غلامحسن رضایی استادی که از ناحیه دست معلول است، سه سال است که در بوستان ملت به ثبت رکورد میپردازد و در سال اول صد دور، در سال دوم ۱۱۰دور و در سال سوم ۱۲۱دور رینگ بوستان ملت را پیادهروی کرده است.
دختران و پسران گروه جهادی شهیدراحمی، مدارس استثنایی محله ایثارگران را نونوار کردند. سارینا جاویدان میگوید: خوشحالم که توانستیم با طرحهایی جذاب، حس و حال دانشآموزان مدارس را تغییر دهیم.
عباس کلانتر، جانباز قطعنخاعی که روزگاری قهرمان دو و میدانی بود. او در استان و در مسابقات دو و میدانی آموزشگاهها، رکورددار ۲۰۰، ۴۰۰ و ۸۰۰ متر بوده و عنوان سومی کشور را هم کسب کرده بود.
در مدرسه «سوم شعبان» که بههمت «حاجعبدالحسین کرمانیان» بنا شد، ۵۰نفر تحصیل میکنند، اما ۱۲۰دانشآموز تلفیقی را هم پوشش میدهند که در مدارس عادی تحتنظر مدیران این مدرسه درحال تحصیل هستند.
زهراخانم میگوید: خانوادههایی که معلول ذهنی دارند، نمیتوانند یک سفر یا مهمانی معمولی بروند. من خیلی سعی کردم آرمین را چند ساعت در روز به مراکز آموزشی بهزیستی بفرستم، اما نمیتوانند کنترلش کنند.
معلولان و سالمندان دو قشری هستند که بیشترین تقاضا را برای سفر به مشهد دارند. اما به نسبت حجم تقاضا، خدمات بسیار محدودی به آنها ارائه میشود.
دکتر فاطمه هادوی بنیانگذار نخستین خانه حمایتی برای دانش آموزان کم توان ذهنی در ایران است. خودش میگوید خیلی تصادفی بود که سال۱۳۸۶ ساختمانی دوطبقه برای دختران کمتوان ذهنی قدبرافراشت.
زهرا ایوبی میگوید: ابزارهای کمکآموزشی بازار خیلی متناسب با نیاز بچههای استثنایی نیست. شاید اصلا نیازهایشان آنطور که باید بررسی نشده تا وسایل متناسب با شرایطشان ساخته شود.
این جوان کمشنوا هیچوقت به مشکل شنواییاش به چشم ضعف نگاه نکرده است و از وقتی معلم ورزش مدرسه او را بهسوی کشتی سوق داد، تا الان توانسته ششمدال طلا در ردههای استانی و کشوری و مدال نقره جهانی را کسب کند.
حسین راشدی ازجمله افرادی است که با عشق، شغل آرایشگری را انتخاب کرده و معلولیت، مانع او برای ادامه این حرفه نشده و جزء آرایشگران با سابقه شهر و منطقه ما محسوب میشود.
سابقه آشنایی لیلا خسروی با جامعه مخاطبان بهزیستی به برادر معلولی برمیگردد که دیگر درمیان خانواده نیست. شاید همینها باعث شد که توانمندکردن افراد توانیاب به فهرست آرزوهای اولویتدار لیلا تبدیل شود.
بالاخره سال ۱۴۰۰ به این آرزوی دیرینه جامه عمل پوشانده شد و پیشدبستانی طراوت سزاواررحمت تأسیس شد. این پیشدبستانی چهل دانشآموز نابینا و کمبینا دارد.
احسان شریفجمعه و محبوبه قربانپور زوج روشن دل محله پنجتن تحصیلات دانشگاهی دارند. آنها با پذیرش شرایطی که برایشان پیش آمده و با دلی روشن زندگی مشترکشان را کنار هم شروع کردهاند.
ملیحه صفایی باید برای رفتن به کلاسش در سالن مهران، مسیری طولانی را طی کند و اگرچه بخشی از این مسیر برای تردد نابینایان مناسب سازی شده است، اما در ادامه مسیر، امکان پیاده روی برای افراد معمولی هم سخت است، چه برسد برای نابینایان!
ابوالفضل مهرزادنیا میگوید: گاهی افراد وقتی متوجه میشوند نابینا هستم، میخواهند بهزور من را از خیابان رد کنند! لباسم را میکشند. بعد هم میگویند «برایمان دعا کن!» از این برخورد ناراحت نمیشوم.
نرگس قابلی تا ۱۳سالگی تحت ۱۵عمل جراحی بسیار سخت قرار گرفته است. او دو مقام دوم کشوری در رشته تنیس روی میز دارد و به یک مقام استانی در رشته ورزشی نوچیا هم دست پیدا کردهاست.
اشرف فیضی در نوجوانی و طی یک عمل جراحی، بینایی هردو چشمش را از دست داده است، اما دستاوردهای زندگیاش نشان میدهد که با تلاش و کوشش بسیار مانع از این شده است که جهانش در تاریکی فرورود.
مدرسه صیاد شیرازی بزرگترین مدرسه معلولان جسمی و حرکتی مشهد است که ساخت آن به کمک خیران انجام شده و از سال ۸۷ با تکمیل ساختمانش، بچههای معلول به محله سیدرضی منتقل شدند.
مرحوم حسین خاوری حدود ۲۳سال قبل، آپارتمانی را وقف آسایشگاه فیاضبخش کرد تا درآمد کسبشده از آن برای امور مددجویان این آسایشگاه استفاده شود.
سرنوشت، مسیر این زوج ناشنوا را بههم گره زد و امروز سه فرزند شنوا دارند. کاظم آقا با وجود همه چالشهایش میگوید: همین که هوش و حواسم و دستهایم سالم است، خدا را شکر میکنم.