خانه خانم یوسفزاده مرکز کارهای خیر محله امام رضا(ع) است
نوای الغوث الغوث از هر کوچه و خیابانی به گوش میرسد. مردم در مسجد، تکیه، حسینیه و منازل مسکونی احیا برپا داشتهاند و قرآن بر سر گرفتهاند تا یکسال تقدیرشان را رقم بزنند. در میان تمام مکانهای معنویای که تاکنون سری به آنها زدهایم، مراسمی که در خیابان امام خمینی ۵۸ در محله امام رضا(ع) مشهد برگزار میشود با دیگر مراسمها فرق دارد.
افرادی که نوای الغوث الغوثشان سوز و گداز خودش را دارد. شب نوزدهم ماه رمضان خانهای را به ما معرفی کردند که مدت ۲۰ سال است میزبان هیئت عزاداران معلولان حضرت رقیه (س) در شبهای احیاست. معلولانی که از عصر شب نوزدهم به این مکان میآیند و آستین بالا میزنند، خودشان خانه را سیاهپوش میکنند، دستگاه صوت را نصب میکنند و پس از صرف افطاری، مقدمات لازم را فراهم میکنند تا مراسم شبهای قدر را برپا کنند. بودن در این جمع و شور و اشتیاقشان برای برپایی مراسم عزاداری وصفشدنی نیست. هیچکس در جمعشان بیکار نیست و هر یک در حد توانش کاری انجام میدهد، از نصب پرچم گرفته تا کمک در آشپزی.
ماجرایی که از روضههای محلی برپا شد
درباره این مراسم و کسب اطلاعات بیشتر پرسوجو میکنیم، خانم یوسفزاده از بنیانگذاران این هیئت را به ما معرفی میکنند. او مشغول پاککردن سبزی است، کنارش مینشینیم و با او همکلام میشویم. مهین ثروتی (خانم یوسفزاده) ۶۶ ساله، سرپرست هیئت امام حسن (ع)، مدت ۳۸ سال است در این هیئت فعالیت میکند. او از ماجرای افتتاح این هیئت برایمان اینچنین تعریف میکند: ۳۸ سال است کار خیر انجام میدهیم و اگر اشتباه نکنم حدود ۲۰ سال است که در شبهای احیا میزبان هیئت مذهبی معلولان مشهد هستیم.
وی ادامه میدهد: سالها قبل ما هم مثل بسیاری از محلههای دیگر جلسات قرآن برگزار میکردیم. با مرحوم حاج خانم نیرومندی، گفتیم همهاش نمیشود جلسه قرآن باشد بیاییم مثل خیلیها هیئتی برپا کنیم و متوسل به یکی از ائمه شویم.
هیچوقت فکر نمیکردیم امام حسن مجتبی (ع) تا این اندازه کمکمان کند. میخواستیم به یکی از ائمه متوسل شویم و در شب تولد و شهادتش مراسمی پرشورتر برگزار کنیم. از نگاه ما امام حسن مجتبی (ع) غریبتر بود. او را انتخاب کردیم و شبهای تولد و وفاتش مراسم برگزار میکردیم. مراسمهای ۱۵ رمضان کم کم سبب شد تا سفره افطاری هم در این هیئت پهن شود. از کم شروع کردیم و به شبی حدود ۳۰۰ نفر افطاری رسیدیم.
زندگی معلولان را درک کردهام
اما اینکه چطور مراسم هیئت عزاداری معلولان در این خانه برپا شد، داستان خودش را دارد. یوسفزاده در این باره توضیح میدهد: خودم فرزند معلولی دارم که سالها قبل برای درمانش به تهران رفته بودم و خیلی بیقراری میکردم. خانم دکتر معالجش گفت: «اگر اینقدر گریه کنی فرزندت را معالجه نمیکنیم.» بعد هم از من خواست تا همراهش برای بازدید محل نگهداری معلولان بروم. در آنجا آدمهایی را دیدم که چندین برابر وضعیت بدتری نسبت به فرزند من داشتند، آنجا بود که قدر سلامتی را بیشتر دانستم و خدا را شکر کردم. پس از مدتی به مشهد برگشتم و این اتفاقات موجب آشنایی من با مراکز نگهداری معلولان مانند فیاضبخش، صدف، توس و همکاری با آنها شد.
برخی آدمها، فرشتگان خدا روی زمین هستند
هنوز هم با برخی آسایشگاهها همکاری دارم و هر آسایشگاهی نیاز داشته باشد در خدمتشان هستیم. من عاشق این بچهها هستم و سعی میکنم در حد توانم به آنها خدمت کنم. در تمام این سالها هر کاری که از دستم برمیآید انجام دادهام، اما همکاری من با آنها از زمانی بیشتر شد که با خانواده کرباسی وصلت کردیم. از آن زمان بود که کارها پررنگتر شد، آن هم به برکت لطف و کرم مرحوم احمد آقای کرباسی. من به دامادم و خانوادهاش افتخار میکنم. پدرشان مرد خیّری بود که زحمات زیادی در این راه کشید. مادرشان هم انسان بزرگواری بود که از هیچ خدمتی کوتاهی نمیکرد. به نظرم برخی آدمها مصداق فرشتههای خداوند روی زمین هستند.
وی ادامه میدهد: ابتدا جمع ۱۰ الی ۱۵ نفری از همسایهها بودیم. بعد هم خانواده دامادم به جمع ما پیوست و با کمک آنها فعالیتهای ما گستردهتر شد. اما حضور هیئت معلولان در اینجا به برکت آشنایی من با حاج آقای اشرافی است، فرد خیّر و بزرگواری که در این سالها درسهای زیادی در زندگی از او گرفتهام.
وصیت پدر را اجرا میکنیم
پسران مرحوم احمد کرباسی در این جمع حاضرند و پابهپای دیگران در نصب پرچمها کمک میکنند. یک لحظه بر زمین نمینشینند و پابهپای جمع حاضر خدمت میکنند. هر چند حاضر به مصاحبه نیستند و معتقدند کارشان برای خداست و به وصیت پدر عمل میکنند، اما در نهایت با ما همکلام میشوند.
پدرم وصیت کرده بود تا جایی که میتوانید به معلولان خدمت کنید و ادامه دهید، ما هم به وصیتش عمل کردیم
یکی از پسرها میگوید: مرحوم پدرم مدت ۲۷ الی ۲۸ سال به معلولان خدمت میکرد. آشنایی او با آنها بهواسطه یکی از دوستانش حاج آقا نمازی بود. پس از مدتی ما هم علاقهمند شدیم و کار پدر را ادامه دادیم. پدرم وصیت کرده بود تا جایی که میتوانید ادامه دهید، ما هم به وصیتش عمل کردیم و تاکنون هم بد ندیدهایم. پسر دیگر خانواده کرباسی ادامه میدهد: چند سالی است که این برنامه را برگزار میکنیم، البته تنها ما نیستیم و خیران دیگر هم در کنار ما فعالیت میکنند.
هرچه داریم از پدر داریم
ما از فردای خودمان خبر نداریم، اگر بتوانیم در طول زندگی به مردم خدمت کنیم ممکن است در آینده دستمان را بگیرد. کرباسی با بیان این موضوع ادامه میدهد: پدرم همیشه میگفت «میدانی خدا چرا داده دو دست، یکی کار خود انجام دهی و دیگری گیری دست.» این حرف او آویزه گوش ما هم شده است. یادم هست او از حدود سال ۱۳۷۵ برای کارهای خیر مرتبط با معلولان وقت میگذاشت و در ساخت مدرسه و حسینیه کمک میکرد. همیشه میگفت شما فرزندان دنیایی من هستید و اینها بچههای آخرتم هستند. مال دنیا در دنیا میماند اگر بتوانید کاری انجام دهید که عامالمنفعه باشد نتیجهاش را برداشت میکنید.
چراغ پدر را خاموش نکنید
وقتی پای عمل برسد معنای نان حلال و تربیت درست خودش را نشان میدهد. مسیری که خانواده آقای کرباسی آمدهاند مصداق همین حرف است. خانوادهای که به توصیه مادر سعی کردهاند راه پدر را ادامه دهند و پس از فوت مادر هم خودشان راهشان را ادامه میدهند.
کرباسی درباره فعالیتهایشان در این مکان میگوید: ما وابسته به خیریه خاصی نیستیم. از پدر یاد گرفتهایم هر کاری از دستمان برمیآید برای دیگران انجام دهیم. برای همین وقتی شخصی نیازمند از طرف دوست و آشنایی به ما معرفی شود، در حد توان به او کمک میکنیم. فرقی ندارد این نیازمندی در قالب کمک درمانی، جهیزیه، تحصیل و... باشد. یک عده خیّر دیگر در کنار ما هستند که به ما کمک میکنند. فقط کارهایی که از دست ما برمیآید انجام میدهیم.
او یادی از مادرش میکند و میگوید: علاوهبر پدر، مادرمان هم نقش زیادی در این مسیر داشت. مادرم خیلی دست و دل باز بود. یکی از دلایلی که توانستیم راه پدر را ادامه دهیم مادرم بود. او میگفت چراغی که از پدر به شما ارث رسیده است خاموش نکنید. او در این سالها ما را تشویق میکرد که این مسیر را ادامه دهیم.
از ۷ نفر تا ۷۰۰ نفر
اعضای هیئت حضرت رقیه (س) همچنان مشغول نصب پرچمها هستند، به سراغ علیرضا میرباشی مسئول این هیئت میرویم. او میگوید: هیئت مذهبی معلولان حضرت رقیه (س)، از سال ۱۳۷۸ تشکیل و سال ۸۱ ثبت شد. ابتدا جمع هفت الی هشتنفری داشتند و اکنون به ۷۰۰ نفر رسیدهاند که در شبهای ماه محرم دور هم جمع میشوند.
او درباره این هیئت میگوید: ابتدا دورهمیهای دوستانهای داشتیم. کم کم تعدادمان زیاد شد و به این نتیجه رسیدیم که در قالب هیئتی کار کنیم و آن را به ثبت برسانیم. از طریق آقای اشرافی، یکی از خیرانی که با بهزیستی همکاری دارد، با خانم یوسفزاده و این جمع آشنا شدیم و شبهای احیا اینجا برنامه برگزار میکنیم. خوبی این مراسم در این است که از مداح تا گردانندگان هیئت، همه بچههای خودمان هستند. در اینجا کسی احساس کمبود ندارد، همه از جنس هم هستیم با کمی تفاوت.
جمعی از یک جنس
محمد حقیقتطلب، معاون هیئت معلولان و مداح مراسم، هم به جمع ما میپیوندد. او که بیشتر بخش فرهنگی این هیئت را برعهده دارد، ادامه میدهد: از ۱۵ سال قبل در مسابقات سراسری قرائت معلولان بهزیستی شرکت میکنم و هر سال رتبه اول را کسب میکنم. من بعد از چند سال به هیئت پیوستم و از همان اول مسئول قرائت بودم. او از حضورش در این جمع احساس رضایت دارد و اظهار میکند: خودم به بچههای معلولی که در خیابان میبینم آدرس و شماره تماس هیئت را میدهم و آنها را به این جمع دعوت میکنم. هر کس که به جمع ما میآید میبیند همه اینجا مثل خودش هستند و جذب میشود. دفتر هیئت معلولان در میدان امام حسین ۲۰ متری بلال، بلال ۹، شهید یعقوبی یک، پلاک ۱۵۹ است. ما در آنجا جذب مشارکتها را داریم و به آنهایی که نیاز دارند کمک میکنیم.
همسایههایی که پای کار هستند
این مراسم کاملا مردمی است و هر کس هر کاری از دستش برمیآید دریغ نمیکند. فاطمه رحمانیزاده یکی از همسایههاست که مدت ۱۵ سال است، آشپزی این مراسمها را برعهده دارد. او از صبح که میآید تا آخر مراسم خدمت میکند. البته دیگر همسایهها و خدمتگزاران در هنگام شروع مراسم و انجام دیگر خدمات میآیند. رحمانیزاده میگوید: اول اعیاد امام حسن مجتبی (ع) را جشن میگرفتیم و بعد گفتند ماه رمضان افطار بدهیم. کم کم مراسمها پاگرفت و هر شب هم که خیّر داشته باشیم افطاری میدهیم.
او که از حضور در این جمع احساس رضایت میکند، توضیح میدهد: تمام کارهای این مجموعه را خیران انجام میدهند. سه شب احیا هم که هیئت معلولان حضرت رقیه (س) میآیند، اینجا را سیاهپوش میکنند و مراسم احیا برگزار میکنند، بعد از مراسم هم سحریشان را میدهند تا ببرند. مراسم اینها سوز خودش را دارد.
خانم خاوری از دیگر همراهان این مراسم است. او از ساختمان میآید و تا نصف شب کمک میکند. او هم بهواسطه همسایهها با این سیستم آشنا شده است. خاوری میگوید: مدت ۲۰ سال است در اینجا حضور دارم و هر زمان مراسم باشد میآیم. هیچکس از دستگاه اهل بیت (ع) دست خالی نرفته است و من هم ایمان به کرم کریم اهل بیت (ع) دارم.
*این گزارش سه شنبه، ۲۲ خرداد ۹۷ در شماره ۲۸۹ شهرآرامحله منطقه ۸ چاپ شده است.

