قضیه از این قرار است که خانم ظهور ابراهیمی به همراه برادر و خانم برادرش در چند سفر گذشته که به کربلا رفتهاند و میزبانی عراقیها را دیدهاند، با خود گفتهاند چرا ما مشهدیها زائران امام رضا(ع) را همانطور پذیرایی نکنیم تا کلی خاطره خوش از میهماننوازی مجاوران نداشته باشند؟ جرقه این کار هم وقتی خورده که آستان قدس رضوی اعلام کرده است؛ مشهدیها پویش هر خانه یک زائرسرا را راه بیندازند و نگذارند زوار امام رضا(ع) احساس غربت کنند. حالا قرار است خانه مریم خانم و احمد آقا زائرسرایی باشد برای میهمانان آقا علیبنموسیالرضا(ع)
هشت سال است پا در رکاب عاشقی گذاشتهاند تا به قد ارادتشان به شاه خراسان در بیابانهای جاده منتهی به مشهد الرضا(ع) مشقِ عشق کنند. خادمان بینام و نشان و بیادعای علیبنموسیالرضا(ع) که در روزهای آخر صفر، دل از شهر و دیار کنده و در مسیر جادهها به خوشآمدگویی زائران حضرتش آمدهاند. آمدهاند تا با استکانی چای خوشعطر و نانی گرم، خستگی از تن زائر پیاده امامهشتم(ع) بزدایند و رسم میزبانی را به بهترین شکل به جای آورند.
روایت، روایت خدمتگزاران مسجد سناباد محله سعدآباد است که از چهل روز مانده به روز موعود، در سهراهی دلبران در تدارک میزبانی درخور میهمانان حضرتش هستند.
اینجا همه چیز نشان از تلاشی شبانهروزی دارد تا استقبال از زائران امامرضا(ع) به بهترین شکل انجام شود و خاطرهای خوب در ذهن مسافرانی که به مقصد مشهد ترک دیار کردهاند ماندگار شود. در میان خادمان این فضای معنوی پسربچهها و دختران کوچک هم در کنار بزرگترها مشغول کار هستند. از شستن ظرفها گرفته تا بستن پایههای علم به داربست.
خانواده فتحانی به محض ساکن شدن در منطقه11 که به حدود 15سال قبل برمیگردد، تلاش برای برپایی روضهها و مراسم مذهبی را به همراه بقیه ساکنان شهرک ارمغان آغاز کردهاند. مهدی آقا میگوید: ما در آنزمان در این اطراف، نه مسجد داشتیم و نه هیچ فضایی برای برگزاری مراسم مذهبی. به همین دلیل از فضای کنار خیابان و پارکینگ ساختمانها مراسم را شروع کردیم و تاکنون که مسجد فتاح به بهرهبرداری رسیده این برنامهها را پیش بردهایم.
همه این عاشقان که رنج راه را به جان خریدهاند دوست دارند در مشهد هم در نزدیکترین نقطه به حرم ساکن شوند تا هرلحظه دلتنگی را با حضور در این بارگاه یا سلام و نگاهی به گنبد طلا آرام کنند.
موضوعی که طبق گفتههای سرپرست شهرداری منطقه ثامن مدنظر بوده و محلهای اسکان در نزدیکترین نقاط به این بارگاه آماده شده است. آنطور که ساسان نورینمقدم گزارش داده است محلهای اسکان در خیابان شهید شوشتری1 و 3، شهدای حج3، انتهای نوغان و پنجراه قرار دارد. محلهایی که کمتر از 1300متر با بارگاه منور امام هشتم(ع) فاصله دارند.
سی سالی میشود که این خیمه بهیاد امامحسین(ع) و امامرضا(ع) برپا میشود و دویست نفر هم با عشق و علاقهای که به اهلبیت(ع) دارند، رخت خادمی به تن کردهاند و میزبان زائران آقا میشوند. میزبانیشان هم در حد اعلاست؛ چون نام سیدوسالار شهیدان و امام غریبان درمیان است. به همین دلیل است که نمیتوان از چای و نباتش تعریف نکرد، از قهوه عربیاش نگفت و از وعده شام و ناهاری که شکم هزاران نفر را سیر میکند، حرف به میان نیاورد.
طنین صدای صلوات در حیاط خانه پیچیده است. گوشه حیاط عدهای برنج پاک میکنند؛ دو سه نفر از بانوان پرتلاش محله هم در حال هم زدن دیگ غذا هستند. بار و بنشن را یکی پس از دیگری داخل دیگ میریزند و هرچند دقیقه یکبار ذکر یا ذالجلال والکرام را بلند تکرار میکنند و صلوات میفرستند.فاطمه احمدنیا سالهاست که دیگ غذای هیئت را در خانهاش بار میگذارد، دیگی که غذای 500نفر را در آن میپزند، او بارها پای دیگهایش بغض کرده، روضه خوانده و غذا را با ذکر و نام اهل بیت(ع) معطر کرده است.
در محله ایثارگران زوج عاشقی هستند که چشم انتظار مهمان هستند. محمدرضا قمری مقدم و ملیحه ماکوکار درب خانهشان را در دهه اول و آخر صفر به روی عزاداران باز میکنند. آن دو که دخترخاله و پسرخاله هستند، رسم دیرینه مادربزرگ را زنده نگه داشتهاند و روضه دهه اول صفر را که قدمتی پنجاهساله دارد برگزار میکنند. هر دلشکستهای میتواند به این روضه بیاید. سخنرانی، خواندن زیارت عاشورا و مداحی از برنامههای دهه اول صفر است.هشتسالی میشود که روضه خانوادگی حاج محمدرضا و ملیحه خانم گره خورده است به میزبانی از زائران پیاده امام رضا (ع).
روزهای آخر ماه صفر حال و هوای پایانه مسافربری امام رضا(ع) متفاوت است. جمعیت زیادی با گویشها و لباسهای مختلف دیده میشوند. همه در حال رفت و آمد هستند برخی به شهرهای خود بازمیگردند و برخی دیگر برای زیارت آمدهاند. از همان بدو ورود با دیدن گنبد امام مهربانیها از ضلع خیابان امام رضا(ع) عرض ارادتی به مولای خود میکنند و سپس چمدان به دست وارد شهر میشوند.
هر ۲۰دقیقه تلفن طیبه خانم زنگ میخورد. هر بار عذرخواهی میکند و گوشیاش را پاسخ میدهد. صحبتش با تلفن که تمام میشود با لبخندی که نشان از خوشحالی دارد میگوید: «رئیس یکی از کاروانهاست که از شهرستان میخواهند به همراه زائران بیایند.
تلفن پشت تلفن، کاروانهایی که خبر از آمدن 100، 150، 250 و... نفر مسافر را میدهند. آنها مهماننوازی اهالی ایوان طرق در خاطرهشان مانده و حالا بعد از گذشت دو سال باز هم تماس گرفتهاند و تقاضا دارند که فضایی برای اقامت شب در اختیارشان قرار بدهند. برخی از آنها نیز تقاضا دارند که اگر ممکن است صبحانه، ناهار و شام هم برایشان تدارک ببینند.
حسینآقا یک باربر ساده است که درآمد چندانی ندارد، اما به پشتوانه ارادت و عشقی که به امام مهربانیها دارد، دلش به دریای بیکران محبت به زائران تبدیل شده است.
تعریف میکند: بارها با مسافرانی روبهرو شدهام که در طول سفر پولشان سرقت یا گم شده است. خودم هزینه فیش حمل بارشان را دادم. بعضیها قبول نمیکردند. میگفتم: بگیرید. آقا خودش با من حساب میکند. این را هم بگویم که زائرها خوشحساب هستند و بلافاصله بعد از برگشت به شهرشان پول را واریز کردند. خیلی از زائران شماره من را گرفتهاند و گاهی تماس میگیرند و میخواهند سلامشان را به امام برسانم و من را به شهر خود دعوت میکنند.
رضا برزانی اربعین هر سال به دیار اجدادیاش میرود و یکی از کارهای مهمی که در این ایام انجام میدهد، این است که در موکبها نقش مترجم را برای ایرانیان ایفا میکند. این نذری است که از 11سال پیش آغاز کرده است و به گفته خودش، علاوه بر زیارت سیدالشهدا(ع)، خواسته در این سالها دینش را به میزبانانی که به او فارسی یاد دادهاند ادا کند.
حاجمحمد اخوان و رفقایش در محله بالاخیابان نیز از آدمهایی هستند که اسباب رسیدن دلدادگان اباعبدالله الحسین(ع) به آن تربت اعلا هستند. آنها هرسال دور هم جمع میشوند و تعدادی از افراد نیازمند آرزوبهدلی را که تاکنون زیارت کربلا نصیبشان نشده است، با همراهی خیران به راهپیمایی اربعین گسیل میکنند. امسال آنها نزدیک به سیصد نفر را راهی کربلا کردند.
اصغر مجیدیان 67سال دارد. از آن خوبهای روزگار که وقتی همکلامش میشوی زلالی وجودش را خوب حس میکنی. هشت سالی میشود که با موتورسیکلت فاصله 2هزار و 600کیلومتری حرم امام رضا(ع) تا حرم اباعبدالله(ع) را میپیماید تا روز اربعین در کربلا باشد.
او بیشتر سفرهای دوران بازنشستگی را با موتورسیکلت سپری کرده است؛پنجبار دور ایران را با موتور پیموده و با این سن و سال عضو فدراسیون موتورسواری ایران است.میگوید: اگر بخواهم خیلی صریح و شفاف بگویم من با امام حسین(ع) عشق میکنم و حالم با نام حسین(ع) و دیدن گنبد و بارگاهش خوب میشود.
کلثوم فاروقی از سال۹۸ میگوید. اولین باری که تصمیم به راهاندازی کاروان خانمهای محله گرفتند؛ نه راه را بلد بودیم نه جایی را میشناختیم اما دلمان میخواست یک قدم کوچک برداریم برای برآورده شدن آرزوی زیارت اولیهای محله. خانمهای مسنی که زیرپوشش کمیته امداد امام خمینی(ره) بودند و بیشترشان یک بار هم به کربلا نرفته بودند. بعضیها عصا به دست بودند و بعضیها به سختی مسیری کوتاه را طی میکردند. با همه این ها ۴۸ نفر را صحیح و سالم بردیم و برگرداندیم. هنوز که هنوز است ما را که میبینند به جانمان دعا میکنند.
فاطمه میگوید:بهطور اتفاقی در گروهی مخصوص حافظان قرآن عضو شدم. میخواستم از گروه بیرون بیایم اما ماندم. مدتی گذشت و خانمی از تبریز به نام خانم نوظهور که اسم کوچکش یادم نیست فایلهای صوتی در گروه گذاشت و روند حفظ قرآن خودش را توضیح داد. صوتهای آن خانم را گوش دادم و علاقهمند به حفظ قرآن کریم شدم. همین که صوت ها را گوش دادم با خودم گفتم این خانم توانسته پس من هم میتوانم. دوست شیرازی من هم خیلی انگیزه داد و شروع کردم.
گرمای هوا 40 درجه بود و لباس به تنمان میچسبید. یک مسیر را برای نظافت مشخص کرده بودند و در قالب چند شیفت خدمتگزاری میکردیم. اصلا تعارف نیست. این همه محبت را یکجا ندیده بودم. وقتی دیگران را میدیدم که با چه ذوق و شوقی دارند به زائر امام حسین(ع) خدمت میکنند، شرمنده میشدم. کف پای خیلی از زائرها آبله و تاول بسته بود اما میگویند عشق که باشد، حریف همه چیز میشود. فقط عشق این معجزه را میکند. هیچکدام دوست نداشتیم زمان خدمت به پایان برسد.
نرسیده به انتهای خیابان پیامبر اعظم(ص)23 در سبز رنگ و بزرگی در حاشیه معبر دیده میشود. مثل بسیاری از مساجد دیگر زیرزمین مسجد را که سالها قبل در آن نماز میخواندند تبدیل به آشپزخانه کردهاند. نمای آجری آن ساده است و سر در آن را با چند پرچم رنگی تزیین کردهاند. زمین 1600متری مسجد و مجتمع فرهنگی و اجتماعی حضرت محمد(ص) سال1379 با همت و کمک اهالی و خیران خریداری شده است و با همت ساکنان آجر به آجر بالا رفته و حالا یکی از مساجد فعال در محله امام هادی(ع) است.
موکبشهدای بولوار شاهنامه بزرگترین موکب ورودی غرب مشهد است. تمام زائران پیادهای که از محور شهرستان چناران وارد مشهد میشوند، در ابتدای ورودی غرب مشهد، به این موکب وارد شده و از خدمات ارائه شده در این ایستگاه همانند، وعده غذایی گرم، نماز جماعت، خدمات پزشکی و پرستاری، خوابگاه مجزا برای بانوان و آقایان، حمام و سرویسهای بهداشتی، کفاشی، خیاطی، تعمیرات موبایل و... بهرهمند میشوند. عباس باروتکوب از بانیهای راهاندازی این موکب میگوید: «اربعین 5سال قبل تعداد زیادی از اهالی بولوار شاهنامه راهی مراسم پیادهروی اربعین حسینی شدند. این افراد که در مسیر پیادهروی نجف تا کربلا با صحنههای بهیادماندنی و خاطرهانگیزی از میهماننوازی شهروندان عراقی مواجه شده بودند بعد بازگشت از همایش عظیم اربعین حسینی تصمیم گرفتند تا از مهمانان امام رضا(ع) پذیرایی کنند».