نخستین آمار رسمی ایرانیها خرداد سال ۱۳۱۸ شروع شد اما ۱۰ آبانماه به مشهد رسید؛ آمارگیری که هیچگاه به پایان نرسید، چون شهریور سال ۱۳۲۰ متفقین به ایران حمله کردند و کشور اشغال نظامی شد.
مجدالعلی بوستان، روزنامهای ادبی، علمی و تاریخی با نام «بوستان» را «سه شنبه ۱۵مهر ۱۳۰۳» در مشهد راه میاندازد. بعد از آبان ۱۳۰۵، مدتی کوتاه انتشار «بوستان» را در تهران ادامه میدهد.
در خراسان و مشهد نخستینباری که عنوان «گمرک» درج شده است در شماره۶ «سالنامه ایران» به سال۱۲۹۶قمری است که بدون اینکه نامی درج شود، عنوان میشود که «مأموران گمرک در خراسان» شامل رئیس و تحویلدار و مشرف هستند.
سرکنسول انگلیس در مشهد وقتی میبیند که قوای روسیه هیچاقدامی برای خروج از ایران انجام نمیدهد، یک گزارش مفصل برای یکی از روزنامههای انگلیسیزبان مطرح آن روزها میفرستد تا مردم جهان ببینند که روسها به تعهداتشان پایبند نیستند!
در مشهد، نخستین آگهی یا خبر ترحیم، روز چهارشنبه، ۲۳شوال۱۳۱۸قمری (۲۴بهمن ۱۲۷۹خورشیدی) در صفحه آخر روزنامه «ادب» به مدیرمسئولی «میرزاصادقخان ادیبالممالک» انتشار یافت.
تقی بینش در یادداشتی در روزنامه آزادی مینویسد: هنوز در نهر خیابانی که از وسط شهر میگذرد، انواع و اقسام کثافت و زباله میریزند و زنها رخت میشویند و بعد این معجون افلاطون بخورد مردم میرود.
در مشهد، سابقه تأسیس نخستین میدانبار که با هدف عرضه مستقیم کالا بهوجود آمد، به دوره قاجار میرسد. برابر اسناد موجود، آصفالدوله اولین میدانبار را راهاندازی میکند. روزنامه ایران، گزارش شادی و شکرگزاری مردم را از این اتفاق چاپ میکند.
فرودگاه درجه۲ مشهد سال۱۳۰۰ خورشیدی ساخته و در سال های۱۳۰۲ و ۱۳۰۳ نیز خدمات مسافربری بین مشهد و تهران برقرار میشود. سوای این کمپانی یونکرس گاهی بهطور آزمایشی، عدهای را با دریافت نفری سیریال برفراز شهر گردش میداده است.
خیلیها عمادعصار را به روزنامهنگاری و پیشگامی او در عرصه طنزنویسی مطبوعات میشناسند. او آدم جامعالاطرافی بوده و در حوزههای نمایشنامهنویسی، شعر و عکاسی نیز از چهرههای شناختهشده مشهد بهشمار میرود.
شجاعالدین ابراهیمی، شاعر کهنقلم و روزنامهنگار پیشکسوت مشهدی در محله احمدآباد است. مردی با ۱۲۰ هزار بیت شعر و ۳۱ کتاب، که اینبار نه بر کاغذ، که در کافههای فرهنگیاش سنگر گرفته تا ادبیات را به میان مردم بازگرداند و مشهد را پایتخت شعر ایران کند.
بر اساس اسناد، مشهد از ابتدای ایجادش اقلیمی خشک داشته و امرا و حاکمان و تاجداران بسیاری در طول تاریخ تلاش کردهاند آب را به این سرزمین برسانند. نخستین این افراد، امیرعلیشیرنوایی بود که آب چشمهگیلاس را به مشهد کشاند.
سفرنامه سیدحسن موسویاصفهانی از مشهد، مکه و عتبات مصادف با سفر او به این سرزمینهای مقدس به خط خودش نگاشته شده است. مهمترین امتیاز این سفرنامه آن است که نویسنده طی آن مرقد یازده امام را زیارت کرده است.
بچههای نستوه، کارشان را در سال ۸۵ آغاز میکنند و همه توان گروهی و تخصصشان را میگذارند تا بهترین کار را انجام دهند و نتیجه این همکاری میشود «نرم افزار ماهنامه شیعه».
سیدمحمد محمدی بهعنوان یک خبرنگار و فعال خبری، همواره انعکاسدهنده مشکلات محله زندگیاش بوده و نقش بسیاری داشته است. شعار او داشتن محله و شهری بهتر و زیباتر با مشارکت همه شهروندان است.
دبیرستان شاهرضا با پرداختن به ورزشهای مختلف روز، نهتنها زمینه آشنایی آنها را با چنین ورزشهایی فراهم میکند که خود به مکان پرورش اولین نسل ورزشکاران نوین مشهد بدل میشود و سرانجام نخستین مجله ورزشی مشهد را نیز همین دبیرستان چاپ میکند.
دکتر محمدباقر تعبدی یکی از معتدمین مشهور دهه سی و چهل بود که همزمان با طبابت، کار رسانهای هم میکرد و در انجمنهای محلی حضوری فعال داشت.
در زمانی که کمترکسی به فکر انتشار مجله فرهنگی است، غلامحسین یوسفی بدون هیچ شائبه اقتصادی مجلهای مرتبط با نیازهای آموزشی تأسیس میکند. این مجله در طول حیات کوتاهش در رشد دانش فرهنگیان کشور و نویسندگان این گروه تأثیر داشته است.
ناصر قهرمان، روزنامهنگار و منتقد ادبی گذشته و شاعر و نویسنده و پسرعموی محمد قهرمان، شاعر پرآوازه خراسانی است، کتاب «سفر به اقلیم آینه» نتیجه نیم قرن جهانبینی ناصر قهرمان است که سال ۱۴۰۰ از آن رونمایی شد.
دکتر جواد حدیدی با بورسیه دولتی به اروپا رفت. در سوربن رسالهای مینویسد که نامش را جاودان میکند. «اسلام از نظر ولتر» را آن سال دفاع میکند و دوباره به آغوش وطن برمیگردد.
در تاریخ ایران، نامهایی وجود دارند که به نمادهای جریانهای فکری و مبارزاتی بدل شدهاند. شیخاحمد بهار، روحانی و روزنامهنگار خراسانی، یکی از این چهرههاست که حیات و قلمش را وقف آزادی ایران کرده بود.