حاج محمد فهمیده از قدیمیهای جبهه در محله آبکوه است
زهره الوندی | تاریخ هر چقدر هم که دامنش گسترده باشد، ذهن فراموشکاری دارد. تقصیر خودش نیست. این غبار زمان است که چهره وقایع را میپوشاند، اما اتفاقاتی هستند که انگار بر تن تاریخ حک شدهاند. مانایی آنها را انسانهایی رقم زدهاند که ادعای قهرمانی نداشته و ندارند. دفاع هشتساله ایران در مقابله حمله دشمن بعثی و همپیمانان پیدا و پنهانش نمونهای از این وقایع است. اما پیدا کردن این آدمها کار چندان دشواری نیست، کافیست توی خیابان که از کنار مردی میگذرید، بزنید سر شانهاش و بگویید: «حاجی تویی؟ با مرام کجایی که از خط مقدم تا پشت خاکریز دنبالت گشتم و پیدات نکردم.»
در این شماره «شهرآرا محله» سراغ یکی از همین استخوانخردکردهها رفتیم که کسی تا به امروز احوالی از او و خاطراتش نگرفته بود. حاج محمد فهمیده از اهالی پیشکسوت و قدیمی منطقه یک میباشد که از ابتدای تولدش تاکنون در محله آبکوه مشهد ساکن بوده است. او در این گزارش برایمان از اوضاع و احوال جنگ و نقش هممحلهایهایش در پشت و جلوی جبهه میگوید.
حمایت همسایهها از جبهه پررنگ بود
محمد فهمیده در روزهای ابتدای جنگ یک نوجوان ۱۳ساله با سری پرشور بوده است. وی میگوید: در آن زمان به عشق امام (ره) و دفاع از کشور به همراه چند تن دیگر از دوستان و اهالی محل درس را رها کرده و عازم جبهه شدیم. پس از آموزشهای لازم در مرحله دوم عملیات آزادسازی خرمشهر شرکت کردم. متاسفانه در این عملیات تعدادی از هم محلهایهایم که با هم عازم شده جبهه شده بودیم، شهید شدند. به بیان او محلاتی که امروز در محدوده منطقه یک شهرداری قرار میگیرند، سه دهه پیش در بحث اعزام نیرو و کمکهای پشت جبهه بسیار فعال بودهاند!
محمد فهمیده در روزهای ابتدای جنگ یک نوجوان ۱۳ساله با سری پرشور بوده است که به همراه دوستانش به جبهه رفت
مساجد، پایگاههای مهم اعزام بودند
فهمیده توضیح میدهد که؛ «مساجد امام رضا (ع) و حضرت رسول (ص) و پایگاه مقاومت بسیج بعثت در خیابان ششصددستگاه مکانهایی بودند که رزمندگان از آنجا به جبهه عازم میشدند. همچنین مکانی نیز در کنار مسجد امام رضا (ع) واقع شده بود که اکنون تبدیل به خیریه شده است، در آن زمان، در آنجا کمکهای پشت جبهه جمعآوری میشد. خانمی به نام حاج خانم اکبری مدیریت این کار را بر عهده داشت و هنوز نیز در آن مکان حضور دارد و در غالب خیریه به ادامه فعالیتهای انقلابیاش مشغول است. در سالهای ۶۴ و ۶۵ پایگاههای دیگری نیز برای اعزام به جبهه در این منطقه فعال شدند، اما عمده اعزامها از مراکز مذکور انجام میگرفت.»
نتوانستند جلویش را بگیرند
اما فهمیده از آن روزها خاطراتی دارد که روی شانههایش سنگینی میکنند؛ «خاطرم هست، یکی از بچههای محل که در زمان جنگ تنها ۱۲ سال سن داشت، تاریخ تولدش را در شناسنامه دستکاری کرده بود، تا بتواند به جبهه عازم شود. او از شناسنامهاش کپی گرفته و سپس تاریخ تولدش را مخدوش کرده بود، از کپی مخدوش چند کپی دیگر گرفته بود، اما با این حال لو رفت، ماموران اعزام متوجه این اقدام وی شدند و از اعزامش جلوگیری کردند. وی جثه کوچکی داشت و حتی سنش از ۱۲ سال نیز کمتر به نظر میرسید، اما او از تلاش برای اعزام دست نکشید و در اتوبوس رزمندگان مخفی شد و به جبهه آمد و نهایتا پس از چند ماه نیز شهید شد...»
به گفته این هممحلهای قدیمی، شهیدان عزیزی، مصطفی اکرمی، محبوب، جابری و شهید ابنالرضا از جمله شهدای این منطقه میباشند. «متاسفانه، چون تاکنون اقدام خاصی جهت دور هم جمع شدن اهالی صورت نگرفته، از اغلب خانوادههای شهدا و ایثارگران منطقه اطلاعی ندارم.»
اهالی جبهه و جنگ را دور هم جمع کنید
حاج محمد فهمیده در ادامه صحبتهایش خواستار دور هم جمع شدن مجدد اهالی قدیم منطقه یک و خاطرهسازی از دوران دفاع مقدس میشود. وی ادامه میدهد: در آن دوران که عمدتا اهالی منطقه یک را خانوادههای اصیل و نسبتا مرفه مشهد تشکیل میدادند؛ شور و صفای خاصی وجود داشت. اما اکنون همه آن روزهای خوب فراموش شده است و آن خاطرات خوب جایی توی سینه این اهالی خاک میخورند و هیچکس سراغی از آن روزها و ایثارگریهای آن ایام نمیگیرد.
او برایمان توضیح میدهد که حاج آقای جهان، حاج آقای ابتدایی و حاج آقای دباغ از پیشکسوتان محل هستند که در آن زمان در اقدامات مربوط به پشت جبهه و همچنین اعزام رزمندگان و ارشاد جوانان جهت پیوستن به بسیج فعالیتهای قابل توجهی را ارائه میکردند؛ «خوشبختانه هر سه این پیشکسوتان هنوز در قید حیات هستند و به شکل دیگری در جهت حفظ حیات انقلاب اسلامی تلاش میکنند.»
*این گزارش مهر سال ۹۰ در شماره ۲ شهرآرامحله منطقه ۱ چاپ شده است.

