غلامرضا نامی، تنها مشهدی ملیپوش در رشته بسکتبال با ویلچر، ۱۲ سال است که کاپیتان تیم ملی است. او ۳۶ سال دارد و مدت ۱۷ سال است که ورزش بسکتبال را به خاطر هیجان و تحرکش در آسایشگاه معلولین فیاضبخش آغاز کرده است.
سارا گلمکانی کسی است که با وجود بیماری استخوان شیشهایاش مقام اول کشوری و مقامات استانی و کشوری دیگری را نیز در رشته پینگپنگ آورده است.
علیرضا همت آبادی که یک بار به عنوان ورزشکار و بار دیگر به عنوان قاری افتخار دیدار با امام خامنهای را داشت درحالیکه برای سومین بار اسفند سال گذشته به دیدار با رهبری دعوت شده بود از حسرتی میگوید که برای همیشه در دلش ماند.
حمید کیانیان برادر بازیگر محبوب کشورمان، رضا کیانیان با آموزش تئاتر به معلولان، آنها را در مسیر پیشرفت و شکوفایی حمایت و ضمن اشتغال برای آنها تئاتردرمانی میکند.
جعفر سلیمی ۲۸ سالی است سرمربی تیم فوتبال امید گلشهر است و تمام این مدت با وجود معلولیت از تلاش دست برنمیدارد و قهرمانیهای زیادی را برای تیمش رقم زده است. او ۱۴ بار بر سکوی قهرمانی با عصا ایستاد.
محمدحسین جعفری با وجود معلولیت طراح و آفریننده آثار مینیاتوری و حجیمسازی بر روی چوب است. میگوید: «نخستین چیزهایی که میآموزم نقاشی و طراحی است.» معصومه نظری، همسر محمدحسین نیز هنرمند است، فعال در حوزه موسیقی و نقاشی.
غدیر رضایی یکی از پیشکسوتان و ورزشکاران نام آور مشهدی است که در رشتههای دوچرخهسواری، دو و میدانی، وزنهبرداری، بسکتبال و... فعالیت کرده است. او یکی از جانبازان هشت سال دفاع مقدّس است.
جواد بهاری، ساکن محله احمدآباد در دوران نوجوانی بر اثر بیماری دو چشم خود را از دست داد، اما این موضوع او را نه تنها ناامید نکرد بلکه او را به روشندلی شاعر تبدیل کرد.
محمدرضا محمدی میگوید:با اینکه راننده خودرو مقصر شناخته شد و او را محکوم کردند، به خاطر خدا گذشت کردم و او را بخشیدم. محمدرضا حالا کارگاه کوچکی در گلشهر دارد و با درآمد حاصل از آن امرار معاش میکند.
خیلیها تا به حال سراغ مصطفی شریعتی، نقاش برجستهای که به دلیل معلولیت جسمیاش، با پا نقاشی میکشد، رفتهاند. خیلیها از این هنرمندیاش تعجب کردهاند و برخی با چشمان از حدقه درآمده به نقاشیهایش چشم دوختهاند.
محمود یزدانی بر اثر یک اتفاق و در هنگام کار در کارخانه گچ، دست چپ خود را از ناحیه کتف از دست داده است اما ورزش پای ثابت زندگی اوست و مسیر مشهد به تهران را با دوچرخه طی کرده است.
مسجد غدیر باباعلی در آغاز هر ماه، میزبان بازارچه «برکت» است. در این بازارچه بیش از شصتبانو محصولات و هنرهای دستی خود ازجمله غذاهای آماده، شیرینیجات، آجیل، پوشاک، گیاهان آپارتمانی، دکوری و زیورآلات را برای فروش عرضه میکنند.
بیستم آذر امسال، روی سکوی قهرمانی جوانان پاراآسیایی در امارات، نام ایران دوبار خوانده شد؛ یکبار برای دست چپ و بار دیگر برای دست راست کوثر قرایی و هردو مدال طلا، به نام این دختر نابینای قهرمان ثبت شد.
حالا سهسال از زمانیکه فؤاد مظفری پا در سالن بسکتبال گذاشت و روی ویلچر آن نشست و چندین مقام کشوری در این رشته کسب کرده است. فؤاد امسال مقام سوم آسیا در رشته بسکتبال روی ویلچر معلولان را نیز به دست آورده است.
سمانه احسانینیا؛ بانویی که در جریان یک تصادف هولناک، قطع نخاع شد، حالا با دهانش نقاشی میکشد، سازدهنی میزند، سخنرانیهای انگیزشی دارد، کتاب تألیف کرده و بهتازگی یک استارتاپ در حوزه کارآفرینی راهاندازی کرده است.
این پسران در مرکز آموزش استثنایی «مرصعی» محله جلالیه تحصیل میکنند و در رسته کمتوانان ذهنی با بهره هوشی ۵۰ تا ۷۰ جای میگیرند. هرکدام از آنها شاید بهظاهر در بخشی از انجام امور خود ناتوان باشند اما ویژگیهای منحصربهفرد خود را دارند.
امیرارسلان پسر واقعی مهربانو نیست، او با مهربانی این بچه را به فرزندی قبول کرده است. تقدیر برای امیرارسلان ششماهه چنین رقم زده بود که در دامان زنی بزرگ شود که مادری را بلد باشد و زندگیاش را وقف طفلی کند که کسی امیدی به زندهماندنش نداشت.
سیدهاقدس حقانیموسوی، مادری با سه فرزند است؛ دو پسرِ معلول ذهنی و یک دختر. او نهتنها از پا نیفتاده است، بلکه درکنار مراقبتهای روزانه از فرزندانش، فعالیتهای مذهبی و فرهنگیاش را در پایینخیابان ادامه میدهد.
شیرینخانم مصطفایی بیش از چهاردهه است که زندگیاش را وقف دو فرزند معلولش کرده است. این خانه کوچک برای شیرینخانم، سنگری است که سالها عشق، دلنگرانی، سختی و ایستادگی را در خودش جای داده است.
نزدیک به سیسال است که فاطمه با معلولیت، کنار آمده و از دوران نوجوانی، مهارتها و علاقههایش را پیدا کرده است. او امروز یک ورزشکار، کنشگر اجتماعی و هنرمندی است که با هنر عروسکبافی، گاهی درآمدی هم دارد.