کد خبر: ۱۵۴۶۳
۲۹ شهريور ۱۴۰۵ - ۰۸:۰۰
زهره فریمانی

زهره فریمانی با پسماند، اثر هنری خلق می‌کند

زهره فریمانی سال‌هاست به دورریز‌های معمولی یک خانه و آشپزخانه نه به چشم زباله که با نگاهی خریدارانه توجه می‌کند. با این اعتقاد که آنچه همه زباله و پسماند می‌نامند، هنوز ظرفیت بزرگی برای ادامه زندگی دارد. او معتقد است پسماند پایان راه نیست!

اگر به شما بگویند چیز‌هایی که هر روز، بدون لحظه‌ای درنگ، راهی سطل زباله می‌کنیم، می‌توانند ماده اولیه خلق یک اثر هنری باشند، چه واکنشی خواهید داشت؟ اگر بدانید، چیز‌هایی مثل تفاله چای، پوست تخمه، هسته میوه‌ها، پوست تخم‌مرغ، کلاهک خرما و حتی پوست میوه‌ها و برگ درختان، می‌توانند تکه‌هایی کوچک از یک نقش و طرح بزرگ در یک تابلو هنری باشند، باور می‌کنید؟

کافی است قبل از آنکه همه این چیز‌ها را به نام زباله از جلو چشم‌هایمان دور کنیم، با اندکی مکث نگاهی دوباره به آنها بیندازیم. کاری که زهره فریمانی سال‌هاست مشغول انجام آن است و به دورریز‌های معمولی یک خانه و آشپزخانه نه به چشم زباله که با نگاهی خریدارانه توجه می‌کند. با این اعتقاد که آنچه همه زباله و پسماند می‌نامند، هنوز ظرفیت بزرگی برای ادامه زندگی دارد.

مسیری که می‌تواند پسماند را از سطل زباله به روی بوم ببرد و از چیزی که قرار بود فراموش شود، اثری زیبا و ماندگار بسازد. این روایت کارمندی پرتلاش و مسئولیت‌پذیر است که معتقد است پسماند پایان راه نیست؛ شاید درست از جایی که ما آن را تمام‌شده می‌بینیم، بتوان برایش زندگی دیگری آغاز کرد.

 

مسیر جدیدی برای زباله‌ها

زهره زرکش‌فریمانی بانوی محله شهیدقربانی و کارشناس سازمان مدیریت پسماند شهرداری مشهد است. او معتقد است مدیریت پسماند فقط جمع‌آوری و دور کردن زباله نیست؛ بخشی از آن به تغییر یک نگاه فراگیر مربوط می‌شود؛ «ما باید بدانیم هر چیزی که مصرفش تمام شده، الزاما دورریختنی و بی‌ارزش نیست. هر بار که می‌خواهم چیزی را دور بریزم اول خوب نگاهش می‌کنم تا مطمئن بشوم می‌شود دوباره آن‌را در راهی مصرف کرد یا نه. گاهی یک ماده دورریختنی می‌تواند وارد چرخه دیگری شود و در قالبی تازه دوباره ارزش پیدا کند. هنر یکی از همین مسیرهاست.»

در خانه فریمانی، این تغییر نگاه را می‌توان در ظرف‌های مختلفی دید که هرکدام محل دپو یک نوع پسماند است. ظروفی مجزا برای هسته‌های کوچک سیب و گلابی، پوست تخمه، پوست تخم‌مرغ، کلاهک خرما، تفاله چای و.... همه اینها مواد اولیه خلق یک اثر هنری‌اند. می‌گوید: همه اینها را با حوصله جمع می‌کنم و بعد از شستن و تمیزکردن، خشک و آماده می‌شوند برای استفاده.

در این مسیر همه اعضای خانواده کمک کار من هستند؛ به‌خصوص مادرم با صبر و حوصله پسماند‌های‌تر را برای من آماده می‌کند. اتفاق جالب و حائز اهمیتی که می‌افتد این است که در خانه ما پسماند‌تر ارزش و اعتبار خودش را دارد. مثلا در خانواده‌های دیگر اگر یک هسته کوچک سیب از دستشان بیفتد شاید اتفاق خیلی مهمی نباشد. اما من وقتی یک هسته سیب یا یک کلاهک خرما از دستم بیفتد تا پیدایش نکنم بی‌خیال نمی‌شوم.

 

زهره فریمانی

 

قصه‌ای که از تفاله چای شروع شد

جلو می‌روم و از نزدیک نگاهی به آثار هنری زهره‌خانم می‌اندازم. همه آنها از دور شبیه نقاشی هستند، اما وقتی از نزدیک نگاهشان می‌کنی، دیدن آن همه جزئیات و طرح و رنگ، آن هم بدون استفاده از ذره‌ای رنگ یا قلم‌مو آدم را به شگفتی می‌اندازد. جالب این است که هر کدام از تابلو‌ها از ماده اولیه‌ای تقریبا مرتبط با ماهیت خودشان درست شده‌اند. مثلا تابلو لبخند جاودانه چارلی چاپلین که یکی از ستاره‌های سینمای جهان است، با استفاده از پوست تخمه و تابلو نیوتن، به‌خاطر نقش سیب در کشف جاذبه با هسته‌های سیب ساخته شده.

اولین کار فریمانی ساخت پرتره لئوناردو داوینچی با استفاده از تفاله چای کله‌مورچه بود، تابلویی که پس از نزدیک به ۶سال، بافت آن هنوز سالم و بی‌عیب و نقص مانده است؛ «قصه این کار از زمان کرونا شروع شد. وقتی که به‌خاطر شرایط دور از کار توی خانه بودم به فکر انجام چنین کاری افتادم. طرح را روی یک مقوای معمولی که اتفاقا، آن هم نوعی پسماند بود، کشیدم و بعد دانه‌دانه تفاله‌های چای را روی آن چسباندم. تمام هزینه این تابلو فقط یک چسب بود و البته یک سال زمانی که برای ساخت آن گذاشتم. چون حتی برای انتخاب تفاله وقت صرف می‌کردم و بعد آن را در طرح جای‌گذاری می‌کردم و می‌چسباندم.

 

زهره فریمانی

 

سختی‌هایی که شیرین می‌شوند

مکث دوباره‌ای روی تابلو لبخند جاودانه چارلی چاپلین می‌کنم. اثری که به‌تازگی در یک نمایشگاه آثار هنری مجازی، مشترک میان ایران و ژاپن با عنوان «ساکورا» به نمایش درآمده است؛ «وقتی نمایشگاه آغاز به کار کرد و آثار به نمایش درآمده را دیدم، اکثر کار‌ها نقاشی با متد‌های مختلف بود. تنها کار متفاوت، همین تابلو کلاژ آن هم با استفاده از پسماند‌ تر بود. کاری که شکر خدا بازخورد‌های بسیار خوبی دریافت کرد و به‌خصوص هنرمندانی از ژاپن در این رابطه با من ارتباط گرفتند و برایشان بسیار جذاب بود که چنین اثری فقط با استفاده از پوست تخمه خلق شده باشد. 

وقتی از من خواستند برای این اثر قیمتی تعیین کنم واقعا نتوانستم، چون از نظر من این کار ارزشی ورای این مسائل دارد

وقتی از من خواستند برای این اثر قیمتی تعیین کنم واقعا نتوانستم، چون از نظر من این کار ارزشی ورای این مسائل دارد. اگرچه وقت بسیار زیادی برای ساخت آنها صرف کرده‌ام و صبر و حوصله بسیاری هم در زمان انجام آن باید به خرج داد، اما باید بگویم در تمام لحظاتی که درحال ساخت این تابلو‌ها هستم، گذشت زمان را حس نمی‌کنم و خستگی برایم بی‌معناست. حتی سختی‌های کار برایم بی‌اندازه شیرین است.»

 

رؤیای اجرای کلاژ پسماند در دانشگاه

فریمانی از همان زمان شروع کار تصمیم گرفت سراغ مشاهیر برود؛ شخصیت‌هایی از کشور‌های مختلف و در حوزه‌های مختلف. تا الان هر سال یک تابلو به این مجموعه اضافه کرده و حالا ایده‌های دیگری هم در ذهن دارد؛ ساخت تصویر رونالدو در حوزه فوتبال و انتخاب چهره‌هایی از حوزه‌های مختلف سینما، شعر و هنر. کاری که شاید تنها برای تفنن در عصر رکود و رخوت کرونا آغاز شد حالا به هدف و آرزویی بزرگ بدل شده است.

زهره‌خانم حالا به فکر برگزاری یک نمایشگاه انفرادی از این آثار است؛ نمایشگاهی که برای برپایی آن باید حداقل سی‌اثر آماده داشته باشد و از حالا به بعد، این هنر و علاقه با جدیت بیشتری از طرف او پیگیری می‌شود. اما هدف دیگری نیز در کار است؛ «در نظر دارم این شیوه خلق اثر با پسماند‌تر را به مرحله‌ای برسانم که در دانشگاه‌ها نیز به‌عنوان یک رشته هنری ارائه شود. همان‌طورکه می‌دانید در هنر تصویرسازی و نقاشی، کلاژ یکی از راه‌های ایجاد اثر هنری است. آرزویم این است که رشته‌ای جداگانه ایجاد شود که در آن استفاده از بافت و رنگ طبیعی پسماند‌ها به عنوان مواد اولیه اصلی مورد استفاده قرار بگیرد.»

 

زهره فریمانی

 

از نقاشی‌های کودکی تا دنیای پسماند

فریمانی اگرچه فارغ التحصیل رشته گرافیک از دانشگاه است، سرنوشت او را به راهی آورده که علاقه و موفقیتش در آن است. خودش تعریف می‌کند: از کودکی به نقاشی و هنر علاقه خیلی زیادی داشتم. یادم هست وقتی کلاس اول بودم و از ما می‌خواستند سر کلاس، نقاشی بکشیم به نقاشی بچه‌ها نگاه می‌کردم و می‌دیدم که آدم‌ها را چقدر معمولی می‌کشند. مثلا آدم‌های توی نقاشی‌شان دست و انگشت نداشتند. اما من از همان ابتدا بدون هیچ آموزشی با جزئیات تمام نقاشی می‌کشیدم و خیلی علاقه داشتم.

آرزویم این است که رشته‌ای ایجاد شود که در آن استفاده از بافت و رنگ طبیعی پسماند‌ها به عنوان مواد اولیه اصلی استفاده شود

ورودم به رشته گرافیک به دلیل علاقه هنری‌ام بود و البته که از همان موقع، به کار ساخت کاردستی با انواع دورریز‌های خشک مشغول بودم. همین علاقه باعث شد که از ابتدای جوانی وارد سازمان مدیریت پسماند شوم و به‌عنوان مربی در مدارس و فرهنگ‌سرا‌ها به آموزش کاردستی و فعالیت‌های خلاقانه با دورریز‌ها مشغول شوم.

 

۲۰ سال برای تغییر یک نگاه

۲۰ سال فعالیت در حوزه کار با پسماند‌ها تجربه ارزشمندی برای فریمانی به ارمغان آورده. علاقه و فعالیت او به مرور از یک وظیفه شغلی فراتر رفته و تبدیل به بخشی از شخصیت او برای معنابخشی به پسماند‌ها شده است؛ «در همه این سال‌های خدمت، کار‌های زیادی انجام دادم. بسیاری اوقات بدون دریافت هزینه و به قول معروف برای دل خودم در مدارس و فرهنگ‌سرا‌ها و هر جایی که بشود با کودکان و نوجوانان ارتباط گرفت، دوره‌های مختلفی برگزار کردم تا اهمیت کار و مدیریت پسماند‌ها را به بچه‌ها بفهمانم.

همه و همه به‌خاطر اثرگذاری در تغییر نگاه در فرزندانمان و در نسل بعد بوده است؛ صرفا با این هدف که ارزش هر چیزی را درک کنند و حتی برای چیزی به نام پسماند برنامه‌ای برای زندگی بخشی دوباره بیابند. ترغیبشان می‌کردم که با وسایل دورریختنی هنر و خلاقیتشان را به کار بگیرند و برای تشویق آنها از کارهایشان عکس می‌گرفتم و می‌فرستادم برای روزنامه‌ها.»

 

زهره فریمانی

 

دلم برای پسماند‌تر می‌سوزد

از فریمانی می‌پرسم آیا می‌شود هر زباله‌ای را به عنوان مواد اولیه به کار برد. او در پاسخ به نوع نگاه آدم‌ها شاره می‌کند؛ «این برای هر کسی متفاوت است. همه‌چیز برمی‌گردد به خلاقیت و ایده ذهنی هر کس. شاید من با دیدن یک پسماند بتوانم چیزی را در ذهنم خلق کنم و دیگری چیز دیگری را. اما می‌توانم بگویم که از هر ماده‌ای می‌توان بازآفرینی جذاب و جدیدی ارائه کرد.»

زهره‌خانم با احتیاط و ظرافت زیاد چسب را روی قسمت‌هایی از کاغذ که طرح اولیه را زده است، می‌ریزد و بعد با وسواس شروع به انتخاب تکه‌های خردشده پوست تخم مرغ می‌کند. می‌پرسم، هدف از خلق این تابلو‌ها در قدم اول، بحث زیبایی‌شناسی و هنری آنهاست یا نشان‌دادن اولویت استفاده از پسماند؟

این هنرمند لبخند دلسوزانه‌ای می‌زند. چند لحظه به مواد اولیه‌ای که از هر کدام مقداری روی مقوای کار خود ریخته است، نگاه می‌کند و بعد با اندکی ناراحتی می‌گوید: من دلم برای پسماند می‌سوزد، برای هر چیزی که بخواهد دور ریخته شود، اما برای پسماند‌تر بیشتر دلم می‌سوزد. چون خیلی کمتر دیده شده و هنوز آن‌چنان که باید به اهمیت آن پی برده نمی‌شود. مواد خشک بازیافت می‌شوند یا در راه‌های دیگری به کار گرفته می‌شوند، اما پسماند‌تر هنوز به جایگاهی که باید دست نیافته. راحت بخواهم بگویم؛ از نظر من خیلی مظلوم‌تر است. من می‌خواهم نشان بدهم که دورریختن اینها درست نیست. دورریختن اینها نادیده‌گرفتن هزاران رنگ و نقش است.»

 

* این گزارش یکشنبه ۲۹ شهریورماه ۱۴۰۵ در شماره ۶۷۹ شهرآرامحله منطقه ۳ و ۴ چاپ شده است.

آوا و نمــــــای شهر
03:04
03:44
اینستاگرام