نیم قرن روضه بیریا در خانه طوبی خانم
سهشنبه آخر ماه است و همه اهل کوچه میدانند که طوبیخانم روضه ماهانهاش را برگزار میکند. بیآنکه لازم باشد به کسی خبر بدهد، همسایهها یکییکی از راه میرسند. عطر چای هل در خانه پیچیده است. همسایهها بعد از سلام و احوالپرسی با صاحبخانه، گوشهای را انتخاب میکنند و مینشینند.
با ورود روحانی، همه ساکت میشوند و به روضه گوش میسپارند. بعضیها هم زیر چادر مشکی که روی صورتشان کشیدهاند، آرام و به یاد بانوی دو عالم، حضرت فاطمه (س)، اشک میریزند. طوبی همایونی نزدیک به پنجاه سال است که هر ماه روضه خانگیاش را در محله المهدی برگزار میکند. در همه این سالها، روضههای دهه پایانی صفر طوبیخانم در هیچ شرایطی تعطیل نشده است.
روضه پنجاهساله
طوبیخانم روی صندلی، کنار در ورودی سالن پذیرایی نشسته است. حالا که همسایهها رفتهاند، فرصت خوبی است تا یک استکان چای آخر روضه بنوشد. کنارش مینشینم تا از شروع روضههایش بگوید. با لحنی مادرانه، از سالهای اول ازدواجش میگوید، همان روزی که در روضه یکی از همسایهها شرکت کرده بود و برای سلامتی و سروسامانگرفتن زندگی مشترکش با خدای خود عهد بست که هر ماه در خانهاش روضه برگزار کند.
او تعریف میکند: هر ماه روضه میخواندم، اما دلم میخواست خانهای از خودمان داشته باشیم. نذر کردم اگر تا یک سال آینده خانهدار شویم، دهه آخر صفر روضه بخوانم.
در همان سال، پدرش قطعهزمینی به این زوج جوان میدهد و آنها ساخت خانه را آغاز میکنند. بهمحض اینکه در خانه جدیدشان ساکن میشوند، روضههای آخر ماه صفر به روضهخوانی ماهیانه طوبی خانم اضافه میشود. حالا نزدیک به پنجاهسال است که این روضهها، حتی در دوران کرونا، تعطیل نشدهاند.
برای باخبرکردن همسایهها از روضههای دهه پایانی صفر، کافی است پرچم عزاداری را کنار در خانه نصب کند. او میگوید: با نصب پرچم عزا به سردر خانه، آنقدر مجلس شلوغ میشود که تابستانها حیاط خانه را هم فرش میکنیم تا فامیل و همسایهها بتوانند از روضه استفاده کنند.
سالهای اول، صبحها را برای برگزاری روضه انتخاب کرده بود. زمانی که همسرش به محل کار میرفت، خانه را مرتب میکرد، به فرزندانش صبحانه میداد و بعد منتظر آمدن روضهخوان میماند. اما از سال۱۳۸۵، زمان روضه را به عصرها تغییر داد تا همسایهها بتوانند به کارهای روزانهشان برسند و بعدازظهر با خیال راحت در مجلس شرکت کنند.
سفره نذری حضرت ابوالفضل (ع) طوبی خانم هم در محله معروف است. او میگوید: تا چند سال پیش سفره پهن میکردیم، اما با بیشترشدن جمعیت شرکتکنندگان، تصمیم گرفتیم نذری را در ظرفهای یکبارمصرف بریزیم و بین عزاداران توزیع کنیم.
روزی که نذری درست میکند، خانهاش حال و هوای دیگری دارد. همه دخترها، عروسها و نوههایش برای کمک میآیند. همسایهها هم هر کاری از دستشان بربیاید کوتاهی نمیکنند.
به یاد همسایههایی که آسمانی شدند
خیر و برکتی که طوبی خانم در زندگی خودش و چهارپسر و دودخترش از برگزاری روضه دیده، به گفته خودش، کم نیست. او همه این اتفاقها را از برکت برپایی مجلس سیدالشهدا (ع) و ذکر اهلبیت (ع) میداند.
نگاهی به دختر، عروس و نوهاش که کنارش نشستهاند، میاندازد و میگوید: با خودم گفتهام تا زمانیکه زندهام، روضه را بخوانم. بعد از فوت من، نمیخواهم برای کسی اسباب زحمت شوم. اگر دوست داشتند، میتوانند روضه را ادامه بدهند.
بعد یاد همسایههای قدیمیاش میافتد، بانوانی که از سالهای جوانی همراه او بودهاند و حالا پا به سن گذاشتهاند. استکان چای را پیش میکشد، جرعهای مینوشد و ادامه میدهد: بعضی از همسایهها از دوران جوانی به روضهمان میآمدند. حالا که سنوسالشان بالا رفته، عصازنان خودشان را به مجلس میرسانند. بعضیها هم فوت شدهاند، اما در روضه نامشان را میآوریم تا یادی از آنها کرده باشیم. همین همسایهها هنوز هم اگر کاری داشته باشم، پای کار هستند.
طوبیخانم از هفت همسایه قدیمی نام میبرد که در سرما و گرما، روزهای کرونا و حتی دوران جنگ، همراهش بودهاند. روضه او در هیچکدام از این شرایط تعطیل نشده است.
سالهاست که مادرها در دورهمیهای خانه طوبیخانم، با خانوادههای یکدیگر آشنا میشوند
روضه ماهیانه طوبیخانم برای بانوان محله، فرصتی برای دید و بازدید و باخبرشدن از حال یکدیگر است. اگر کسی بیمار باشد، از سفر زیارتی برگشته یا گرفتاری داشته باشد، دیگران کنارش هستند. حتی وقتی خانوادهای برای تهیه جهیزیه یا سیسمونی نیاز به کمک دارد، همین جمع صمیمی دست به دست هم میدهند تا گرهی از کارش باز کنند.
اینجا خبری از تجملات نیست
در خانه طوبی خانم، روضه بدون تجملات برگزار میشود. مهماننوازی گرم و رسمورسوم قدیمی همچنان پابرجاست. عطر چای در استکان و نعلبکیهای قدیمی، حال و هوای دیگری به مجلس میدهد. نگاهم که روی استکان و نعلبکیها میماند، طوبیخانم میگوید: در این سالها، وسایلی را که برای روضه لازم داشتم، کمکم تهیه کردم. از سماور گرفته تا استکان و قندان و پیشدستی برای پذیرایی. اما هیچکدام تجملاتی نیستند. هر وقت مد عوض شده، باز هم از همان وسایل خودمان استفاده کردهام و دنبال تجملات نرفتهام.
برای او اصل، برگزاری روضه و زنده نگهداشتن یاد سیدالشهدا (ع) است. مجلسی بیریا که قرار نیست در آن ظرف و ظروف گرانقیمت به چشم بیاید، بلکه قرار است ذکر مصیبت اهلبیت (ع) برپا باشد. این روضهها، به گفته طوبی خانم، فقط محل عزاداری نبودهاند. گاهی زمینه آشنایی خانوادهها و شکلگیری پیوندهای خانوادگی را هم فراهم کردهاند. مادران زیادی از همین مجلس برای پسرانشان همسر انتخاب کردهاند و ازدواجهایی از دل همین آشناییها شکل گرفته است.
به عروس و نوهاش که کنارش نشستهاند، اشاره میکند و میگوید: مثلا مادر عروسم به روضهمان میآمد. دخترش زهرا حسینپور را میشناختم. وقتی پسرم گفت قصد ازدواج دارد، گفتم چه کسی بهتر از خانواده آنها! همسایهمان بودند و چندین سال بود که دخترشان را میشناختم.
این اولین ازدواجی نیست که آشنایی خانوادهها در روضه زمینهساز آن شده است و به گفته طوبیخانم، احتمالا آخرین مورد هم نخواهد بود. سالهاست که مادرها در همین دورهمیهای مذهبی، با خانوادههای یکدیگر آشنا میشوند و گاهی این آشناییها به وصلت میانجامد.

نسل جدید، پای کار روضه
دختر طوبیخانم، ملیحه همایونی، با ظرفی از میوه از مهمانها پذیرایی میکند و رشته کلام را به دست میگیرد. از روزهایی میگوید که با بیرونآوردن کتیبهها و پارچههای مشکی، متوجه نزدیکشدن روضههای آخر ماه صفر میشد. روزهایی که بزرگترشدنش با گرفتن سینی چای و پذیرایی از مهمانها همراه بود. البته با بزرگترشدن خانواده، آمدن عروسها و دامادها و بعد هم اضافهشدن نوهها، حالا نسل تازهای از اعضای خانواده در برگزاری روضه کمک میکنند.
دختر طوبیخانم میگوید: وقتی ما دخترها بزرگتر شدیم و عروسها هم به جمعمان اضافه شدند، کارهای روضه را گروهی انجام دادیم. حالا دخترهای ما هم بزرگ شدهاند و کارها را از تمیزکردن خانه گرفته تا پذیرایی از مهمانها به دست گرفتهاند.
هانیه، نوه طوبی خانم، هجدهسال دارد، از خاطرات کودکیاش با ذوق و شوق تعریف میکند. او میگوید: از دوران کودکیام یادم است که هربار مادرجانم کتیبهها و کتابهای دعا را بیرون میآورد، میفهمیدم روضه نزدیک است. کنارش مینشستم، وسایل را بیرون میآوردم و ذوق داشتم خدمتی برای روضه سیدالشهدا (ع) انجام بدهم.
در خانه طوبی خانم، روضه فقط خاطرهای از سالهای دور نیست. رسمی است که با همراهی دخترها، عروسها و نوهها همچنان ادامه دارد. مجلسی که در آن، چای در استکانهای قدیمی میچرخد، نام رفتهها به نیکی یاد میشود و اهالی کوچه، هر ماه به بهانهای کنار هم جمع میشوند.
* این گزارش سهشنبه ۵ آبانماه ۱۴۰۵ در شماره ۶۸۰ شهرآرامحله منطقه ۷ و ۸ چاپ شده است.