مجموعه ورزشی تازهنفس شهدای چهاربرج، با ۵ رشته ورزشی به اوقات فراغت اهالی معنا داده است. در حال حاضر، روزانه بیشاز پانصدنفر امکان استفاده از زمینهای مختلف مجموعه را دارند.
محله
چهاربرج
محله چهاربرج در گذشته چهار برج دیدبانی داشته است. اولین ساکنان چهاربرج نیروهای نظامی بودند که حدود ۳۰۰ سال پیش برای مقابله با حمله ترکمنها و ازبکها در این قلعه ساکن شده بودند. این محله از سال ۹۲ به محدوده شهری پیوست. چهاربرج با برخورداری از یخدان، خانه تاریخی و موزه، محور گردشگری بولوار شاهنامه است.
نازنینزهرا نیکو چهار سالی میشود قدم روی تشک ژیمناستیک گذاشته و در این مسیر موفقیتهایی کسب کرده است. او تلاش میکند این ورزش را تا بالاترین سطوح بازیکنی و مربیگری ادامه دهد تا نامش در بین ورزشکاران نامدار بانو در کشور ثبت شود.
مجید منفرد میگوید: هفتسال است همه زندگی من شده عمارت اربابی چهاربرج. اول یک سالی در اینجا کار بنّایی انجام دادم و شکل بازسازیشده فعلی، کار من و چندنفر از اهالی محله است. فعلا هم نگهبان مجموعه هستم.
نوجوان اهل فن محله چهاربرج، با ۴۰ کیلوگرم کاهش وزن قهرمان بوکس استان است.
دختران نوجوان توس از ۴ سال پیش، با راهاندازی تشکلی فرهنگی به رشد همسالان خود کمک میکنند. فاطمه معلمی کسی بوده که دختران را راهنمایی کرده است تا در کنار هم بتوانند دامنه فعالیتهایشان را گسترش دهند.
پرنیا؛ دختر کاراتهکار محله چهاربرج با وجود سن کم بیش از ۳۰ مدال در سطوح ناحیه، استان و کشور کسب کرده است. او خیلی زود فنون را آموخت و در مسیر مسابقات قدم گذاشت.
امیر محمد مجنون، بوکسور سیزده ساله محله چهاربرج که مدال طلای استانی دارد در کنار تمرکز بر ورزش به هنر نقاشی با مداد رنگی و سیاه قلم علاقهمند است و در رشته گرافیک فعالیت میکند.
رقیه کارگر را خیلی از اهالی به سفره همیشه پهنش میشناسند، اما او در این سالها از مراسمداری جلوتر رفته و بانی اتفاقات خیر محلی شده است. آنقدر به محله آبا و اجدادیشان خدمت کرده که همه آنها را به نام نیک میشناسند.
مشهد در سال۱۳۱۳ بیش از ۲۳ یخدان داشته است که همه بهمرور تخریب شده. در این میان در روستای چهاربرج یخدانی قاجاری وجود دارد که، چون در ملک شخصی قرار داشته و وقفعام بوده، تقریبا سالم باقی مانده است!
مسیر فوتبال حرفهای برای مهدی مهربان بالا و پایین بسیار داشته است، اما حالا در کسوت مربی دوست دارد بچهمحلهای فوتبالیستش همیشه بالا باشند. او تنها بدنبال شناسایی و پرورش استعدادهای حاشیه شهر است.
سیدحسن آزرده تعریف میکند: از اطراف چهاربرج آمدند دنبالم تا درختهایشان را پیوند بزنم. سه روز و هر روز نصف روز وقت گذاشتم و در پایان وقتی مبلغ دستمزد را خواستند و گفتم صلواتی است، تعجب کردند.
حاجیهقربانی میگوید: سر یک باور و اعتقاد، آن روزها در دیگ سمنو فقط توسط دخترهای خانه باید باز میشد. چون سالی هم یکبار این اتفاق میافتاد، باید دختری که نوبتش بود یکسال انتظار میکشید.
زهرا رضوی با وجود موفقیتهای استانی و کشوری، این روزها در باشگاه مشغول تمرین است تا مدال روی مدال بگذارد و برای محله چهاربرج افتخارآفرینی کند.
در محله مردارکشان هنوز هم به رسم قدیم، قبرستان بیخ گوش اهالی است تا هروقت دلشان، هوای عزیز رفتهشان را کرد، راه دوری نروند؛ قبرستانی که به گواه قدیمیترین سنگ قبر، چهلودوساله است.
آن روزها حاجمرتضی از معدودماشیندارهای توس بود و میدید در خیابانهای مشهد چه خبر است، او مزدایش را در جاده میانداخت تا مردم را از روستا برای شرکت در راهپیمایی به قلب مشهد برساند.
روستای چهاربرج بهعنوان یکی از ۱۶ هسته جمعیتی محدوده تاریخی توس، سال ۱۳۹۲ به شهرداری منطقه ۱۲ الحاق شد و محله چهاربرج نام گرفت. این محله قدیمی و پررفت و آمد، در مسیر آرامگاه فردوسی است.
حاجعباس از خاطره شب چلهای عروس میگوید: محمدحسین پسرعمه داماد هندوانهها را روی زمین گذاشت. یکی از هندوانهها شروع کرد به قلخوردن. خانه عروس هم در سربالایی بود. هندوانه میچرخید و محمدحسین هم که چاق بود، دنبالش میرفت.
ملامحمد به وقت گفتن از شب یلدا، کلمه «چله» را بیشتر استفاده میکند و تأکیدش بر این است که مشترکات شب چلههای قدیم در جمعشدن در خانه بزرگتر، فالحافظ گرفتن و خوردن هندوانه و انار خلاصه میشد و بقیه در هر قومی متفاوت بود.
حاجعلیاصغر نجارزاده اینکه چطور نظام اربابرعیتی در چهاربرج برافتاد و زمینها به مردم رسید، به شب ۲۲ بهمن سال ۵۷ برمیگرداند: محسن مقیمی همانشب از عمارت اربابی چهاربرج با پای پیاده بهسمت شاندیز فرارکرد.
عباس ربانی میگوید: عمارت اربابی چهاربرج برای چند نسل، خانه اربابهایی بود به نام سبزواری. یک بار هوس زردآلو کردم و با رفیقم، شاهمحمد وارد باغ شدیم. زردآلو که نخوردیم هیچ، کلی هم کتک خوردیم!