چهارسالی میشود که خانه پدری محمدتقی ضیایی درهایش به روی زائرانی باز میشود که از شهرهای دور و نزدیک برای زیارت به مشهد میآیند. این رسم زیبا از چهارسال پیش، با تصمیم آقامحمدتقی و همسرش شکل گرفت.
کیان غزنوی میگوید: امسال با مامان و بابایم اربعین به کربلا رفتیم. مردم آنجا خیلی از ما پذیرایی میکردند. همانجا تصمیم گرفتم وقتی برگشتم مشهد، من هم ایام شهادت امامرضا (ع) هرکاری از دستم برمیآید برایشان انجام دهم.
در یکی از اتاقهای مرکز رویش در بوستان شهربانوی ریحانه صدای چرخهای خیاطی با نیت خدمت در هم آمیخته است، کنار تکههای پارچه که یکی پس از دیگری زیر سوزن چرخ جان میگیرند. کیسههای پارچهای آماده میشوند تا در دهه آخر صفر به دست زائران امامرضا (ع) برسند!
در پویش «آهوانه»، دختران با دستان کوچک و نیتهای بزرگ میخواهند سهمی در شادکردن زائران خردسال امام مهربانیها داشته باشند. از نوجوانان تا بانوان هنرمند همه به عشق امام هشتم(ع) شبهایشان را پای دوخت میگذرانند!
بزرگترین عَلَم شهر متعلق به هیئت جاننثاران است که به دست اکبر بهمن، عَلَمساز اصفهانی و سازنده قفل در خانه خدا ساخته شده. ۴۹ عَلَم دیگر که کمکیهایی از هیئتهای دیگر شهر هستند نیز پشت عَلَم شاهرجب رو به حرم مطهر به راه میافتند.
جمع زیادی از ساکنان محله پروین اعتصامی با تلاشهای بیبیحوا حسینی، بسیج شدهاند تا با جان و دل در خانههایشان، از زائران پیاده امامرضا (ع) پذیرایی کنند. به این امید که زائری نباشد که نگران اسکان یا تهیه غذایش باشد.
شاه عباس صفوی نخستین زائر پیاده حضرترضا (ع) نیست، اما نخستین کسی است که سفر پیادهاش به سوی مشهد خبرساز شد و از آن ردونشانی در تاریخ وجود دارد.
از حدود یکماهونیم پیش شروع کردهایم به جمعکردن کمکها. همهجورهاش را داریم؛ از ۱۰ هزار تومان تا ۵ میلیونتومان. هرکس به قدر وسعش همراهی میکند. یک خانواده داریم که پذیرایی چای را به عهده گرفتهاند.
سه سال است مشهدیها در ماه صفر، چشمشان به موکب باصفای دور میدان شریعتی روشن میشود. جوانان این ایستگاه صلواتی هرسال بیستوپنجم ماه محرم دورهم جمع میشوند و کارهای خیمه را انجام میدهند.
هیئت غمزدگان آلزهرا (س) متوسلین به حضرت اباالفضلالعباس (ع) از معدود هیئتهای مذهبی در مشهد است که بانیان آن بچهها هستند و در عصر روز عاشورای ۱۳۵۴ شکل گرفت.
اکرم دبیری میگوید: حدود هشت سال پیش، سرگردانی زائران را که دیدم، با همسرم مشورت کردم و گفتم اگر موافق است، آنها را به خانهمان دعوت کنم. او هم استقبال کرد و اولین زائران به خانه ما آمدند.
این روزها شهر پر از زائر شده است، «خادمالرضا»ها را هم هرجای شهر میتوان دید؛ خادمهایی که خدمت در خارج حرم برایشان لذتبخش است.
فرحناز خانم همراه با چند نفر با سینی پر از نذری دم در میایستد و به هرکسی که از این کوچه راهی حرم است، نذری میدهند.
یک بنای خشت و گلی ۲۸۰ متری در بیش از ۱۲۰ سال قبل، حالا به بنایی تبدیل شده است با ۱۴۰۰ متر وسعت اما آنچه به این تکیه صفا داده، عزاداریهای بیریای خاوریها است.
کیف و کولههایشان را بسته بودند تا زودتر برسند به اتوبوس. بچههایی که همه زیارتاولیهایی هستند که از روستای سرچاهان شهر حاجیآباد استان هرمزگان راهی مشهد و مهمان ساکنان محله سرافرازان شدهاند.
درست از همان روزی که محله ایثارگران جز تلی خاک و تکوتوکی خانه چیزی نداشت، خانواده خوشدل روضه دهه اول ماه محرم را به اینجا آوردند.
خانوادههای «اصل» و «عطاریاننژاد» در محلههای فاطمیه و راهآهن چندسالی است درِ خانهشان به روی زائران پیاده حضرت باز است و با جان و دل از آنان پذیرایی میکنند.
فراشان حرم مطهر امامرضا (ع)، یکی از بزرگترین تشکلهایی است در یک کارخانه خصوصی که متعلقبه مرحوم حاججواد ابراهیمیان در بزرگراه آزادی، خدماترسانی به زائران را انجام میدهد.
هیئت متوسلین به امامرضا (ع)» عصر روز شهادت امامرضا (ع)، مراسم نمادین تشییع پیکر حضرت را برگزار میکنند. این مراسم از امامخمینی ۹۳ آغاز شده و به سمت حرم، ختم میشود.
رمضانعلی احمدی، پیشاپیش کاروان هشتادنفری روستای سالاریه نیشابور است و میگوید: ۸ سال پیش ما سه نفر بودیم که در روز شهادت امام رضا (ع) پیاده به مشهد آمدیم. برکت امام است که سه را هشتاد کرد.