آقانجفی قوچانی؛ با کتابهایش شرق و غرب را سیاحت کرد
مریم شیعه| اردیبهشت ۱۲۹۹ است و مقصد «سیدمحمدحسن حسینی قوچانی» زادگاهش است. باید خودش را به قوچان برساند، اما پیش از آن سری به مشهد میزند. همان شهری که بخشی از جوانی اش را در مدرسههای علوم دینی آن گذراند.
او که از نجف بازگشته؛ وقتی وارد مشهد میشود، مستقیم به زیارت حرم امام رضا (ع) میرود و به سالها دلتنگی خاتمه میدهد. همشهریان او در قوچان چشم انتظارش هستند. از او میخواهند تا همیشه بماند. آن سفر طولانی که از روستایی کوچک آغاز شد، تا یکی از بزرگترین حوزههای علمی شیعه کشیده شد و سرانجام دوباره به جغرافیای خراسان بازگشت.
از خسرویه تا نجف
آقا نجفی قوچانی سال۱۲۵۶ خورشیدی، در روستای خسرویه در قوچان به دنیا آمد. پدرش سیدمحمد، کشاورزی بود که تحصیلات مقدماتی داشت و به درس خواندن فرزندش اهمیت میداد. آموزش او از مکتب روستا آغاز شد. در کودکی با قرآن و مقدمات فارسی و عربی آشنا شد و برای ادامه مسیر، طلبگی را انتخاب کرد. حدود سیزده سالگی به قوچان رفت. چند سال بعد راه مشهد را در پیش گرفت و علوم حوزوی و ادبیات عرب را ادامه داد. اقامت در مشهد حلقه واسط میان تحصیلات مقدماتی خراسان و سفرهای بزرگتر او بود. در نوزده سالگی، اصفهان مقصد بعدی اش شد.
در اصفهان، منظومه حاج ملاهادی سبزواری را نزد آخوند کاشی، رسائل را نزد شیخ عبدالکریم گزی و حکمت را نزد میرزا جهانگیرخان قشقایی آموخت. گاهی هم در درس فقه و خارج محمد تقی آقا نجفی اصفهانی حاضر میشد. او در بیست و سه سالگی پیاده عازم عتبات عالیات شد. وقتی به نجف رسید، در حجرهای در یکی از مدارس شهر ساکن شد و در محضر آخوند ملا محمدکاظم خراسانی تلمذ کرد. تصمیم گرفت برای ادامه تحصیل در نجف بماند. سی سالگی برای آقانجفی قوچانی هم زمان با رسیدن به درجه اجتهاد بود.
او که از طرف داران و شاگردان ممتاز آخوند خراسانی بود، در قیام او و سایر علمای نجف به هواخواهی از مشروطیت، برخاست. آقانجفی در کتاب «سیاحت شرق» حقایقی از نقش روحانیت در جنبش مشروطه را به نگارش درآورده است.
مرحوم رمضانعلی شاکری، رئیس پیشین کتابخانه آستان قدس رضوی و مصحح آثار آیت الله محمدحسن نجفی در مصاحبه با شهرآرا با اشاره به وقایع شهریور ۱۳۲۰ که هم زمان با جنگ جهانی دوم بود؛ درباره روحیات مرحوم آقانجفی و مردم داری اش چنین میگوید:
وقتی قوای متفقین به کشور بی طرف ایران تجاوز کرد، شهر مرزی قوچان بیش از همه مورد تاخت و تاز و غارت مدعیان سوسیالیست قرار گرفت. به دنبال این واقعه شوم، مردم در بلاتکلیفی و ناامنی قرار گرفتند و بیش از همه مستمندان دچار سختی معیشت شدند. در این زمان مرحوم آیت الله آقا نجفی که سالها در حکومت رضاخان خانه نشین شده بود، قیام کرد و با حرکت ایشان، عدهای از تجار و متمکنان شهر نیز همراه با آن مرحوم به یاری مستمندان و افراد محروم شتافتند.
«سیاحت شرق» شاید مهمترین سند برای شناخت خود او باشد. زندگی نامهای خودنوشت که در آن از کودکی، سفرها، درس، استادان، معاش طلبگی، روابط اجتماعی و رخدادهای سیاسی حرف زد. ویژگی کتاب این است که نویسنده خودش را پنهان نمیکند. او پس از بازگشت به خراسان، به تدریس ادامه داد و سرانجام در سال ۱۳۲۳ خورشیدی درگذشت. آرامگاه او امروز در قوچان قرار دارد.
سیاحت نامه غرب و شرق
شهرت آقانجفی، اما بیش از هر چیز به دو کتاب گره خورده است؛ دو «سیاحت» که یکی رو به زندگی دارد و دیگری رو به مرگ. «سیاحت شرق» سفر واقعی اوست؛ از خسرویه و قوچان تا مشهد، اصفهان و نجف. «سیاحت غرب» سفری دیگر است؛ روایتی داستانی از مرگ، برزخ و سرنوشت انسان پس از پایان زندگی. نویسنده مفاهیم دینی مربوط به عالم پس از مرگ را به شکل روایتی اول شخص و داستان گونه عرضه کرده است و همین فرم باعث شده کتاب بسیار فراتر از مخاطبان تخصصی حوزه خوانده شود.
«سیاحت شرق» سفر واقعی او از قوچان تا نجف است «سیاحت غرب» روایتی داستانی از مرگ و برزخ است
نسخه صوتی «سیاحت غرب» نیز نخستین بار در اوایل دهه ۷۰ توسط هنرمندان مشهدی تولید و کاست آن علاوه بر مشهد در همه ایران با استقبال مخاطبان رو به رو شد. از او بیش از ده اثر و رساله باقی مانده است.
رهبر شهید انقلاب علاقه زیادی به شخصیت و نوشتههای آقانجفی داشت. ایشان سالها پیش خواندن سیاحت شرق را به دیگران توصیه میکردند و این اثر را تحلیلی دقیق از زندگی طلبگی میدانستند. رهبر شهیدمان در یکی از بیاناتشان درباره این دو کتاب فرمودهاند: این کتاب زندگی مرحوم آقانجفی قوچانی که به اسم «سیاحت شرق» منتشر شده، خیلی چیز جالبی است. من به برادران و خواهران توصیه میکنم کتاب را بخوانند. خود مرحوم آقا نجفی یک شخصیت بسیار ممتازی بوده، یک انسان معنوی بوده. مرحوم شهید مطهری ایشان را دیده بود در قم و به من میگفت ایشان اهل مکاشفه و اهل معنا بودند.
کتاب دیگری ایشان دارد به نام «سیاحت غرب» که در احوال عالم برزخ و پس از مرگ نوشته شده به شکل داستانی. مرحوم مطهری میگفتند من احتمال قوی میدهم که اینها مکاشفات این مرحوم هست که به این شکل در کتاب «سیاحت غرب» آن را ثبت کرده است.
پدر رهبر انقلاب، آیت الله سیدجواد حسینی خامنهای نیز با آقانجفی قوچانی دوستی داشت. دو طلبهای که در یک عصر زندگی کردند. امروز از آقانجفی قوچانی با کتاب «سیاحت شرق» به عنوان صاحب یکی از زندگی نامههای مهم روحانیون دوره قاجار یاد میشود.
* این گزارش پنجشنبه ۱۶ مهرماه ۱۴۰۵ در شماره ۴۸۷۷ روزنامه شهرآرا صفحه آخر چاپ شده است.