که سنت دیرینه کشتی باچوخه در توس زنده بماند. جواد اسلامی‌مقدم می‌گوید: ما در سال، چند‌بار رقابت‌های گود کشتی فردوسی را تدارک می‌بینیم.
در‌های باغ خونی، بیش از صد سال به روی مردم کوچه و بازار بسته مانده است و انگار جنگ جهانی، قصد رفتن از آن را نداشته است. مردم این‌قدر از تفرج در این باغ محروم مانده‌اند که تنها رویایی از آن در ذهن دارند، خاطره‌ای دور که در قصه‌ها برایشان گفته‌اند.
حمید بهنامیان می‌گوید: باباعباس خدابیامرز برای ما تعریف می‌کرد که بین دو گروه درگیری خونینی رخ داده و به این دروازه که می‌رسند، صلح می‌شود. به همین‌دلیل مردم عید می‌گیرند و شادی می‌کنند و نام اینجا می‌شود عیدگاه.
فاطمه ماهری از خاطراتش در رباط طرق می‌گوید: انتهای رباط‌طرق ۶ آسیاب آبی بود. آن‌زمان نانوایی نداشتیم؛ به‌همین‌دلیل مردم گندم‌هایشان را به آسیاب آقای گلابچی می‌آوردند.
کوچه حسین‌باشی که حالا صد سالی از عمر آن می‌گذرد، روزگاری، باغ انگور و دوره‌ای محل کاشت صیفی‌جات بوده؛ همچنین زمانی بخش درخورتوجهی از آن به کوره آجرپزی حسین‌باشی و خانه کارگران کوره اختصاص داشته است.
کوچه طبرسی ۴۲ که به رسالت‌۱۷ ختم می‌شود، دارای شانزده‌فرعی است، ۶۵۰‌متر طول دارد و به‌دلیل مجاورت با بولوار طبرسی‌جنوبی، شیخ‌صدوق و المهدی از معابر مهم و پر‌رفت‌وآمد منطقه ۳ به شمار می‌رود.
کوچه یدالله، مانند بسیاری دیگر از مسیر‌های درون‌شهری مشهد، در سال‌های پس از پیروزی انقلاب‌ با روند نوسازی شدیدی رو‌به‌رو شد. بسیاری از خانه‌های حیاط‌دار قدیمی این مسیر تخریب شده و جای خود را به آپارتمان‌های چند‌طبقه داده‌اند.
اصغر محمودی می‌گوید: پدرم، با یک موتور یاماهای‌۱۰۰ همراه مادر و دو برادرم، از اهواز به مشهد سفر کردند و نمک‌گیر و پابند همسایگی امام‌رضا (ع) شدند. وقتی به اهواز برگشت، آن‌قدر از مشهد و حال و هوایش گفت که همگی هوایی شدیم و سال بعد خانه و زندگی‌مان را به این شهر آوردیم.
کتاب راهنمای مشهد اثر غلامرضا ریاضی که مهرماه ۱۳۳۴ منتشر شد، با هدف کمک به زائران تهیه شده و بخشی از سند هویتی مشهد در میانه دهه‌۳۰ و درست قبل از راه‌افتادن راه‌آهن است. این کتاب، بعد از خرید از یک مجموعه شخصی، در کتابخانه شهرداری مشهد نگهداری می‌شود.
خیابان سجادیه ۳۵ که از یک سو به امیریه‌۲۴ می‌رسد، معبری است که دسترسی‌های لازم برای ساکنانش فراهم شده است. این معبر فرعی پر از مجتمع‌های مسکونی تراکم‌بالا‌ست و مدرسه و بازار و همه امکاناتش در همین پنج‌سال اخیر فراهم شده است.
کوچه دلاوران ۷ در محله سرافرازان به نام شهیدحق‌شناس مزین شده است. این معبر تا سال ۱۳۷۰ جزو محدوده شهری نبود و پس از آن به‌تدریج وارد بافت شهر شده است. این کوچه به‌خاطر هم‌جواری با بوستان وفا، حال‌وهوای خوبی دارد.
تا پنجاه‌سال پیش، کوچه احد در فداییان اسلام‌۲۹ پر از زمین‌های کشاورزی و گندمزار بود. در دهه‌۷۰ این کوچه به نام «احد» پلاک‌گذاری شد و تا پیش از آن، به «آخرین کوچه نخریسی» شهرت داشت.
در آن زمان، تنها سه خانوار در کوچه‌ شهیداصلانی۹۷ زندگی می‌کردند. این خیابان، خاکی بود و امکاناتی نداشت. حسین غلامی، شاهد رشد تدریجی این محله از دهه۸۰ بود؛ روز‌هایی که محله کم‌کم روی آبادانی به خود دید.
بد نیست بدانیم اطلاعاتمان درباره معروف‌ترین خانه تاریخی مشهد پر است از اشکالات و، اما و‌اگرهایی که مثل یک ویروس در فضای اینترنت تکثیر شده است و حالا دیگر تشخیص درست از نادرست سخت به نظر می‌رسد.
آن سال‌ها در خیابان ثابتی۴ خبری از دیوار‌های سیمانی نبود، اما حالاردیف‌به‌ردیف خانه ساخته‌اند. اینجا یک زمین خاکی وسیع بود که برای ما بچه‌ها حکم استادیوم آزادی را داشت. با یک توپ پلاستیکی ساعت‌ها می‌دویدیم و خاک از سر و رویمان بلند می‌شد.
خانه تاریخی وهاب‌زاده یکی از بنا‌های تاریخی مشهد است که ثبت‌ملی شده؛ خانه بسیار بزرگ دو‌طبقه‌ که از ابتدای خیابان آخوند خراسانی شروع می‌شود و تا روبه‌روی سینما آسیا ادامه دارد. یکی از مکان‌هایی که رضاشاه در آن اقامت می‌کرده، خانه وهاب‌زاده بوده است.
کوچه شهید‌ابراهیمی‌۲۷ یکی از کوچه‌های پررفت‌وآمد و خاطره‌انگیز محله فاطمیه است؛ کوچه‌ای با حدود سیصد‌متر طول و بیست‌متر عرض که نامش به یاد میرزا‌احمد آقایی بناد‌کوکی مزین شده؛ شهیدی که روزگاری در همین محله زندگی می‌کرد.
گلشور؛ مزرعه‌ای قدیمی که امروزه به بوستانی بزرگ تبدیل شده است. این مکان زمانی قبرستان اصلی مشهد بوده؛ گورستانی احاطه‌شده در میان دودکش‌های بلند کوره‌های آجرپزی. گلشور قدیم همچنین به‌عنوان یک سنگر دفاعی یا هجومی نیز شناخته می‌شد.