عثمان محمدپرست بدون داشتن استاد، استاد شد
استاد حاج «عثمان محمدپرست»، فرزند دینمحمد، ملقب به عثمان خوافی، از نوازندگان چیرهدست «دوتار» هنرمند توانا و نامآشنای موسیقی مقامی خراسان و ایران بود. این استاد دوتارنواز و خیر مدرسهساز ۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۱ در بیمارستان ۲۲ بهمن خواف در سن ۹۳ سالگی درگذشت. گفتگوی زیر اسفند سال ۹۰ در شماره هفت شهرآرامحله منطقه ۸ چاپ شده است که در زیر به مرور مجدد آن میپردازیم.
خانوادهام موسیقی را بد میدانستند
عثمان محمدپرست که در محله امام خمینی(ره) مشهد سکونت داشت متولد ۱۳۰۷ در خواف است و از حدود سن ۷ تا ۹ سالگی وارد دنیای موسیقی شده. خودش میگوید: همهکس به شنیدن قرآن با صدایی خوش و یا ترانهای که به آواز خوش خوانده میشود، علاقه دارند؛ من هم یکی از همین مردم بودم که به آواز و موسیقی علاقه داشتم. در خواف بهجز دوتار ساز دیگری نبود، زمانی فردی را در مغازه خیاطی دیدم که در آنجا دوتار میزد، از او خواستم سازش را به من بدهد. او هم که علاقه مرا دیده بود، قبول کرد.
او ادامه میدهد: دوتار را که به خانه بردم پدر و مادرم کلی دعوا و مرافعه کردند. موسیقی را بد میدانستند. با وجود مخالفت آنها من آنقدر روی ساز زدن پافشاری کردم تا اینکه خانوادهام به نیت اصلی من از ساز زدن پی بردند و فهمیدند، آدم بیریشهای نیستم که این مسیر اسباب گمراهیام شود. از آن زمان به بعد خود آنها مشوقهای من برای ادامه این راه بودند.
بیاستاد آموختم
این خواننده موسیقی مقامی خراسان با تاکید بر اینکه هرگز استادی نداشته، عنوان میکند: به رادیو و بعدها به تلویزیون توجه میکردم و هرکس هر موسیقیای که میزد یا با صدای خوش میخواند، من در هوا میگرفتم! همینطور بدون استاد میآموختم و کمکم بهتر شدم.
به رادیو و بعدها به تلویزیون توجه میکردم و هرکس هر موسیقیای که میزد یا با صدای خوش میخواند، من در هوا میگرفتم!
زمانی یکی از من پرسید: چطور چنین چیزی ممکن است؟ گفتم: چطور میشود که کسی ساعت یا ماشین اختراع میکند؟! حساب کن من هم اختراعی کردهام! (میخندد) خداوند استعداد عجیبی در وجود من گذاشته که بدون استاد میتوانم بیاموزم؛ همینطور که رانندگی پایهیک را خودم یاد گرفتم و سالها توی جاده رانندگی کردم. اگر من در تهران بزرگ شده بودم، الان حتما وزیر بودم!
این ساز، بانی ساخته شدن ۶۳۷ مدرسه بوده است
محمد پرست اذعان میکند: سوادم در حد سواد قرآنی و چهارم ابتدایی است، اما در دنیا کسی دوتار مرا ندارد و کسی نتوانسته سبکم را اجرا کند. هنرمند محله عدل خمینی با بیان اینکه موسیقی مقامی آهنگها و آوازهای محلی است، اما موسیقی سنتی در دستگاه و ردیف اجرا میشود، عنوان میکند: من موسیقی مقامی کار میکنم، اما توانایی کار در موسیقی سنتی را هم دارم؛ با آقای شجریان و شهرام ناظری و... کار کردهام و همراه با آنها کاست بیرون دادهام؛ برایشان دوتار میزدم و آنها میخواندند.
این ساز تا به حال بانی ساخته شدن ۶۳۷ مدرسه بوده و در مراسم تاسیس این مقدار مدرسه به ویژه در مناطق محروم برنامه اجرا کردهام
این هنرمند اظهار میدارد: من آدم محکمی هستم و هرجایی ساز نمیزنم؛ مگر در تلویزیون یا دانشگاه یا برای کاری مهم! حتی در ولایت خودم خواف تنها دو دفعه ساز زدم، آن هم به این دلیل بود که در موقعیتی قرار گرفتم که ناچار شدم؛ هنوز مردم درباره موسیقی اطلاعات ندارند و به کسی که کار موسیقی میکند، به چشم حقارت و به عنوان یک مطرب نگاه میکنند؛ در صورتیکه نوای مورد علاقه من، موسیقی عارفانه است. من شعر کارهایم را از اشعار حافظ و سعدی و عبدالرحمان جامی انتخاب میکنم و این ساز تا به حال بانی ساخته شدن ۶۳۷ مدرسه بوده و در مراسم تاسیس این مقدار مدرسه به ویژه در مناطق محروم برنامه اجرا کردهام.
بازی در نقش اول فیلم «فردا»
عثمان خوافی که تا بهحال به کشورهای قطر، ژاپن و آفریقا و روسیه سفر کرده و برای مردمان فرهنگهای مختلف موسیقی اجرا کرده است، بیان میدارد: بازی در نقش اول فیلم «فردا» که راننده کامیونی بود که دوتار میزد - این فیلم چند بار از شبکه دوم سیما نشان داده شده- باعث دعوتم به ژاپن شد که مصاحبهای تلویزیونی در توکیو داشتم.
در ادامه گفتگویمان با محمدپرست، سر حرف را میکشانیم سمت محله و خیابانی که در آن ساکن است، وی میگوید: تقریبا ۳۵ سال است که ساکن عدل خمینیام، اینجا مردم خوبی دارد؛ آنقدر به من محبت دارند که گاهی شرمنده میشوم از این همه توجه آنها.
همسایهها شرمندهام میکنند با محبتشان
وقتی از او میپرسم آیا همه همسایهها شما را میشناسند؟ میگوید: نهتنها همسایهها که نصف مردم ایران هم مرا میشناسند. در آستانه عید نوروز از عثمان محمدپرست درباره این آیین باستانی و آداب و رسومش میپرسم، جواب میدهد: در مشهد آداب و رسوم نوروز فرقی با قدیم نکرده، اما در خواف عید را خیلی محکم میگرفتند؛ با اهل منزل و فامیل ایام نوروز را در باغ میگذراند و در کنار ناهار و شامی که در طبیعت میخوردند، تفریحات زیادی مانند اسب دوانی و تخممرغ بازی داشتند.
*این گزارش اسفند سال ۹۰ در شماره هفت شهرآرامحله منطقه ۸ چاپ شده است.
