مسجد امامزمان(عج) در صابر۵؛ مسجدی است در محله شقایق ۲ که درکنار قبرستان بنا شده و خشتخشت این بنا با پول اهالی خریداری شده که بیشترشان از قشر کارگر و بنّا هستند. آنها بدون دریافت هیچ مزدی، این مسجد را ساختهاند.
کوچه مدرس۸، معبری ششمتری است که دادگستری مشهد و ساختمان وکلا درست در ابتدای آن قرار دارد. قدمت بسیاری از خانههای این معبر بیشاز هفتادسال است. قدیمیها میگویند در دهه۴۰ جهودها ساکنان این معبر بودند.
خانه بهرامی واقع در امامرضا۲۲ عمارتی است که سردر باشکوه و منحصربهفردش، با طاق آجری، پیش از ورود، نگاه هر رهگذری را به خود جلب میکند.
کوچه شهیدحسنی۱۵ در محله رضائیه مسیری پرتردد و یکطرفه است. وجود مدرسهها و دو زمین ورزشی و همچنین فضای سبز باعث شده است در چهار فصل سال و در اکثر ساعات روز، تعداد زیادی کودک و نوجوان از این معبر عبور کنند.
مصطفی فضائلی بچه محله پایینخیابان و محدوده عیدگاه است؛ از آن بچهمحلهایی که باوجود سختیها و متروکهبودن خانه پدری، هنوز به آنجا سری میزند و درختان قدیمیاش را زنده نگه میدارد.
خیابان شهید فلاحی۸ به نام شهیدان بختی نامگذاری شدهاست و در محله لشکر قرار دارد. مصطفی و مجتبی بختی، دو شهید مدافع حرم، سالها ساکن همین خیابان بودند و سال۹۴ به دست تکفیریها در سوریه شهید شدند.
«پاساژ بلور» پاساژی است که نهتنها محل دادوستد ظروف بلور و چینی شد، بلکه باعث شد کوچه علامه مصباحیزدی ۴، قدمبهقدم به ردیفی از پاساژها و مغازههای بلورفروشی تبدیل شود؛ جایی که امروز آن را با نام «سرای بلور» میشناسند.
خیابان ایثارگران ۱۱.۳ در دهه ۵۰ مزروعی و پوشیده از محصولات جالیزی مثل طالبی، خیار و هندوانه بود. در ابتدای دهه۶۰ بنیاد مستضعفان، زمینها را دراختیار خانوادههایی که بیشتر از هفتهشتفرزند داشتند، قرار داد تا خانه بسازند.
کوچه پرورش ۳۵ معبری فرعی در محله دانشجوست که تا چهار دهه قبل محل کسبوکار گلخانهدارها بود و هر روز چند کامیون گل از این کوچه به نقاط مختلف کشور ارسال میشد. حالا هم از زیبایی چیزی کم ندارد.
حسین سراقینوغانی کودکیاش در تکیه علیاکبریها گذشت و نوجوانیاش پشت دخل مغازه رنگ و ابزار پدر در ابتدای کوچه آبمیرزا شکل گرفت. بعداز فوت پدر و مادرش از محله قدیمیشان دل کند و راهی قاسمآباد شد.
ازآنجاکه مسیحیان، بهعنوان پیروان یکی از ادیان الهی، در ایران همواره مورداحترام بوده و آزادانه زندگی و فعالیت کردهاند، در مشهد نیز که مذهبیترین شهر ایران است، حضور چشمگیری داشته و صاحبکلیسا بودهاند.
بولوار عبدالمطلب، امروزه بیش از سه کیلومتر طول دارد؛ اما این توسعه سههزارمتری، بهتدریج صورت گرفته است. در نقشههای دهه۱۳۶۰ به قبل، نشانی از وجود مسیری مستقل در محدوده امروزی بولوار عبدالمطلب نیست.
خیابان خرمشهر۱۳ که در دهه۲۰، «مهتاب» نامیده میشد و کوچه هم به «سیمتری بهار» شهرت داشت، اما در زمان جنگ تحمیلی، این محدوده به نام مناطق جنگی نامگذاری شد، این معبر هم «دارخوین» نام گرفت.
خیابان پیروزی ۲۰ که به نام شهیدعلیزاده نامگذاری شده، هرروز میزبان رفتوآمد پرشمار دانشآموزانی است که مسیر مدرسهشان از این معبر میگذرد. درکنار مدارس، وجود دو بوستان محلی، فضایی را برای اوقات فراغت و تعامل اهالی فراهم آورده است.
محله امامخمینی(ره) برای میترا ارزمانزاده فقط یک محل سکونت نیست. حالا هجده سال از زمانی که میتراخانم بهواسطه ازدواج ساکن محله شده میگذرد و به یکی از چهرههای شناختهشده تبدیل شده است.
زهرا فاطمی میگوید: اوایل که اینجا آمده بودیم، بهخاطر دوری از حرم خیلی ناراحت بودم اما بعدها شنیدم ایستگاه خط۱۲ در مسیر حرم تا وکیلآباد، تنها اتوبوس شبانهروزی شهر، نزدیک خانه ماست.بارها سحرها از این ایستگاه، راهی حرم شدهام.
پاساژ جواد با گذشت بیشاز نیمقرن هنوز در خاطره مشهدیها حضور پررنگی دارد. این پاساژ در خیابان خسروی یا همان شهیددیالمه، سالهاست که بهعنوان یکی از مراکز اصلی و بورس لوازم خرازی شناخته میشود.
ابتدای کوچه معلم۳۵ در احاطه تعمیرگاههای خودروست و میانه معبر با ساختمانهای مسکونی شکل گرفته است؛ ساختمانهایی که اکثرا نوساز هستند و در همین دو دهه ساخته شدهاند. مصالح شکلگیری خیلی از بناهای منطقه ۱۱ از این خیابان تأمین شده است.
علاقه حاجمهدی عبدی به محله قدیمیاش و تعلقخاطری که به اهالی رفته و مانده دارد، سبب شده دفتری بردارد و نقشه خیابانها و کوچهها را برای خود ثبت کند. او از قدیمیها میخواهد اگر جزئیاتی از گذشته دارند، اطلاعاتش را در اختیار بگذارند.
در نگاه اول، کوچه پیروزی۲۷ یک معبر ساده محلی به نظر میرسد، اما برای ساکنان اطراف میدان حر و بولوار پیروزی، نقشی فراتر از یک کوچه دارد. این گذر باریک سالهاست به میانبری برای فرار از گرههای ترافیکی میدان حر تبدیل شده است.