محله شهید رجایی - صفحه 4

محله

شهید رجایی

محله شهید رجایی غیر ازمجموعه فرهنگی تفریحی بوستان رجا، بافت و کاربری شهری زیادی ندارد و بیشتر مساحتش به زمین‌های کشاورزی و رهاشده آستان‌قدس اختصاص دارد. درگذشته این محدوده به قلعه‌ساختمان معروف بود و کشاورزان هر روز مسافتی طولانی را برای کار در زمین‌ها طی می‌کردند تا این‌که رضاشاه دستور ساخت ۱۰ واحدخانه را برای اسکان این افراد داد.

محله شهید رجایی
این همه فرش بافته، اما فرش محبوبش یک قالیچه است که سال‌ها پیش بافته و آن را در کمد خانه نگه داشته است؛ «ما تربتی‌ها رسم داریم که تا چهلم سر خاک مرده قالیچه پهن می‌کنیم. من قالیچه سر خاکم را هم بافته‌ام.»
نزدیک به دو سال از ساخت و راه‌اندازی‌اش در ابتدای شهرک شهید‌رجایی می‌گذرد. از پشت دیوارهای آجری بلند، تنها سردر آن دیده می‌شود و تابلویی که روی آن بزرگ نوشته شده است: حوزه علمیه حضرت ثامن‌الحجج(ع). اینجا اولین ساختمان حوزه علمیه برادران در منطقه6 شهرداری مشهد است؛ مکانی که به گفته اهالی، بیشتر شبیه یک کانون فرهنگی محلی است؛ دانش‌آموزان منطقه از کتابخانه‌اش استفاده می‌کنند، مدیران مدارس در سالن اجتماعات آن جلساتشان را برگزار می‌کنند.
جواد بهاری نامی است که تمام فوتبالی‌های مشهدی آن را می‌شناسند، یکی از پیشکسوتان فوتبالیست محله شهرک شهید رجایی که مربیگری تیم پرقدمت همای ساختمان را برعهده دارد، تا به امروز در تیم‌های مطرحی بازی کرده، با بازیکنان نامداری هم‌بازی بوده اما مربیگری بخش پررنگ زندگی اوست. بیست سال بیشتر نداشته که تیم همای ساختمان را با بچه‌های همین منطقه شکل می‌دهد. بعدتر مربی تیم‌های دیگری هم می‌شود اما همای ساختمان را تا به امروز رها نکرده است. تیمی که با نام (بهاری) در مسابقات مختلف شرکت می‌کند.
قهرمان تکواندو شهرک شهید رجایی درباره ورودش به دنیای ورزش می‌گوید: در یک خانواده ورزشکار متولد شده‌ام. به همین دلیل وقتی در سال 1390 در مجاورت منزل ما یک باشگاه ورزشی تاسیس شد پدرم من را برای ثبت نام به آنجا برد. آن روز حتی نمی‌دانستم تکواندو چه ورزشی است اما پس از یک مدت کوتاه تمرین، نه تنها به این رشته ورزش علاقه مند شدم بلکه یک آینده درخشان را متصور شدم.
کوچه موعود یا همان حر12 از همان قدیم یکی از کوچه‌های شلوغ و پرسروصدای خیابان حر بوده است. قالی‌بافی، بقالی و بسیاری از مشاغل دیگر اینجا پیدا می‌شوند. حالا هم این کوچه پر از مغازه‌های مختلف و رنگارنگ است. به گفته قدیمی‌ها، خیلی سال پیش اینجا به کوچه غسالخانه معروف بود. زیرا غسالخانه‌ای قدیمی در ابتدای کوچه بود که حالا تخریب شده است. غسال محله هم اصغر مرده‌شور بود. بعدتر به کوچه گاری‌ها معروف شد. میوه‌فروش‌ها گاری‌های پر از میوه‌شان را می‌آوردند اینجا و میوه می‌فروختند. بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، نام این کوچه به موعود تغییرکرد.
تنها یک اتفاق کافی است تا زندگی آدم از این‌رو به آن‌رو شود. به خودت می‌آیی و می‌بینی که سال‌هاست آدم دیگری شده‌ای و در مسیر دیگری گام برمی‌داری. «غلام‌محمد منصوریان» هم یکی از آن آدم‌هاست. یک اتفاق زندگی‌اش را تغییر داد و حالا مسیری را که طی کرده است، دوست دارد و با اشتیاق از آن صحبت می‌کند. اما پیش از آن در ابتدای گفت‌وگو از آغاز راه و اتفاق بزرگ زندگی‌اش می‌گوید.
عطاری علی میرزایی،در شهرک شهیدرجایی، یکی از عطاری‌های قدیمی این محله محسوب می‌شود. او از شش‌سالگی کار در این محیط را آغاز می‌کند، بعدها دوره‌های مختلف علمی را در این حوزه می‌گذراند و کاروبارش را راه می‌اندازد. او علاوه بر همه این‌ها، یکی از معتمدان و فعالان فرهنگی منطقه هم محسوب می‌شود. کسی که آرزوهای زیادی برای پیشرفت محله و اهالی آن دارد.
از همان دوران کودکی پای ثابت اجراها و نمایش‌های مدرسه بوده و آرزوی بازیگری در سرش داشته است. در کلاس‌های تئاتر که شرکت می‌کند، اجراهای جدی‌تر او یکی یکی شروع می‌شود. ٢٥سال بیشتر ندارد و حالا 10 اجرای خیابانی، 10 اجرای عروسکی، بازی در چند نمایش تئاتر و... را در کارنامه کاری‌اش دارد اما جدی‌ترین کار او برمی‌گردد به سریال تکلیف به کارگردانی محمد مهدی جعفرآبادی که فیلم‌برداری آن شش ماه طول می‌کشد و حالا چند روزی از اتمام این پروژه می‌گذرد. علی سیاره، جوان هنرمند ساکن شهرک شهید رجایی، بازی در یکی از نقش‌های اصلی این سریال تلویزیونی را برعهده دارد.
منطقه قلعه ساختمان را شاید بتوان یکی از قدیمی‌ترین محله‌ها در شهر مشهد نامید. محدوده‌ای که سال‌ها پیش از انقلاب به گفته قدیمی‌ها، دارای چند قلعه بزرگ بوده و اندک ساکنان این منطقه داخل این محدوده روزگار می‌گذراندند. با گذشت زمان مردم کم کم از این قلعه‌ها بیرون می‌آیند و در خانه‌های خشتی ساکن می‌شوند. با شروع انقلاب این خانه‌ها بیشتر می‌شود و این سوی شهر هم کم کم با افزایش جمعیت رونق می‌گیرد. این محله پرسابقه و قدیمی حالا ساکنانی دارد که بیشتر سال‌های زندگی‌شان را اینجا گذرانده‌اند و خاطرات زیادی از آن دارند.
سجاد محمودی مقدم یکی از اعضای جوان مجتمع فرهنگی و مذهبی خادمین ائمه اطهار(ع) شهرک شهید رجایی است. مجتمعی که سال ٨٩ توسط حاج آقا عزتی یکی از ریش‌سفیدان و معتمدان محله شکل می‌گیرد، روز به روز به تعداد اعضای آن اضافه می‌شود. این مجتمع حالا کلی کارگروه مختلف و اعضای دغدغه‌مند دارد که به شیوه‌های مختلف به مردم حاشیه شهر خدمت می‌رسانند. یکی از اقدامات اخیر آن‌ها ایجاد فضای درمانی در حر ١٩ برای ارائه خدمات دارویی و درمانی رایگان به مردم حاشیه شهر است.
پراسترس‌ترین، خطرناک‌ترین و... کلی از این ترین‌ها را می‌توان دنباله شغل آتش‌نشانی ردیف کرد. صفت‌هایی از این دست که بارها و بارها در وصف این شغل شنیده‌ایم... افرادی هم طعم تلخ و شیرینش را با تمام وجود چشیده‌اند و فرق این دو یک عمر پا به دل خطر گذاشتن است، سال‌ها در معرض آسیب جسمی و روحی قرار گرفتن است و... ابوالفضل تیموری قرار است از این تجربه‌های سخت برای ما بگوید.
تعداد اعضای کانال را دوباره بررسی می‌کنم تا از عدد عجیب و غریبی که دیده‌ام مطمئن شده باشم. ٣٢هزار نفر رقم کمی برای یک کانال محلی نیست! آن هم کانالی مختص ساکنان حاشیه شهر. کانالی که اهالی کوچک و بزرگ آن حداقل یک‌بار هم که شده اسمش را شنیده‌اند. همه این‌ها باعث می‌شود که به فکر گفت‌وگو با سعید عباسی سربالایی، مدیر این کانال، بیفتیم تا از چند و چون فعالیت‌هایشان سر دربیاوریم. گفت‌وگو که می‌کنیم تازه متوجه می‌شویم که یک گروه قوی چند نفره پشت کار وجود دارد.
معاون اجرایی مدرسه المهدی شهرک شهید رجایی بیشتر از 10دقیقه نباید روی پاهایش بایستد، با این حال هر روز به مدرسه می‌آید.
زهرا فاطمی و فاطمه رضایی دو دانش‌آموز نوجوان شهرک شهید رجایی هستند که به تازگی در مسابقات دانش‌آموزی قرآن، عترت و نماز در سطح ناحیه 5 آموزش و پرورش کسب کرده‌اند.
چند سال پیش که به مشهد مهاجرت می‌کنند شروع می‌کند به کار روی در و دیوارها... اما نه در و دیوار شهر! او تفاوت کار خودش با کار گرافیتی رایترهای دیگر را در همین می‌داند. اینکه دلش نمی‌خواهد طرحی که خلق می‌کند عمر کوتاهی داشته باشد و زود پاک شود. دلش می‌خواهد کاری که انجام می‌دهد غیرقانونی هم نباشد و مشکلی برایش به وجود نیاید. او حالا بالغ بر بیست گرافیتی دارد که همگی خارج از محدوده شهری هستند. روی تانکرها، دیوارهای مخروبه و...
با اینکه هشت سال بیشتر ندارد، موفق شده چند مدال رنگارنگ در حوزه‌های مختلف کسب کند اما مهم‌ترین مدالش را چند ماه پیش به دست آورد، مدال طلای مسابقات کشوری محاسبات ذهنی با چرتکه UCMAS (یو سی مس). ستایش ابراهیمی دانش‌آموز پایه دوم دبستان حضرت معصومه(س) مصلی‌نژاد در شهرک شهید رجایی است که با همین سن و سال کم افتخارات زیادی به دست آورده است.
سال اول دبستان انعطاف بدنی یاسمین مورد توجه دبیر ورزش قرار می‌گیرد و او از طرف مدرسه امام علی(ع) به کلاس ژیمناستیک در همین محله ساختمان فرستاده می‌شود توی یک سال در مسابقات مختلف چند مدال کسب می‌کند اما پس از مدتی مربی متوجه می‌شود که یاسمین در رشته‌های رزمی هم استعداد دارد و برای استعدادیابی به باشگاه رزمی در همین منطقه معرفی می‌شود. ته همه این پشت‌کار، تلاش و تمرین‌ها می‌شود مدال‌های طلا و برنز و نقره که یاسمین توی مسابقات مختلف در ناحیه و استان و کشور کسب کرده است.
سکینه سجادی دختر ٢٦ساله خوش‌ذوق، خوش‌صحبت و هنرمند ساکن شهرک شهید رجایی با بینایی دو درصدی چشم است که هیچ محدودیتی باعث نشده دست از آرزوهایش بکشد.
«هنر این است که از گوشت یخ‌زده برزیلی بهترین چلوگوشت دنیا را درست کنی!» این مثال را از لا‌به‌لای تجربه‌هایش بیرون می‌کشد تا نقب بزند به دغدغه اصلی‌اش و پشت‌بندش می‌گوید: «کار سخت هم این است که بتوانی از بی‌علاقه‌ترین شاگرد، بهترین قاری را بسازی!» توی جیبش کلی از این مثال‌ها دارد که لابه‌لای حرف‌هایش رو می‌کند.
من همیشه سعی می‌کنم تا حد امکان با اتوبوس، مترو و پای پیاده به مقصد بروم تا این بین با مردم همکلام شوم، گفت‌وگوی رد و بدل شده بینشان را بشنوم و ایده بگیرم.