معلول - صفحه 9

«زینب نوروزی» توان‌خواه هنرمندی است که با وجود داشتن محدودیت‌های شدید جسمی‌حرکتی توانسته تابلو‌های هنری زیادی بکشد و تماشاچیان کارهایش را انگشت به دهان بگذارد!
محمد خاوری با وجود زخم بستر بر روی ویلچر می‌نشیند و با وزن کردن مردمان سعی دارد رزق حلالی برای خانواده‌اش فراهم کند.
معلمان مرکز آموزشی «تبسم» که ویژه کودکان اوتیسم است، دست به ابتکار جالبی زده‌اند و درکنار تدریس، طراحی چند ابزار کمک آموزشی و وسایل بازی را در برنامه خود قرار دادند.
ملیحه کیان‌طلب در بیست سالگی براثر بیماری ناشناخته‌ای توانایی راه رفتن را از دست می‌دهد و بعد از مدتی متوجه قدرت دستانش در بافتنی و چرم‌دوزی می‌شود.
بهترین تفریح بچه‌های مرکز خیریه «امید فردای توس» در محله شهید‌آقا مصطفی‌خمینی این است که ساعتی از روز را اینجا پشت دستگاه فرت‌بافی بنشینند، چیزی ببافند و با هم‌سالانشان ارتباط برقرار کنند.
آقای ساغری و خانم منتظری که دو فرزند معلول دارند، نه‌تنها از فعالان فرهنگی محله پنجتن و تقریبا همه‌کاره مجتمع هستند بلکه از زمان افتتاح مسجد کمالی عهده‌دار کار‌های آن هم شده‌اند.
ناتوانی فیزیکی، می‌تواند بهانه‌ای باشد که بقیه عمرت را گوشه خانه بنشینی اما مهناز زرگری ترجیح داده بدون توجه به ناشنوا بودنش سراغ شغل پر از دیالوگ برود و روزانه با چندین و چند نفر از معلولان و توان‌یابان سر وکار داشته باشد.
سیدمجتبی حسینی که خود از ناحیه پای راست دچار معلولیت است، سال‌هاست که در کسوت مربی وزنه‌برداری کم‌توانان جسمی فعالیت می‌کند و موفق به کسب عناوین درخشانی برای شهر و کشورمان شده‌ است.
محمدحسین معین فردی معلول، اما ورزشکار است، هم کوهنوردی می‌رود و هم وزنه برداری. او درحال حاضر در رشته کارشناسی ارشد علوم سیاسی درحال تحصیل است.
«ماهانا جامی» بانوی ورزشکار معلولی است که در سال ۹۲ توانست هزارو ۸۶۶ پله برج میلاد را با دست‌هایش بالا برود که این رکورد در گینس، به ثبت رسید.
همه‌چیز به‌دنبال یک اتفاق شکل گرفت؛ اتفاقی که باعث شد نخاع محسن جعفریاری آسیب ببیند و ورق زندگی‌اش برگردد. زمانی‌که محسن از همه‌جا ناامید شد، با دیدن دفترچه نقاشی دوران خدمت، قلم به دست گرفت.
علیرضا پورسمنانی، روزگاری والیبال ایستاده بازی می‌کرد و پس از حادثه تلخ زاهدان، حالا چندسالی است که والیبال‌نشسته کار می‌کند.
ملیحه صفایی، بانوی ملی پوش مشهدی، با کسب ۴ مدال در مسابقات شطرنج، طلایی‌ترین عضو کاروان «فرزندان ایران» در بازی‌های پاراآسیایی هانگژو شد.
ایمان و فریبا هر دو حاصل دو ازدواج فامیلی هستند. پدر و مادر ایمان پسرخاله و دختر خاله بودند و پدر و مادر فریبا هم دخترعمو و پسرعمو آن‌ها در آسایشگاه فیاض‌بخش با هم آشنا شدند.
این گزارش روایتی از خیران نیک اندیش ساکن منطقه ۹ که به خانواده‌های کم برخورداری که معلولی در خانه دارند، رسیدگی می‌کنند.
عادله ستاره، دندانپزشک است، اما نه یک دندانپزشک معمولی. حس مسئولیت و عاطفه او باعث شده که مامانِ دختران موسسه همدم خطاب شود.
همه رسالت مدرسه آزادی این است که به دانش‌آموز‌انش یادآوری کند تفاو‌ت‌هایی که دارند، در اصل ماجرا تغییری ایجاد نمی‌کند. آن‌ها با دانش‌آموزان دیگر مدارس شهر فرقی ندارند.
امیر خاکی می‌گوید: آرزو دارم در همه دنیا به معلول به چشم یک موجود ضعیف نگاه نشود. درک کنند که ما هم مثل بقیه مردم هستیم. شاید یک روز خوب باشیم یک روز بد.
متین دلاور‌پژوه به راحتی‌ صاحب گلخانه نشده است. او می‌گوید: افسردگی‌ام ادامه داشت تا اینکه روزی جمله‌ طلایی «معلولیت محدودیت نیست.» را از مجری رادیو شنیدم و تحولی در من به وجود آورد.
دکتر مهدی فرساد می‌گوید: روز‌های اول حضور در‌کنار بچه‌های دارای معلولیت آسان نبود، اما عادت کردم. حالا بچه‌ها من را بابا صدا می‌زنند. وقتی کنارشان هستم، ذوق‌زده می‌شوند.