محمود یزدانی بر اثر یک اتفاق و در هنگام کار در کارخانه گچ، دست چپ خود را از ناحیه کتف از دست داده است اما ورزش پای ثابت زندگی اوست و مسیر مشهد به تهران را با دوچرخه طی کرده است.
مسجد غدیر باباعلی در آغاز هر ماه، میزبان بازارچه «برکت» است. در این بازارچه بیش از شصتبانو محصولات و هنرهای دستی خود ازجمله غذاهای آماده، شیرینیجات، آجیل، پوشاک، گیاهان آپارتمانی، دکوری و زیورآلات را برای فروش عرضه میکنند.
بیستم آذر امسال، روی سکوی قهرمانی جوانان پاراآسیایی در امارات، نام ایران دوبار خوانده شد؛ یکبار برای دست چپ و بار دیگر برای دست راست کوثر قرایی و هردو مدال طلا، به نام این دختر نابینای قهرمان ثبت شد.
حالا سهسال از زمانیکه فؤاد مظفری پا در سالن بسکتبال گذاشت و روی ویلچر آن نشست و چندین مقام کشوری در این رشته کسب کرده است. فؤاد امسال مقام سوم آسیا در رشته بسکتبال روی ویلچر معلولان را نیز به دست آورده است.
سمانه احسانینیا؛ بانویی که در جریان یک تصادف هولناک، قطع نخاع شد، حالا با دهانش نقاشی میکشد، سازدهنی میزند، سخنرانیهای انگیزشی دارد، کتاب تألیف کرده و بهتازگی یک استارتاپ در حوزه کارآفرینی راهاندازی کرده است.
این پسران در مرکز آموزش استثنایی «مرصعی» محله جلالیه تحصیل میکنند و در رسته کمتوانان ذهنی با بهره هوشی ۵۰ تا ۷۰ جای میگیرند. هرکدام از آنها شاید بهظاهر در بخشی از انجام امور خود ناتوان باشند اما ویژگیهای منحصربهفرد خود را دارند.
امیرارسلان پسر واقعی مهربانو نیست، او با مهربانی این بچه را به فرزندی قبول کرده است. تقدیر برای امیرارسلان ششماهه چنین رقم زده بود که در دامان زنی بزرگ شود که مادری را بلد باشد و زندگیاش را وقف طفلی کند که کسی امیدی به زندهماندنش نداشت.
سیدهاقدس حقانیموسوی، مادری با سه فرزند است؛ دو پسرِ معلول ذهنی و یک دختر. او نهتنها از پا نیفتاده است، بلکه درکنار مراقبتهای روزانه از فرزندانش، فعالیتهای مذهبی و فرهنگیاش را در پایینخیابان ادامه میدهد.
شیرینخانم مصطفایی بیش از چهاردهه است که زندگیاش را وقف دو فرزند معلولش کرده است. این خانه کوچک برای شیرینخانم، سنگری است که سالها عشق، دلنگرانی، سختی و ایستادگی را در خودش جای داده است.
نزدیک به سیسال است که فاطمه با معلولیت، کنار آمده و از دوران نوجوانی، مهارتها و علاقههایش را پیدا کرده است. او امروز یک ورزشکار، کنشگر اجتماعی و هنرمندی است که با هنر عروسکبافی، گاهی درآمدی هم دارد.
راضیه هنرمند در دل سختیها مسیر رشدش را پیدا کرد و با پشتکار و سماجت به روزهای روشن زندگی رسید که همیشه رؤیایش را داشت. حافظ کل قرآن شدنش نتیجه سالها تلاش، ایستادگی و تسلیمنشدن دربرابر محدودیتها بود.
حامد علیزاده ورزشکار کمبینای محله امام هادی(ع) است که در مسابقات پاراآسیایی و حتی پاراالمپیک برای کشورش افتخار آفریده است. او نقره پاراآسیایی و عنوان چهارم را در رقابتهای پاراالمپیک کسب کرده است.
معلولیت هیچگاه سهیلا اسحاقنیا را از جاده موفقیت دور نکرد؛ از روزی که پای صفحه مانیتور نشست از طراحی پوستر و لوگو شروع کرد تا اکنون که با ظرافت و حساسیت زیاد، نقشهای سوزندوزی را طراحی میکند.
ماهانا جامی، ساکن محله فلسطین در منطقه یک، با ۸۵٪ معلولیت جسمی، برج میلاد را فتح کرده و قصد دارد اقیانوس آرام را شنا کند. او میگوید: با پای اراده راه میروم.
علیرضا باقری بازیکن کمبینا و کمحرفی که یکسال است وارد تیم ملی گلبال شده است. او نقص در حس بیناییاش را طوری با تقویت حس شنوایی جبران کرده است که از آن دستاورد میسازد.
مرا به بیمارستان فیاضبخش برای تست استعدادیابی بردند آنجا بعد از انجام چند ورزش دیدم تنیس را از همه بیشتر دوست دارم و از همان روز این ورزش را زیرنظر خزایی که عضو تیم ملی است ادامه میدهم.
سیدعلی الموسوی شاعر ۳۱ ساله توانیاب محله راه آهن است که از ۱۶ سال پیش، درست در همان روزهایی که مادرش را از دست داد، طبع شاعری اش گل کرد و شعر میسراید.
مرتضی جوانشیر مبتلا به cp یا همان فلج مغزی است اما این به آن معنی نیست که دست روی دست بگذارد و عبوس، بنشیند کنج خانه. برعکس، خیلی همتر و فِرز است و تاجاییکه بدنش کم نیاورد میرود دنبال علاقههایش.
حاجي نوید از بچههای آسایشگاه است. او را خيّران به خانه خدا فرستادهاند تا امروز بشود تنها حاجي آسايشگاه معلولان ذهني. با او که صحبت میکنم، فقط میگوید: «دوست دارم با مادر و پدرم دوباره به مدینه بروم.»
مجموعه «دفینو» دستاوردی شامل کتاب آییننامه راهنماییورانندگی به زبان اشاره، نرمافزار آموزش فتوشاپ و خیاطی به زبان اشاره و فیلم سینمایی مناسبسازیشده برای ناشنوایان است که فرصتی است برای رفع مشکلات این قشر.