دختران موسسه توانبخشی فتحالمبین با تلاش و پشتکارخلاقیت و هنر آفریدهاند، آنها نشان دادند هر ذهنی با تمرین و پشتکار توانایی ابتکار و خلاقیت را دارد.
آرایشگران جوان محله خاتمالانبیا (ص) یک روز در ماه را صرف اصلاح رایگان کودکان کمتوان ذهنی و جسمی میکنند. داوود گرمرودی که چهار انگشتش قطع شده، بانی این کار خیر است.
خیلیها در خیابان ویلا مصطفی یغمایی و دکهاش را میشناسند. او معلول است و از هفت سالگی روی پای خودش میایستد. از فروش آلاسکا و فرفره تا حالا که خوراکی میفروشد.
مریم حلمزاده ۵۰ سالگی را پشت سر گذاشته و مربی عروسکبافی در موسسه توانیابان شریف است. او در اردیبهشت سال ۱۳۵۹ در یک حادثه رانندگی همسر و دختر خود را از دست میدهد و از همان سال روی تخت میماند.
مدرسه نابینایان ستایش در محله عبدالمطلب تنها مدرسه ابتدایی ویژه نابینایان در مشهد است. اگر نگاهی به مدرسه بیندازید، هیچ تفاوتی با مدارس معمولی ندارد.این مدرسه برای حضور دانشآموزان نابینا مناسبسازی نشده است.
حسین نصرتیسعدآباد کشتیگیر جوان محله آبکوه، توانست مقام سومی جهان را در وزن ۵۵ کیلوگرم آزاد در مسابقات جهانی ارمنستان بهدست آورد.
محمدمهدی خشنود سالها حسرت نشستن، راهرفتن و خودکفابودن را میکشد، پزشکان میگفتند که فیزیوتراپی هم بیفایده است. تا اینکه او تصمیم گرفت، با فشارآوردن به عضلاتش بدنش را قوی کند.
معلمهای مرکز آموزشی و توانبخشی شهید صیادشیرازی سالها است که در این مرکز کار میکنند. آن با بچه ها انس گرفتهاند و هیچوقت دل رفتن پیدا نکردند.
ناشنوایان آموزشگاه فنی و حرفهای محله مسلم از دغدغههای انتخاباتی خود میگویند.
میلاد مهجور درباره انگیزهاش از تشکیل گروه تئاتر «ماهور» میگوید: چون خودم در کودکی پدرم را از دست داده بودم، یاد گرفتم که نباید به خاطر کمبود در زندگی منتظر کمک کسی باشم، بلکه باید روی پای خودم بایستم.
در یکی از اتاقهای مجتمع نیکوکاری توانیابان مشهد، عدهای از هنرجویان کمتوان جسمی و حرکتی همت کردهاند و فنون یکی از ورزشهای رزمی را میآموزند. استاد مجید کارگرد بانی پاگرفتن این مرکز ورزشی است.
دکتر محمد تقی ایمانپور از اساتید ادبیات دانشگاه فردوسی است که تجربه ۳۰ سال زندگی در کشورهای اروپایی را دارد. او دو فرزند معلول دارد و میخواهد تجربه زندگی آنها در دیگر کشورها را به هموطنهایش بیاموزد.
گوهرشاد خانم میگوید: زندگی مشترک دو معلول با سختی همراه است اما سعی میکنم سختیها را آسان بگیرم. درکل خانواده ما یاد گرفته است مشکلات را سخت نبیند. تنها آرزوی ما خوشبختی فرزندانمان است.
محمدرضا و فائزه زوج معلولی هستند که خدا به آنها فرزندی عطا کرده به نام «یاسین». خانم تئاتر کار میکند و آقا در بخش سمعی و بصری موسسه باران مشغول به کار است.
اوایل جنگ بود که موسی پارسا در ۱۶ سالگی قطع نخاع میشود. با این حال او از پا نمینشیند و حالا یکی از افتخارآفرینان ورزش معلولان و جانبازان کشور است.
حمید کیانیان موسسه متفاوت و هنری «باران» را راه اندازی کرده است که نگاه ویژهای به معلولان جسمی و حرکتی و استعداد آنها در زمینه تئاتر دارد.
دورهمی انجمن ضایعه نخاعیهای مشهد نبش خیابان وحدت۶ در محله رضائیه است؛ جایی که معلولان ویلچرنشین از نقاط خیلی دور و نزدیک میآیند و با دیدار یکدیگر دلتنگیهایشان را کمرنگ میکنند.
این گزارش را که تا انتها بخوانید، قطعا شما هم نگاهتان به بعضی عبارتها مثل «دانشآموز کمتوان ذهنی» تغییر خواهد کرد و به این نتیجه خواهید رسید که میتوان انگشت را از روی کاستیهایشان برداشت.
مهین قربانی معلم و مدیری است که دانشآموزانش او را مادر مدرسه صدا میکنند. او میگوید: خوشحالم که ۱۸ سال از این حرفه را در خدمت دانشآموزان نابینا و کم بینا بودهام و برایشان مادری کردهام.
جواد و الهه زوجی هستند که هر دو به خاطر حادثهای در کودکی مجبور به راه رفتن با عصا شدند اما حالا آنها عصای دست هم شدند و زندگیشان از چنان شادی و آرامشی برخوردار است که خیلیها در جستجوی آن هستند.