معلول - صفحه 5

سابقه آشنایی‌ لیلا خسروی با جامعه مخاطبان بهزیستی به برادر معلولی برمی‌گردد که دیگر در‌میان خانواده نیست. شاید همین‌ها باعث شد که توانمند‌کردن افراد توان‌یاب به فهرست آرزو‌های اولویت‌دار لیلا تبدیل شود.
بالاخره سال ۱۴۰۰ به این آرزوی دیرینه جامه عمل پوشانده شد و پیش‌دبستانی طراوت سزاواررحمت تأسیس شد. این پیش‌دبستانی چهل دانش‌آموز نابینا و کم‌بینا دارد.
احسان شریف‌جمعه و محبوبه قربانپور زوج روشن دل محله پنجتن تحصیلات دانشگاهی دارند. آن‌ها با پذیرش شرایطی که برایشان پیش آمده و با دلی روشن زندگی مشترکشان را کنار هم شروع کرده‌اند.
ملیحه صفایی باید برای رفتن به کلاسش در سالن مهران، مسیری طولانی را طی کند و اگرچه بخشی از این مسیر برای تردد نابینایان مناسب سازی شده است، اما در ادامه مسیر، امکان پیاده روی برای افراد معمولی هم سخت است، چه برسد برای نابینایان!
ابوالفضل مهرزادنیا می‌گوید: گاهی افراد وقتی متوجه می‌شوند نابینا هستم، می‌خواهند به‌زور من را از خیابان رد کنند! لباسم را می‌کشند. بعد هم می‌گویند «برایمان دعا کن!» از این برخورد ناراحت نمی‌شوم.
نرگس قابلی تا ۱۳‌سالگی تحت ۱۵‌عمل جراحی بسیار سخت قرار گرفته است. او دو مقام دوم کشوری در رشته تنیس روی میز دارد و به یک مقام استانی در رشته ورزشی نوچیا هم دست پیدا کرده‌است.
اشرف فیضی در نوجوانی و طی یک عمل جراحی، بینایی هر‌دو چشمش را از دست داده است، اما دستاورد‌های زندگی‌اش نشان می‌دهد که با تلاش و کوشش بسیار مانع از این شده است که جهانش در تاریکی فرورود.
مدرسه صیاد شیرازی بزرگ‌ترین مدرسه معلولان جسمی و حرکتی مشهد است که ساخت آن به کمک خیران انجام شده و از سال ۸۷ با تکمیل ساختمانش، بچه‌های معلول به محله سیدرضی منتقل شدند.
مرحوم حسین خاوری حدود ۲۳‌سال قبل، آپارتمانی را وقف آسایشگاه فیاض‌بخش کرد تا درآمد کسب‌شده از آن برای امور مددجویان این آسایشگاه استفاده شود.
سرنوشت، مسیر این زوج ناشنوا را به‌هم گره زد و امروز سه فرزند شنوا دارند. کاظم آقا با وجود همه چالش‌هایش می‌گوید: همین که هوش و حواسم و دست‌هایم سالم است، خدا را شکر می‌کنم.
پوریا آذری به‌دلیل بیماری سی‌پی دچار معلولیت شده است، اما حتی با شرایط خاص، هرروز قدمی به‌سمت اهداف ورزشی‌اش برمی‌دارد.
چند‌سالی است که هنرجویان نازآفرین، دختران توان‌یابی هستند که علاوه‌بر دست‌ورزی، با یادگیری گلیم و قالی، هم مهارت‌هایشان را افزایش داده‌اند و هم به درآمدزایی رسیده‌اند.
«حاج‌احمد اسکویی‌نیا» موسس هتل آپارتمان و موسسه خیریه «موسسه راهیان نور آسمان هشتم» است. او پذیرای زائرانی است که دستشان خالی است و تا‌به‌حال حرم را ندیده‌اند.
فاطمه معتمدی و هم‌پیمانانش یک گالری هنری راه‌اندازی کرده‌اند که هم نمایشگاه آثار او و همکارانش است، هم محل آموزش به هنرجویان و همه‌روزه در معرض بازدید و تحسین مسافرانِ ایستگاه قطار شهری بسیج قرار می‌گیرد.      
بهروز جوانشیر پدر چهار فرزند معلول زندگی‌اش را مرهون لطف و کرم امام رضا (ع) می‌داند.
«کنیز عرب» مادر ۴۹ ساله‌ای است که با تلاشی مستمر و روحیه‌ای تضعیف‌ناشدنی، خودش را وقف مهدی و فهیمه کرده است. فرزندانی که از چندسال پیش معلول و ویلچرنشین شده‌اند.
بهاره تاج بخش داستان‌نویسی که رتبه برتر جشنواره فانوس را به دست آورده می‌گوید: وقتی فهمیدم نمی‌توانم مثل آدم‌های دیگر زندگی کنم، تصمیم گرفتم بنویسم، هرچند برای نوشتن هم دستم به قلم نمی‌رفت.
کشتی‌‌گیران گمنام ناشنوا در سالن آهنچی برای مسابقات پاراالمپیک تمرین می‌کنند. از همین سالن بیش‌از ۱۰ قهرمان پاراالمپیکی پا به عرصه رقابت‌ها گذاشته‌اند.
 ۱۵ سال آزگار است که خانم میرکی، چهارچشمی مراقب مهدی است. به‌خاطر فرزندِ بیمارش قید مسافرت و هر کاری که او را از مهدی دور می‌کند، زده است و هرلحظه سخت می‌کوشد تا جگرگوشه‌اش در آرامش باشد.
محبوبه قربانی سرانگشت‌هایش را نشانمان می‌دهد و می‌گوید: برای ما لامسه، حس مهم‌تری است و با همین سرانگشت‌ها کلمات را می‌خوانیم و می‌فهمیم. با خنده می‌گوید: انگشت‌هایم طوری کار می‌کنند که کم‌کاری چشم‌ها به چشم نمی‌آید.