قدیر رحیمی؛ حافظ ۷۰ ساله مرام پهلوانی توس
هنوز هم وقتی در کوچههای توس قدم برمیدارد، جماعتی او را پهلوان صدا میزنند، به یاد روزهایی که وسط گود میدانداری میکرد و بیرون گود هم اخلاقمداری. آنها که قدیمی توس هستند، قدیر رحیمی را خوب میشناسند؛ او که پهلوانی نامی بود و فن پایش معروف.
سالها از میدانهای کشتی دور بوده و هنوز هم مورداحترام جوانان و تازهواردهای این رشته در توس است. او حالا با هدایتها و حمایتهایش سعی میکند درکنار سایر پهلوانان توس، پرچم پهلوانی را در این منطقه بالا نگه دارد.
شروع کشتی در مراسم عروسی
قدیر رحیمی که هفتادسال قبل در روستای مردارکشان (شهید مجیر امروزی) به دنیا آمد، کشتی را از مراسم عروسی و در سن نوجوانی شروع کرده است. حاجقدیر با افسوس از این سنت فراموششده یاد میکند و میگوید: تا پنجاهسال قبل، یکی از رسومی که در عروسیهای محلی توس و خراسانشمالی فعلی برقرار بود و طرفداران زیادی هم داشت، کشتی باچوخه بود. بیشتر کشتیگیران همدوره ما کشتی را از همین مجالس عروسی شروع کردند.
پهلوان همیشگی توس این گونه ادامه میدهد: در پانزده یا شانزدهسالگی لباس چوخه پوشیدم و وارد گودکشتی شدم. آن سالها هرهفته روزهای جمعه در میدان میلکاریز (خیابان حرعاملی امروز) مسابقات چوخه برپا بود. عاشق کشتیگرفتن بودم؛ دنبال جایزه یا شهرتش نبودم. با اینکه کارگر ساختمانی بودم و خانهمان خیلی دور بود، با هر وسیلهای بود، خودم را به گود کشتی میرساندم.
قداست کشتی، به از یک گله گوسفند
این پیشکسوت کشتی در مدت بیستسال در بیشتر گودهای باچوخه مشهد و خراسان بزرگ کشتی گرفته و به قول خودش قندهای زیادی برده است. اما آنچه در این سالها برایش اهمیت داشته، مرام پهلوانی بوده نه قهرمانی.
او با ذکر خاطرهای دراینباره میگوید: در یکی از کشتیها حریفم با سوءاستفاده از غفلت داور، فن خطایی زد و خاکم کرد. البته داور خیلی سریع متوجه موضوع شد و درخواست تکرار کشتی را داد، اما من برای حفظ آبروی طرف مقابلم به داور گفتم دست حریفم را بالا ببرد و کشتی نگرفتم. معتقدم مقامی که با کلک و زدوبند به دست آمده باشد، هیچ ارزشی ندارد.
معتقدم مقامی که با کلک و زدوبند به دست آمده باشد، هیچ ارزشی ندارد
پهلوانزاده دیار توس در ادامه تعریف میکند: پدربزرگم، غلامحسین حیدرخان، از کشتیگیران معروف دوره خودش بود و تا چندسال کسی نتوانست پشتش را به زمین بزند. او همیشه میگفت «قداست و شرافت کشتی را به خاطر هیچ قند و جایزهای، حتی اگر یک گله گوسفند هم باشد، زیر پا نگذار.»
همه بچههای توس برایم مثل بهروز هستند
قدیر رحیمی در طول این سالها با وجود مشغله کاریاش، ارتباطش با گود کشتی و کشتیگیران را قطع نکرده و حمایتهای مادی و معنوی او قهرمانپرور بوده است.
این پیشکسوت کشتی که دایی پهلوان بهروز پرهیزگار، عضو سابق تیم ملی کوراش نیز هست، با ذکر خاطرهای میگوید: سالها قبل کشتیگیری به نام باقر افغان که زاده افغانستان بود، با استفاده از شگرد خاص خودش، قهرمان بلامنازع گود کشتی مشهد شده بود. من هم با او کشتی گرفتم و نتوانستم شکستش بدهم، اما نقطه ضعفش را فهمیده بودم و برای بهروز پرهیزگار، پسر خواهرم، توضیح دادم.
بهروز در هفدههجدهسالگی، او را به زمین زد و نامدار شد. امروز هم همه بچههای توس برایم مثل پهلوان بهروز هستند و هرکمکی از دستم برآید، برای اعتلای کشتی و کشتیگیران جوان انجام خواهم داد.
* این گزارش پنجشنبه یکم مردادماه ۱۴۰۵ در شماره ۶۴۵ شهرآرامحله منطقه ۱۱ و ۱۲ چاپ شده است.