محله آبکوه

محله

آبکوه

محله آبکوه به احتمال زیاد باید همان «کاریز لبِ کوهی» نام برده شده در وقف‌نامه گوهرشاد، باشد. زمین‌های این روستا، چون از رودخانه بند گلستان و بازه طلخان مشروب می‌شده، به اراضی آبِ کوهی و بعد‌ها به آبکوه شهرت یافته است. قلعه آبکوه از موقوفات قدیمی آستان قدس رضوی است.

 

محله آبکوه
روز‌های بعد انقلاب جلوی در ورودی مسجد سنگری ایجاد کرده بودند برای گشت‌های شبانه و ایجاد امنیت در محله. این مسجد ساده با اندک امکاناتش فضای خوبی برای انجام امور فرهنگی بود. کتابخانه کوچکش هنوز هم حسابی پُر مشتری است.
همه‌چیز از یک جلسه ساده قرائت قرآن در بولوار شهیدصادقی شروع شد. حالا ۲۷سال از آن روزها می‌گذرد که نرجسیه دیگر تنها یک مکتب آموزشی نیست؛ جریانی است از جنس عشق که به نیازمندان بسیاری حتی در روستا‌های دورافتاده خیررسانی کرده است.
حسین بادامکی اولین توپ‌ها را در زمین دهداری زده است و، چون استعداد خوبی داشته بلافاصله نگاه مسئولان ابومسلم و اکبر میثاقیان مربی آن دوران این تیم را به خود جذب می‌کند و این‌گونه حسین جوان مشکی‌پوش می‌شود.
حاج محمد فهمیده از قدیمی های جنگ و جبهه در محله آبکوه است. بسیاری از رفقا او در جبهه شهید شدند. او می‌گوید: مساجد امام رضا (ع) و حضرت رسول (ص) و پایگاه مقاومت بسیج بعثت در خیابان ششصد‌دستگاه مکان‌هایی بودند که رزمندگان از آنجا به جبهه عازم می‌شدند.
مسجد بنی‌هاشمی با تاریخچه‌ای نزدیک به یک قرن در محله آبکوه فعالیت دارد و علاوه بر محلی برای اقامه نماز، مکانی برای برگزاری مرام مذهبی و فرهنگی و همچنین آموزش قرآن است.
از هفده‌سال پیش تا امروز، هرسال ماه مهمانی خدا، خانه پدری بی‌بی‌آمنه قیصری میزبان بانوانی است که نه‌فقط برای یادگرفتن، که برای گرم‌شدن دل‌هایشان، دور هم جمع می‌شوند. جلسات قرآن در این خانه، تکه‌ای از زندگی فرهنگی و اجتماعی آبکوه است.
در منطقه یک مشهد، خاطرات هندوانه‌های حاج‌محمد و کرسی‌های نشیمن، امروز با نوای روضه و صله‌رحمی سیاه‌پوش درآمیخته تا تولد دوباره‌ای از خورشید را نوید دهد.
در کارگاه نمور محله آبکوه، استاد امیر غلام‌نژاد، چوب‌های بی‌جان را با هنر خراطی به آثار جاودان تبدیل می‌کند. او که سال‌هاست عشق را با قلم روی چوب حک می‌کند، اکنون نگران فراموشی این هنر اصیل در هیاهوی دنیای مدرن است.
اهالی محله آبکوه روزگار گذشته را اینطور روایت می‌کنند: یک خانه ۲ هزار متری بود و تعداد زیادی هم‌خانه، هنگام غروب مرد‌ها فرش‌ها را در صحن حیاط پهن می‌کردند تا سفره همه پهن شود، هر کس هر غذایی داشت می‌آورد.
خیابان فلسطین‌۲۶ یکی از خیابان‌های پر‌تردد بولوار فلسطین است. بااینکه این معبر عرض زیادی دارد، به‌خاطر فعالیت شرکت آب و فاضلاب مشهد و دبیرستان انرژی اتمی در آن، گرفتار معضل ترافیک است.
پس‌از شانزده‌سال، هنوز بافت آبکوه به نتیجه نرسیده است و حال و روز خوبی ندارد، در حالی که سال۱۳۸۴ نوسازی و بهسازی بافت فرسوده کلید خورد و محله آبکوه هم مشمول مصوبه شورای عالی معماری و شهرسازی ایران بود!
مغازه کوچک علی اصغری معلم قرآن و اولين خياط محله آبكوه هنوز محلی ثابت برای رفع گرفتاری‌ها و ریش‌سفیدی، برطرف کردن اختلافات خویشاوندی، تحقیق در امر ازدواج و پاتوق دوستان قدیمی است.
حمام بلور را که ساختند، دیگر کسی به حمام قدیمی نمی‌رفت. حاج‌تقی خدادادی و حاج‌آقا ابراهیم‌زاده مالکان حمام بودند. آن‌ها برای تبلیغ حمام، یک ماشین فولکس‌واگن گرفته بودند.
در میان مزارعی که آب قنات آن‌ها، ناجی تشنگان مشهدی می‌شد، نام مزرعه «سَرده» از جایگاه ویژه‌ای برخوردار است؛ هرچند‌که در گذر تاریخ، این نام تحت‌تأثیر نام مزارع بزرگ اطراف خودش، مانند «سعدآباد»، قرار گرفت.
حمید صداقت می‌گوید: پنج‌شش سال قبل به این فکر کردیم کاری برای درگذشتگانمان انجام دهیم؛ تصمیم گرفتیم عکس‌هایشان را روی دیوار حسینیه نصب کنیم. برای گرفتن عکس‌ها خانه‌به‌خانه رفتیم تا از خانواده‌هایشان عکس بگیریم.
حاج محمد جلایری‌خیابانی تعریف می‌کند: قدیم مثل الان پول دست مردم نبود. پدرم برای اینکه حسابش درست باشد، پول حلبی با اسم خودش درست کرده بود. 
خانه پدری‌ام چهارراه عامل بود. آنجا برق و نفت بود، اما قلعه آبکوه هنوز نه برقی داشت و نه نفت در آن به فراوانی شهر بود. هیزم بود و کبریت. ما تا سال‌ها روی آتش غذا درست می‌کر‌دیم تا کم‌کم چراغ نفتی گرفتیم.
سیدقاسم حسینی معروف به «سید آسیابان» آخرین آسیابان زنده محله آبکوه است. او گذشته‌ای را به خاطر می‌آورد که سنگ بیشتر آسیاب‌ها با نیروی حیواناتی مثل الاغ و گاو یا با نیروی آب به حرکت در‌می‌آمد.
حاج‌محمد‌محسن طیرانی، عطار‌زاده‌ای است که علم طبابت را از پدرش، حاج احمد و او از پدر و پدربزرگش، ملاعلی و ملااحمد عطار آموخته است.بناست خاندان طیرانی فرمول‌های ترکیبات تجویزی پدربزرگشان را گردآوری کنند.
فرزند شهید مدافع حرم، مهدی محمدی‌مفرد دو‌روزه بود که او رفت و روز ۱۵ بهمن در‌جریان آزادسازی دو شهرک شیعه‌نشین مورد اصابت گلوله قرارگرفت و به شهادت رسید.