پرواز سرگردخلبان علی خوشنیت از جبهه تا حرمرضوی
مریم شیعه| هنوز آفتاب کامل بالا نیامده است. روی باند پایگاه چهارم شکاری دزفول، جنگندههای F-۵ آماده پروازند. یک روز از حمله عراق به فرودگاهها و پایگاههای هوایی ایران میگذرد. حالا نوبت پاسخ است؛ پاسخی که باید هم زمان از چند پایگاه برخیزد. از مرز بگذرد و به فرودگاههای نظامی عراق برسد. «غلامعلی خوش نیت» یکی از خلبانان همین پایگاه است.
او سوار جنگندهای میشود که سالها برای پرواز با آن آموزش دیده است. هواپیماها یکی پس از دیگری راه میافتند. کسانی که کنارشان کار میکنند و تا لحظه برخاستن، چشم از آنها برنمی دارند. خلبانانی که قرار است از آسمان شهری بگذرند که هنوز صدای حمله دیروز دشمن در گوششان میپیچد.
نام عملیات «کمان ۹۹» است. عملیات گستردهای که بعدها به «پرواز ۱۴۰ فروندی» مشهور میشود. در موج نخست، ۱۴۰جنگنده از چند پایگاه برای حمله به اهدافی در عراق از مرز عبور میکنند و هواپیماهای دیگر، کار پشتیبانی و حفاظت را بر عهده دارند. F-۴ و F-۵ها مأمور حملهاند. هدفها پراکندهاند. پایگاههایی در کوت، شعیبیه، موصل، ناصریه و اطراف بغداد. قرار نیست یک نقطه زده شود و هواپیماها برگردند؛ نیروی هوایی میخواهد توان پرواز و سازمان دهی حمله دوباره را در چند نقطه عراق هم زمان مختل کند.
برای پایگاه دزفول، هدف «ناصریه» است. چهل جنگنده F-۵ این پایگاه در حمله به ناصریه حضور دارند. خوش نیت در این عملیات شرکت دارد. تنها یک روز از اعلام رسمی جنگ میگذرد و نیروی هوایی، بلافاصله دست به کار میشود. توی کابین، اجزای روی زمین به نقطههای کوچک تبدیل میشوند. بالا و بالاتر میرود.
دزفول برای خوشنیت فقط نام یک پایگاه در پرونده خدمت نبود، جایی بود که باید از آن برخیزد و به آن بازگردد
خلبانها میدانند که رفتن با خودشان است و بازگشتن... ممکن است بازگشتی در کار نباشد. آن صبح، هواپیماها برمی گردند و باند دوباره پذیرای آنها میشود، اما برای خلبانان دزفول، پایان کمان ۹۹ پایان کار نیست. جنگ تازه شروع شده است. از این پس هر بار که خوش نیت به آسمان میرود، مسیر رفت را باید با احتمال ناتمام ماندن راه برگشت طی کند.
پیش از آن صبح
سالها پیش از کمان ۹۹، در فروردین ۱۳۲۸، غلامعلی خوش نیت در تربت حیدریه به دنیا آمد؛ نام کامل او را در برخی منابع «غلامعلی خوش نیت کاریزبالا» نوشتهاند. در بهمن ۱۳۴۹ به نیروی هوایی پیوست. راه رسیدن به کابین جنگنده کوتاه نبود. او برای گذراندن دوره پیشرفته پرواز به آمریکا رفت. در سال ۱۳۵۳ به ایران برگشت. سپس به عنوان خلبان F-۵ به پایگاه چهارم شکاری منتقل شد. این چند تاریخ، بخش بزرگی از جوانی او را در خود فشردهاند. دزفول برایش فقط نام یک پایگاه در پرونده خدمت نبود، جایی بود که باید از آن برخیزد و به آن بازگردد؛ جایی که آشنایی با باند و هواپیما، با آشنایی با آدمها همراه میشود.
در آغاز جنگ، خوش نیت حدود سی ویک سال داشت. پشت سرش سالهای آموزش و پرواز بود و پیش رویش روزهایی که فرصت چندانی برای مکث نمیگذاشتند. نخستین روز مهر با عملیات کمان ۹۹ گذشت. پایگاه دزفول، اما همچنان درگیر مأموریت بود. خلبانی که از یکی از بزرگترین عملیاتهای هوایی ایران برگشته بود، باید بار دیگر برای پرواز آماده میشد.
راهی که به حرم رسید
چند روز از آغاز جنگ نگذشته است. این بار مأموریت خوش نیت، حمله به نیروهای عراقی در محدوده مهران تا دهلران است. جنگنده F-۵ از دزفول برمی خیزد و به سوی منطقه مأموریت میرود. او هدف را با وجود آتش پدافند بمباران میکند. راه بازگشت را در پیش میگیرد. باند دزفول مقصد این پرواز است؛ همان جایی که بارها پایان مأموریت هایش را دیده است.
خوش نیت هنگام نزدیک شدن برای فرود، در ارتفاع پایین، هدف آتش پدافند قرار میگیرد. فرصت خروج از هواپیما را پیدا نمیکند و به شهادت میرسد. او پایگاه را میبیند، اما نمیتواند روی آن فرود بیاید. چند روز بعد، پیکرش به مشهد میرسد. این بار، او مسیر هواپیما را تعیین نمیکند. صبح ۸مهر ۱۳۵۹، ساعت ۱۰، تشییع از بیمارستان لشکر در خیابان بهار آغاز میشود. مردم از میدان امام رضا (ع) و خیابان امام رضا (ع) میگذرند و به سوی حرم میروند. خانواده اش در میان جمعیت حضور دارند.
استاندار وقت خراسان و حجت الاسلام هاشمی نژاد نیز در مراسماند. برای شهری که جنگ را تا آن روز بیشتر از راه خبرها شناخته، این پیکر نشانه نزدیکی ناگهانی آن است. خلبانی که از خراسان برخاسته بود، حالا از میان خیابانهای مشهد به سوی محل خاک سپاری در حرم امام رضا (ع) رهسپار میشود.
* این گزارش پنجشنبه ۲ مهرماه ۱۴۰۵ در شماره ۴۸۶۵ روزنامه شهرآرا صفحه تاریخ و هویت چاپ شده است.