برابر اسناد و اخبار مطبوعات قدیمی، مشهد در بسیاری از رشتههای نوین ورزشی پیشگام بوده است و این پیشگامی را در چند عامل میتوان جستوجو کرد.
در زمستان سال ۱۳۲۰ مردم شهر اشغالشده مشهد، نخستین کوپن را برای کالاهای اساسی دریافت کردند.
یکی از قدیمیترین حسینیههای مشهد در محله سراب است که رویدادهای فراوانی از جریانهای مهم ملی و شهری در آن رقم خورده است.
هویت رده، اصولا با شناخت و بررسی همین قلعهها معنا پیدا میکند. طبق این گزارش و اظهارات اهالی قدیمی رده با سن بیش از نود سال، تعداد قلعههای این مزرعه بیشتر از سه تا بوده است.
کوچه شهید تشکری (بیداربخت سابق) یکی از کوچههای قدیمی شهر است که زندگی در آن، آخرین نفسهای خود را میکشد.
کشف حکاکیهای چندهزارساله در گوشهای از شهر که کسی از وجودشان خبر نداشته است.
تاریخ این عکس به حدود سال ۱۲۳۷ خورشیدی بازمیگردد. اروپاییان و شاید خود عکاس، در شرح عکس، آن را نگارهای از آرامگاه یا مقبره نادرشاه معرفی کردهاند.
کوچه حافظیان، مسیر قاجاری قرارگرفته در دل مشهدالرضاست که گذر نامداران بیشماری بوده است.
خادم تکیه که از خاندان اقوامشکوهی است، میگوید: «این ساختمان اصلا در نداشت و دورتادور غرفهها به یکدیگر راه داشت که مردم مینشستند پشت در حسینیه حصیر و پلاس میانداختیم تا روضهخوانی را بشنوند».
تأسیس نخستین کاروانسراها، همزمان با آغاز سفرهای زیارتی، باعث بهوجود آمدن مشاغل مربوطبه آن در مشهد شد.تاریخ کاروانسراها در مشهد، قدمتی بیش از خود شهر دارد.
اهالی محله اکبرآباد براتعلی هدایت را به سحرخوانیهایش میشناسند، او کسی بود که شبهنگام فانوسش را برمیداشت، روی بام میرفت و بر پیت حلبیاش مینواخت تا مبادا کسی برای سحر خواب بماند.
عدهای از زنان انقلابی در ۱۷ دی ۱۳۵۶ وقتی میشنوند که جمعی از زنان بدون حجاب، راهی میدان مجسمه هستند، عزم جزم میکنند تا مقابل آنان بایستند.
اعتیاد و مصرف تریاک، از دوره صفویه مرسوم بوده و احتمالاً در مشهد نیز، این رویه وجود داشتهاست. با این حال، شیوع افسارگسیخته این بلای مهلک اجتماعی دوره محمدشاه قاجار، به چشم آمد.
از مدرسهای که بیش از نیمقرن قدمت داشت و خیلی از بزرگان شهر روزگاری دانشآموزش بودند، اکنون تنها درِ چوبی سبز کم جان و چند بیت شعر بر در و دیوار اطرافش برجا مانده و باقی خاک است و خاک.
حرم مطهر رضوی به عنوان آغوش امن مشهد سالها نگین مرز و بوم خراسان و ایران بوده است که تا ۹۲ سال پیش کسی به آن باعنوان اثری تاریخی فکر نکرده بود.
«شاهطهماسب صفوی، ملکی به نام مزرعه حسینی در میانولایت و رقبهای در جمعآباد تبادکان، خریداری [کرد]و عواید آن را صرف فتیله عنبر (فتیلهای که از عنبر سازند و بوی خوش میدهد) حرم مطهر و حفاظ مزار خود نمود».
کارخانهای که ۷۰ سال، صدای سوتش، حس زندگی و تلاش در مشهد ایجاد میکرد، حالا آنقدر خاک خورده و سوت و کور است که حتی نمیتوان بازسازیاش را تصور کرد.
قاسم صفریان در خاطراتش مینویسد: «به باغ ملی که رسیدیم، صدای گلولهها نزدیک بود و صدای مسلسل قطع نمیشد. همه را به گلوله میبستند. یک کشتار وحشیانه، مقابل نانوایی چهارراه لشکر شد».
یک ماشین ارتش وارد استانداری میشود و یک نفر از افسران از ماشین پیاده میشود و با آیتالله سیدعلی خامنهای دست میدهد. میان مردم شایع شده است که ارتش اعلان همبستگی کرده است.
روایتی از نهم و دهم دیماه ۱۳۵۷ مشهد که در ورقهای اسنادی آن روزگار ثبت شده است تا شاهدان ماندگار تاریخ باشند.