همزمان با آغاز جنگ تحمیلی و اعزام حاجحسین به جبهه بهعنوان اولین داوطلب منطقه تبادکان، خانه شعبانیها تبدیل به پایگاه اعزام نیرو شد؛ عباس، امیر، حاجباقر، علی، حبیبالله و غلامرضا هم راهی جبهه شدند.
محله
چهاربرج
محله چهاربرج در گذشته چهار برج دیدبانی داشته است. اولین ساکنان چهاربرج نیروهای نظامی بودند که حدود ۳۰۰ سال پیش برای مقابله با حمله ترکمنها و ازبکها در این قلعه ساکن شده بودند. این محله از سال ۹۲ به محدوده شهری پیوست. چهاربرج با برخورداری از یخدان، خانه تاریخی و موزه، محور گردشگری بولوار شاهنامه است.
یک افسانه قدیمی هست که میگوید: سلطان دختری داشت سپیدتن با زلفی سیاه و صدایی خوش، به نام «سوران». سوران در روستای «عاشقان»، عاشق مردی گاوچران (دراصطلاح محلی گورهچرون) میشود.
یونس نیکو روایت میکند: هربار که در تظاهرات شرکت میکردم، استادکارم، آقای محمدی، میگفت «چه چیزی نصیبت میشود که به تظاهرات میروی؟»
اهالی محله اکبرآباد براتعلی هدایت را به سحرخوانیهایش میشناسند، او کسی بود که شبهنگام فانوسش را برمیداشت، روی بام میرفت و بر پیت حلبیاش مینواخت تا مبادا کسی برای سحر خواب بماند.
سیدحسن آزرده نیمقرن در عمارتی زندگی کرده که موسوم به «خانه اربابی» است و در دوره قاجار یا پهلوی اول ساخته شده و شاهد حکومت امثال سبزواریها و مقیمیها بر مردم چهاربرج بوده است.
دفتر شعر مرتضی شبانی ما را به مشهد و بهویژه چهاربرج ۶۰سال پیش میبرد و برایمان از «دامن همت به کمر زدن»، «گریبان چاک دادن»، «بُخو»، «فرنگ» و... میگوید.
گزارش پیش رو داستان خانواده رضوی را روایت می کند که بدون سواد آکادمیک و با کمترین امکانات دست به اختراعات بزرگی زدند که میتواند در بهتر شدن کشاورزی شهرمان تاثیر زیادی داشته باشد.
اهالی توس آستین همت بالا زدند و با همکاری یکدیگر و بدون حمایت دولت، زمینی را برای برگزاری کشتی با چوخه آماده کردند.
سیدمهدی رضوی که بهمن۱۳۵۷ در یگان حفاظت از فرودگاه مهرآباد تهران حضور داشته و خاطراتی از ورود امام (ره) به تهران تا دیدار همافران نیروی هوایی با امامخمینی (ره) در ذهن دارد.
راهاندازی مرکز آموزش و توانمندسازی تولیدات خانگی در محله چهاربرج، به کمک خانوادهها آمده است.
زورخانههای «شهلافتی» در محله چهاربرج و «مولای متقیان» در محله وکیلآباد، باعث شده اهالی این دو محله که در دو گوشه نقشه جغرافیایی منطقه ۱۲ جای گرفتهاند، بدون مرز مشترک به هم نزدیک شوند.
فرشته عاقل، بانوی رزمیکار و پرافتخار ساکن بولوار شاهنامه، از سیزدهسالگی وارد هنرهای رزمی شود و سال۹۴ در رشته کیوکشین مقام اول کشور را به دست میآورد.
مجموعه پارک علمی محله چهاربرج در دو بخش «سفر به دنیای جانوران» و «بدن انسان» راهاندازی شده است.
در آن سالها بر خلاف حالا خانهتکانی فقط توسط خانمها انجام میشد و مردان در این کار همکاری نمیکردند و معتقد بودند دخالت آقایان در خانهتکانی باعث قهر و دعوا در زندگی زناشویی خواهد شد.
بیبی عالیه رضوی مادری پرتلاش است. او با تولید و فروش دستبافتههای خود در کنار کمک به اقتصاد خانواده، در حفظ و دوام کانون گرم خانواده نیز نقش بسیار مهمی داشته است.
داستان این سرا از یک توبه آغاز میشود. مصطفی نوشآذری، مؤسس سرای نجاتیافتگان مولا علی (ع)، که سالهایی از عمرش را گرفتار دام اعتیاد بوده است و تجربه چندین سال کارتنخوابی دارد، تحت تأثیر یک تحول روحی و با کمک یکی از شهروندان مشهدی توبه میکند.
خانواده رضوی سبک زندگی روستایی را در شهر حفظ کردهاند. پدر خانواده کشاورز است و مادر خانواده صبح زود با دوشیدن شیر گاو و پخت نان، صبحانه اعضای خانواده را مهیا میکند.
آنها که از قافله زائران اربعین حسینی جامانده بودند، به فکر خدمترسانی به زائران پیاده حریم رضوی افتادند.
سیدمهدی رضوانی، جوان ورزشکار وکمبینای محله چهاربرج، به ورزش جودو علاقه زیادی دارد و بدون توجه به معلولیت، ورزش خود را ادامه میدهد و بعد از کسب چندین مقام قهرمانی کشوری به تیم ملی جودو کمبینایان و نابینایان کشور میپیوندد.
رسول رجبی معروف به سردار جنگ یکی از انقلابیون و تلاشگران عرصه سازندگی است که بیش از چهل سال از عمرش را صرف پیشرفت و اعتلای ایران و ایرانی کرده است.