جلسه قرآن همسران شهدا را هر هفته دور هم جمع میکند
بناءزاده| جلسات مذهبی کم نیست در این شهر، جلسات قرآن، دعا، روضه و. اما ما به سراغ جلسه قرآن متفاوتی رفتهایم؛ جلسهای که ترجیعبند تمام حاضران در آن «شهید» است. این کلمه از روزی در میان نام و نشان آنان جا خوش کرده و چه زیبا و خوش نشسته است. شدند «همسر شهید.»
همسران شهدا، همسران غرور و افتخار در جلسه قرآنی در محله آزادشهر دور هم جمع میشوند و چراغ این جلسات را روشن نگاه میدارند.
در این هیاهو و شلوغی زندگی گاهی شاید فراموش کنیم که روزی صدای زندگی با آژیرهای خطر به صدا در میآمد و مردانی بودند که همسر و فرزندانشان را میگذاشتند، جانشان را کف دستشان میگرفتند و میرفتند.
در کنار آن مردان همسرانی بودند که آن هر دق البابی تنشان را میلرزاند که مبادا خبر شهادت آورده باشند. شیر زنانی که تمام این سالها را با صبر و تحمل ایستاده و جای خالی همسرانشان را با عشق و محبت برای فرزندانشان پر کردهاند.
حالا جمعی از آن زنان و همسران شهدا در جلسه قرآنی در محله آزادشهر دور هم جمع میشوند و ما هم برای بودن در کنار آنان و آشنایی بیشتر، به جلسه شان رفتیم. وارد که میشویم همه دور تا دور حسینیه نشستهاند و خانمی جوان در حال آموزش قرآن است. سراغ خانم شبان مسئول جلسه میرویم و از چگونگی برگزاری جلسات صحبت میکنیم.
همسران شهدای منطقه را دور هم جمع کردیم
زهرا شبان، همسر شهید غلامعلی رضوی، سرپرست جلسه قرآن همسران شهید است و در مورد پا گرفتن این جلسه چنین میگوید: جلسه ما کمتر از یک سال است که در این منطقه شروع شده است و در راستای دیگر جلساتی است که آقای احمدی در سطح شهر مشهد برای همسران شهید برگزار میکند.
او در ادامه میگوید: آقای احمدی در ابتدا لیست همسران شهیدی را که در محدوده آزادشهر، دانشجو و سیدرضی بودند را به من دادند و من هم با همه تماس گرفتم و اعلام کردم که قرار است جلسات قرآن برگزار شود.
او با خوشحالی ادامه میدهد: خدا را شکر استقبال همسران شهدا خیلی خوب بود و همین، انگیزه ما را بیشتر کرد و در حال حاضر جلسه هر چهارشنبه از ساعت ۹ تا ۱۱ با حدود ۶۰ نفر در حسینیه حضرت ابوالفضل (ع) واقع در امامت ۵۸ برگزار میشود که معمولا هر هفته به صورت پیامکی به اعضا یادآوری میشود. این جلسات خودجوش است و وابسته به هیچ ارگانی نیست.
آشنایی همسران شهید
او در ادامه میگوید: در روزهای اعیاد مراسم مولودی خوانی و در شهادتها برگزاری مراسم عزاداری را داریم و در حال حاضر دو ماهی است که با کمک آقای احمدی، یک مربی برای آموزش قرآن به همسران شهدا در نظر گرفتهایم.
او در مورد برنامههای آیندهشان اینطور میگوید: ما برنامههایی را برای اعضای جلسه در نظر گرفتهایم، مثل برگزاری اردوهای یک روزه، فعالیت و شرکت در امور خیر و...
چون همه همسران شهید هستیم. در واقع یک سری مشکلات مشترک داریم و بهتر هم را درک میکنیم
او با اشاره نکات مثبت به دورهم جمع شدن همسران شهدا اظهار میکند:برگزاری این جلسه به لحاظ روحی خیلی برایمان خوب است، چون همه همسران شهید هستیم. در واقع یک سری مشکلات مشترک داریم و بهتر حرف هم را درک میکنیم و از طرفی، چون با دیگر همسران شهید در ارتباطیم با هم صحبت میکنیم و از دیگر مشکلات شخصی هم با خبر میشویم و گاهی آنها را به بنیاد اطلاع میدهیم تا شاید حل شود. البته بیشتر با همکاری خودمان تلاش در رفع مشکل میکنیم.
او گلایهای هم دارد و اینطور میگوید: همسران شهید فراموش شدهاند و مورد بیتوجهی قرار گرفتهاند. من هفت سال با همسرم زندگی کردم و بعد از شهادت ایشان، برای بزرگ کردن سه فرزندمان در این سالها رنج بسیار کشیدم، البته این رنج را تمام همسران شهید کشیدهاند.
برای همین حالا که فرزندان ما بزرگ شدهاند و ما کمی مسئولیتمان کمتر شده است توقع داریم حداقل از امکاناتی برخوردار باشیم. برای همین از شهرداری و بنیاد درخواست دارم حداقل سالن ورزش، استخر و... برای همسران در نظر بگیرند، چون فکر میکنم تنها ارگانهایی که میتوانند به ما کمک کنند هستند.
همسر شهیدم، این افتخارم است
سراغ دیگر همسران شهید در جلسه میرویم و صحبتی هم با آنها داریم. رضایی همسر شهید رجبعلی تختی است که پنج سال با او زندگی کرده است و دو فرزند حاصل زندگی مشترکش با این شهید است. او میگوید: به اینکه همسر شهید هستم افتخار میکنم. او یک فرشته بود، بسیار با گذشت و مهربان.
چشمانش پراشک میشود و با بغضی که دارد ادامه میدهد: با اینکه سی و چند سال از شهادتش میگذرد، ولی هنوز برایم زنده است و رفتارها و کارهایش سرلوحه زندگیمان است.
وقتی از برگزاری جلسات میپرسم میگوید: برگزاری این جلسات خیلی خوب است. به خصوص از وقتی که مربی قرآن آمده است. از طرفی با همسران شهید آشنا میشویم. از مشکلاتی که هر کسی با آن مواجه است صحبت میشود.
او دوست دارد در کنار جلسه قرآن برنامههای تفریحی، ورزشی و فرهنگی نیز برای اعضا گذاشته شود و در تایید حرف مسئول جلسه در این خصوص میگوید: برگزاری اردو و استفاده از سالنهای ورزشی میتواند خیلی در بالا بردن روحیه ما تاثیر داشته باشد. در تمام این سالها همسران شهید رنج و مشقت مضاعفی را داشتهاند و شاید بد نباشد حالا که در واقع به سن بازنشستگی رسیدهاند تفریحاتی برایشان در نظر گرفته شود.
جمع ما، جمع همدردهاست
فاطمه حاجی بیگی، همسر شهید کریم عبداللهی است که تجربه ۱۵ سال زندگی مشترک را با این شهید بزگوار دارد. در مورد همسر شهیدش اینطور میگوید: او در تمام مدتی که در جنگ بود تلاشش این بود که مرا برای شهادتش آماده کند. انگار آگاه شده بود به شهادت میرسد.
کمی تامل میکند و این طور ادامه میدهد: او خیلی به من، خانواده و فرزندانش اهمیت میداد و همیشه هم به من میگفت: «تو باید از من راضی باشی.»
بار آخر یادم هست که زنگ زد و گفت: «میخواهم راضی شوی تا به شهادت برسم.» و من که همیشه از این حرف ناراحت میشدم آن روز ناخواسته به زبانم جاری شد و گفتم راضی هستم. همان شب عملیات داشتند و من بعد از اینکه تلفن را قطع شد، خیلی گریه کردم و مطمئن بودم به شهادت میرسد. در واقع همین طور هم شد و بعد از هشت روز خبر شهادتش را دادند. او در همان عملیات به شهادت رسید.
نفسی میکشد و میگوید: بعد از شهادت همسرم مشکلات مالی خیلی اذیتم کرد، در واقع ۳۵ سال را به سختی طی کردم. او در مورد برگزاری جلسات اظهار میکند: از برگزاری این جلسات خیلی خوشحالم، برگزاری این جلسه این ویژگی را داشته است که کسانی مثل خودمان را میبینیم، هم دردهای خودمان را و این احساس همدردی تسکینی است برای رنجهایی که کمتر دیده شده است.
نهادینه کردن قرآن واحکام
بعد از اتمام جلسه آقای احمدی برای صحبت با همسران شهید به حسینیه میآید و فرصتی پیش میآید تا صحبتی با او داشته داشته باشیم. این طور شروع میکند: من فرزند شهید احمدی هستم و بیش از دو دهه است که در مجموعهای به نام «حسینیه روح الله و رهروان شهدا» فعالیتهای فرهنگی انجام میدهیم، از قبیل برگزاری مراسم یاد بود شهدا، جلسات قرآنی، فعالیت در امور ورزشی و.
وقتی از او درمورد هدف برگزاری جلسات قرآن ویژه همسران شهید میپرسیم این طور میگوید: همسران شهید، گل سر سبد جامعه ما هستند. سالها هیچ کس آنها را نشناخت و کمتر از آنها و رنجهایی که در این سالها کشیدهاند یاد شده است.
شاید با برگزاری این جلسات به نوعی یادآوری باشد که آنها هستند و خیلی نیاز به دلجویی دارند و از طرفی با توجه به اینکه پس از گذشته سالها، بار مسئولیت بزرگ کردن فرزند از دوششان برداشته و در واقع وقتشان آزادتر شده است، احساس کردیم برگزاری چنین جلساتی میتواند مفید باشد. اینکه دور هم جمع شوند و در کنار هم باشند.
احمدی ادامه میدهد: ما سعی کردیم محوریت این جلسات را قرآن در نظر بگیریم. خوشبختانه استقبال از جلسات در سطح شهر بسیار خوب بوده است. ما از تمام همسران شهید خواستهایم که با تمام قدرت قرآن و احکام را نهادینه کنند و در حا حاضر در ۱۶ نقطه از سطح شهر این جلسات در حال برگزاری است.
همسران شهدا، مبلغان راه آنان
احمدی در ادامه میگوید: هدف از برگزاری این جلسات این است که همسران شهید به این خودباوری برسند که باز هم تنها کسانی که میتوانند خاطرات شهدا را زنده نگاه دارند، خود آنان هستند. مادرم هنوز وقتی از پدرم میگوید گریه میکند. من مطمئن هستم اینها مبلغان شهدا و راهشان هستند.
هدف از برگزاری جلسات این است که همسران شهدا به خودباوری برسند که میتوانند خاطرات شهدا را زنده نگاه دارند
او در خصوص برنامههای آینده چنین میگوید: در نظر داریم برای همسران شهدا یک دانشکده قرآنی در نظر بگیریم. بیشتر این آنان ممکن است تحصیلات عالیه نداشته باشند، ولی ما میخواهیم فضایی را آماده کنیم که یک روز در میان دور هم جمع شوند ودر کلاسهای قرآن، احکام و ورزشی شرکت کنند و حتی برگزاری کلاسهای نهضت هم داشته باشیم.
او در ادامه میگوید: همسران شهید نیاز به ترحم ندارند، ولی توجه و حمایت جای خالی بزرگی است که در این سالها کمتر برای این عزیزان بوده است.
درخواست مشارکت و حمایت از شهرداری
برای شنیدن سخن پایانی باز به سراغ شبان، مسئول جلسه میرویم. او میگوید: متاسفانه برای برگزاری جلسات در منطقه آزادشهر به علت نداشتن مکانی مشخص گاهی به مشکل میخوریم، چون روزهایی که مراسم تعزیه است نمیتوانیم جلساتمان را در حسینیه برگزار کنیم و از طرفی اگر مکانی مختص این جلسات در نظر گرفته شود که ما بتوانیم عکسهای شهدای این منطقه را بزنیم بسیار خوب میشود. اگر شهرداری سالن ورزشی برای همسران شهدای این منطقه در نظر بگیرد هم خیلی خوب است، چون ما در سنینی هستیم که نیاز به ورزش داریم.
* این گزارش پنج شنبه، ۱۳ خرداد ۹۵ در شماره ۱۹۳ شهرآرامحله منطقه ۱۱ چاپ شده است.