یکتا جلائیان از کودکی به گویندگی علاقه داشته است و همین استعدادش موجب شده بهعنوان یکی از مجریان نوجوان حرم رضوی شناخته شود. او در حوزه خبرنگاری و ورزش هم فعال است.
محله
لشکر
لشکر۷۷خراسان که حوالی سال ۱۳۵۶ دنبال جایی برای ساخت خانه سازمانی میگشت، زمینهای قاسمآباد به آنها پیشنهاد شد و کلنگ اولین شهرک در قاسمآباد به زمین خورد. حضور۲هزارخانواده نظامی ساکن، این منطقه را آباد کردند. محله لشکر اولین محله منطقه۱۰است که بهدلیل سکونت اولین ساکنانش، «لشکر» نام گرفت.
مسجد چهاردهمعصوم(ع) محل حضور انسانهای خالص، عالم و باصفایی بوده که بیشتر از هرچیزی، نام و یاد آنها در خاطرهها ماندهاست. شهدای زیادی از این مسجد به جبهه اعزام شدند و پاتوقی برای بچههاست.
حمام ولی عصر (عج) در محله لشکر مشهد جزو اندک حمامهای شهر است که تا به حال خراب یا بدون استفاده نبوده و هنوز هم مشتریهای خاص خود را دارد.
شهید محمدباقر درودی سال ۶۴ در عملیاتی مجروح شد و در همین سال به اسارت عراقیها درآمد. ۵سال عذابکشیدن را تحمل کرد و در سال ۶۹ به همراه دیگر اسرا آزاد و به میهن بازگشت و در سال ۷۷ به آرزویش که شهادت بود، رسید.
ابراهیم روحانینیا از ساکنان قدیمی محله لشکر میگوید: اوایل دهه ۶۰ در میدان نهم آذر، خانههای گنبدی مخروبه و قلعهمانندی بود. کسی در آنها سکونت نداشت و محل تفریح و بازی نوجوانان شده بود.
در این بازار، زیورآلات، دستسازههای پشمی و کاموایی، محصولات چوبی و پارچهای و لباس و اقلام خوراکی به فروش میرسد و چون قیمت محصولات و کیفیتشان بسیار مناسب است، معمولا مشتری از اینجا دست خالی بیرون نمیرود.
فاطمه علیمیرزایی، مادر شهید مفقودالاثر محمود برازنده، سالها از پسرش بیخبر بود و همیشه وقت کوبیدهشدن در خانه، تصور میکرد پسرش برگشته است تا اینکه بعد از بیستسال خبر شهادتش را آوردند.
اردوی نیمروزه فصل رویش، یک دورهمی دوستداشتنی و جذاب برای بچهها در ردههای مختلف سنی در مسجد و مجتمع فرهنگی چهاردهمعصوم (ع) است. این برنامه دو سال پنجشنبه و جمعههای هرهفته در مسجد برگزار میشود.
دختر شهید ابراهیم ساعدیبیجار میگوید: خیلی دلم هوای بابا را کرده بود. بدون آنکه تصوری از شعر و شاعری داشته باشم، شروع کردم به چیدن کلمات و چه جالب که کنار هم مینشستند.
سمیه صادقی از مرحوم پدرش میگوید: از خود او شنیدم در کمپ اسرای عراقی یک کیسه طلا جمع کرده و همه را تحویل تهران داده بود. همیشه مراقب بود که مقرری سربازان سر موعد پرداخت شود.
چندسالی است که هنرجویان نازآفرین، دختران توانیابی هستند که علاوهبر دستورزی، با یادگیری گلیم و قالی، هم مهارتهایشان را افزایش دادهاند و هم به درآمدزایی رسیدهاند.
عالیه مقامی میگوید: روحیه خدمترسانی در وجود ناصر همیشه وجود داشت. همزمان با تحصیل، همراه داییاش برای کارهای پشت جبهه به هویزه رفت و برگشت، اما دیپلمش را که گرفت، راهی جبهه شد.
علی بختی پدر شهیدان مدافع حرم، مصطفی و مجتبی بختی است. او از همان چهلم شهادت فرزندانش مصطفی و مجتبی بیمار شد و سه سکته مغزی را همان زمانی زد که داغدار شهادت دو فرزندش شد.
«پاور رنجر جنگاوران» نام یک سبک در ورزش رزمی است که شروع آن در ایران از سال ۸۵ کلید خورده است، مجتبی رضایی قهرمان مشهدی این رشته در کشور است.
کبری درجپورمقدم میگوید: رضا خیلی مهربان بود و این مهربانی فقط شامل حال فرزندانش نمیشد. اقوام و فامیل همه دوستش داشتند. وقتی شهید شد، وصیتش به دست من رسید.
مرضیه نیکنامی مادر شهید احمد چوپانی فریمانی است. رهبر انقلاب در سال ۹۲ از منزل این خانواده شهید بازدید کردند و این خاطره برای همیشه در ذهن مرضیه خانم ثبت شده است.
حسین هرگز خودش را لایق شهادت نمیدانست، اما زمان رفتنش چنان لبخندی به شهادت زد که این لبخند برای همه کسانی که در معراج شهادت، او را دیده بودند، محسوس بود.
وحید نصرتی میگوید: من در فوتبال ناملایمات بسیاری دیدم. آنچه برای برخی از مدیران فوتبالی مهم نیست، عزتنفس بچههاست. برای همین خودم حواسم به بچههای ضعیفتر است و همه بچهها را به یک چشم میبینم.
حامد سامینژاد فقط ۱۵ سالش بود که از پشت میز و نیمکت هنرستان به جبهه رفت. در دومین عملیاتی که شرکت کرد، باران گلوله بر سرش بارید، میان مهلکه ماند و شهید شد.
سرهنگ قاسم کریمی در عملیات آزادسازی خرمشهر حضور داشته است و دو بار نیز در جنگ مجروح شده است. او مولف هفت کتاب در حوزه دفاع مقدس است.