قدیم، اسم کوچههای این محدوده از محله فاطمیه، چیز دیگری بود؛ مثلا کوچه شهیدعلی قدمگاهی، معروف بود به «لاله». دوران جنگ، وقتی جوانهای محله یکییکی شهید میشدند، اسم کوچهها هم به نامشان تغییر میکرد.
بابک گوهرزاده در دهه ۶۰ در کوچهپسکوچههای محله شهیدبهشتی قد کشیده است؛ محلهای که هنوز هم برایش بوی گذشته میدهد. جالبترین نکته برای بابک گوهرزاده، این است که با وجود گذشت سالها، بافت محله تقریبا دستنخورده باقی مانده است.
برخی بر این باورند که محله قدیمی نوغان که در بخش شمالی مشهد قرار داشته، در محدوده این شهر باستانی قرار گرفته بوده و به همین دلیل هم آن را به نام «نوغان» میخواندند و البته هنوز هم به همین نام معروف است.
به گفته اهالی قدیمی، کوچه شهدای فاطمیون ۲۳ اصلیترین معبر محله کارمندان اول است. کوچهای عریض که قبل از انقلاب اسلامی پر بوده است از خانههای ویلایی ۱۵۰ تا ۱۶۰متری که مالکان آنها کارمندان یا نظامیها بودهاند.
حبیب براتیگلخندان میگوید: نبش نسترن۱۱ یک ساندویچی باکیفیت بود که همه صف میکشیدند. معمولا یکساعت در صف میایستادیم تا نوبتمان شود؛ بچههایم در همین صف دوست پیدا کردند و ما هم با پدر و مادرشان آشنا و دوست شدیم.
کوچه دادگر ۱۷ در طول روز بهواسطه وجود سه مرکز آموزشی، پرتردد است و نیمی از مساحت آن به مدارس اختصاص یافته. اولین ساکنان این مسیر، کارمندان دادگستری بودند که از حدود ۲۵سال قبل در این معبر ساکن شدند.
الحاق این محدوده به فضای شهری در دوازدهسال قبلتر هم دردی از اهالی دوا نکرد و به اعتقاد خیلی از آنها هویت میراث فرهنگی توس، روند کار و یافتن راهی برای صدور جواز ساختوساز را کند کرده است.
کوچه ابرار۵ در محله رسالت تا اوایل دهه۶۰ جزو محدوده شهری نبود و کمکم وارد بافت شهری شده است. استقرار مسجد و دو حسینیه و چندین مدرسه، جریان زندگی روزمره را در این کوچه پرتکاپو کرده است.
خیابان خرمشهر ۱۹ تا دهه ۶۰ «خیام» نام داشت، اما به این دلیل که خیابان دیگری در شهر به این نام پلاکگذاری شده بود، نامش تغییر یافت. معابر اطراف این خیابان، نام مناطق جنگی مانند شوش، دارخوین را بر خود دارند و این معبر نیز هویزه نامیده شد.
محمدرضا کاظمی تعریف میکند: بین پروین اعتصامی ۱۷ و ۱۹ گاراژی قدیمی بود که مکانی برای شیطنتهای بچگانهمان بود. هر زمان میخواستم پولی را پنهان کنم، میان آجرهای دیوار گاراژ قایمش میکردم.
کف کال امیرآباد آن سالها خاکی بود و هربار که سیلاب میآمد، همهچیز را با خودش میکشید؛ یکبار، بچه پنجساله همسایهمان موقع بازی داخل کال افتاد و غرق شد. این اتفاق یکی از تلخترین خاطرات محمود امجدی از محله است.
کوچه پنجتن۷۰ که با نام حسن حسینیان شناخته میشود، در محله شهیدقربانی قرار دارد. وجود مسجد، مدرسه و چند مرکز فرهنگی هم باعث شده است این کوچه از نظر فعالیتهای اجتماعی و فرهنگی ظرفیتهای شایانتوجهی داشته باشد.
قدیمها در محله وکیلآباد «ننه جلال» هم ماما بود، هم دکتر گیاهی، گوش سوراخ میکرد و خلاصه مشکلگشای محل بود. همه برای مشکلاتشان پیش او میرفتند. او ملاباجی مکتبخانه قرآنی قلعه بود که هنوز هم پابرجاست.
سیدمصطفی مصطفوی که معلم بازدنشسته است بهدلیل آرامش الهیه ساکن این محله شد، میگوید: با ساخت هر بنا در زمینهای خالی، یک اتفاق عمرانی خوب هم در محله میافتاد و همه حوزهها کمکم رشد کرد.
قرارشان سهشنبههای هر هفته، چند ساعت پیش از نماز ظهر روز نظافت مسجد صاحبالزمان(عج) است. هیچ اجباری هم برای آمدن در کار نیست. یکیدو نفر از خانمها بدون گلایه، از پایههای ثابت این کار هستند.
مسجد امامزمان(عج) در صابر۵؛ مسجدی است در محله شقایق ۲ که درکنار قبرستان بنا شده و خشتخشت این بنا با پول اهالی خریداری شده که بیشترشان از قشر کارگر و بنّا هستند. آنها بدون دریافت هیچ مزدی، این مسجد را ساختهاند.
کوچه مدرس۸، معبری ششمتری است که دادگستری مشهد و ساختمان وکلا درست در ابتدای آن قرار دارد. قدمت بسیاری از خانههای این معبر بیشاز هفتادسال است. قدیمیها میگویند در دهه۴۰ جهودها ساکنان این معبر بودند.
خانه بهرامی واقع در امامرضا۲۲ عمارتی است که سردر باشکوه و منحصربهفردش، با طاق آجری، پیش از ورود، نگاه هر رهگذری را به خود جلب میکند.
کوچه شهیدحسنی۱۵ در محله رضائیه مسیری پرتردد و یکطرفه است. وجود مدرسهها و دو زمین ورزشی و همچنین فضای سبز باعث شده است در چهار فصل سال و در اکثر ساعات روز، تعداد زیادی کودک و نوجوان از این معبر عبور کنند.
مصطفی فضائلی بچه محله پایینخیابان و محدوده عیدگاه است؛ از آن بچهمحلهایی که باوجود سختیها و متروکهبودن خانه پدری، هنوز به آنجا سری میزند و درختان قدیمیاش را زنده نگه میدارد.