پرنیا رضایی در چند هنر و رشته ورزشی، تجربه کسب کرده است و دستی بر آتش دارد. از این گذشته نمرات خوبی در امتحانات مدرسه به دست آورده است. در کنار درسهایش فعالیتهای هنری هم انجام میدهد اما بیشتر به نظر میرسد در کنار هنر، نگاهی به درس و مدرسه هم دارد، به همین دلیل است که تصمیم دارد در دوره دبیرستان رشته هنری را انتخاب کند.
معابر اصلی منطقه8 پرتردد هستند؛ از جمله خیابان امام رضا(ع) که مشرف به حرم مطهر رضوی است و هر ساله تعداد زیادی از مسافران از این مسیر به زیارت مشرف میشوند. همین امر سبب شده تا مسئولان شهری تمام تلاششان را داشته باشند تا برای نوروز بهترین المانها را در این منطقه نصب و جانمایی کنند.
امیر الهامی سال1358 در شهرستان فردوس و در خانوادهای ادبپرور و ادبدوست به دنیا میآید، پدربزرگ پدریاش، «محمد الهامی» از شاهنامهخوانهای بزرگ و قدیمی شهرستان فردوس بود و او از همان دوران کودکی با نشستن برپای نقالیها و شاهنامهخوانیهای پدربزرگ با فردوسی و ادبیات حماسی آشنا میشود. امیر الهامی دارای مدرک دکتری از دانشگاه فردوسی مشهد است و تاکنون دهها مقاله و کتب ادبی را به رشته تحریر درآورده است که از میان آن ها می توان به «از سور تا سبزه»، «با کلیله و دمنه پشت چراغ قرمز» و «تاثیرگذاری مثنویهای عطار بر غزلیات حافظ» اشاره کرد. او در سال های اخیر در همکاری با صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران برنامه های ادبی متنوعی را تولید و مجری گری کرده است. شنیدن صدای او در سحرهای ماه رمضان در برنامه «قرار بیقراران»، برنامه ادبی «چکامه» در شبکهیک و جامجم، برنامه ادبی «ساعت 25» از شبکه تهران، برنامه «ایرانی سلام» از شبکه جامجم و... از جمله فعالیتهای او در رادیو و تلویزیون ایران است.
فاطمه و معصومه هر دو نفر پشت دار قالی نشستهاند، دخترعموهای دیروز و عروس و خواهر شوهر امروز که اصالتی یزدی دارند. به یاد قدیمها که قالیبافی را از مادر فاطمه آموختند و امروز باید وارث این هنر برای نسلهای بعدی خانواده «نظامی» باشند تا اسباب درآمد و البته سرگرمیهای بچههای خانواده را تأمین کنند. فاطمه نظامی میگوید:«28سال است که به بافت فرش مشغول هستم اما بهترین فرشی که تا به حال بافتهام، فرشی بود که برای حرم امام حسین(ع) بافته شد. چند سال قبل، در جریان بازسازی ضریح حرم امام حسین(ع) و حضرت عباس(ع)، مفروشکردن بخشی از صحن حرم حضرت را بافندگان یزدی تقبل کرده و من هم بهعنوان یکی از بافندگان در خلق این اثر بیبدیل، افتخار نقشآفرینی داشتم»
همه چیز از یک اطلاعیه شروع شد. بچههای مدرسه روی برگه نوشته بودند که میخواهند رادیو معراج را راهاندازی کنند. صادق انشای خوبی داشت و به عنوان نویسنده عضو این گروه شد و به تولید پادکست پرداختند. یکی از این پادکستها در مسابقه فرهنگیهنری آموزش و پرورش مقام اول کشوری را به دست آورد. پس از این تجربه موفق نویسندگی، فکر فیلمنامهنویسی به سرش افتاد و اتفاقا در آن هم خوش درخشید. صادق نظامی، ساکن محله دانشجو، اکنون که در کلاس دهم درس میخواند شش نمایشنامه نوشته که اجرا شدهاند.
5سالی میشود که مریم روی ویلچر مینشیند اما این چرخهای دایرهای هیچوقت او را ناامید نکرده و نهتنها مانع شور و نشاطش نشده است، بلکه او را در تحمل سختیها و تلاش برای رسیدن به پلههای بالاتر راسختر کردهاست. در این مدت نه خودش ناامید شده و نه خانوادهاش. بعد از شروع بیماری تا سهسال هر روز صبح فیزیوتراپی میرود و عصرها هم در باشگاه ورزش میکند. بعد از سه سال که کمی احساس بهبودی میکند، درس و مشق و مدرسه را از سرمیگیرد و درحال حاضر هم دانشجوی سال آخر رشته گرافیک است.
شخصیتهایی که باعث آشناییام با ادبیات شدند آنقدر برای خودشان سختگیر بودند که من هم همانطور تربیت شدم. بهقدری این شخصیتها انسانهای بزرگی بودند که همیشه فکر میکردم قلم به دست گرفتن در حضور اینها خطاست. بارها بخشهایی از مقالهها را ترجمه و بعد هم رها میکردم. آنموقع مانند الان نبود که هر کارشناسی کتابی بیرون بدهد با عنوان مترجم، شاعر و نویسنده. دوستان عهد شباب همیشه میگفتند: «پس کی کتابی را ترجمه میکنی؟» و من اصطلاحی داشتم که همیشه میگفتم:«عن قریب» و این عن قریب حدود 30سال طول کشید.
زینب یوسفی رتبه دوم رقابتهای «جاجیمبافی» جشنواره هنرهای تجسمی استان آذربایجان شرقی آرزوی راهاندازی کارگاه قالیبافی برای زنان آسیبپذیر را دارد.
اسماء میرکی یکی از بافندههای ماهر فرش دستباف در بولوار شاهنامه است. او 22سال دارد و سال دوازدهم، در رشته «بافت فرش» جشنواره هنرهای تجسمی استان آذربایجان شرقی مقام نخست را به دست آورد. اسماء میگوید: «در جریان سفر به تبریز راننده وسیله نقلیه ما در راه تصادف کرد و به همین دلیل چندساعتی دیرتر به محل مسابقه رسیدیم. از طرفی استرس تصادف بر من تأثیر گذاشت به طوری که در ابتدای بافت و نشستن پشت دار قالی دچار اشتباه شدم و ترتیب تاروپودهای قالی را رعایت نمیکردم. بعد از چند دقیقه که متوجه این موضوع شدم، با وجودی که وقت زیادی نداشتم، عزم خود را جزم کردم و رتبه نخست را به دست آوردم».
میترا مرامی، یکی از دانشآموختگان رشته صنایع دستی، گرایش بافت فرش دستباف در دبیرستان راهنور است. او با اینکه تنها 20سال دارد، چندین بار در رقابتهای کشوری «بافت فرش» و «بافت زیلو» رتبه برتر را به دست آورده و از بافندههای متبحر بولوار شاهنامه و محله چهاربرج به حساب میآید. او سال 97 در جشنواره کشوری هنرهای تجسمی که در استان چهارمحال و بختیاری برگزار شد، شرکت کرده و رتبه اول مسابقات را در رشته «بافت فرش» از آن خود کردهاست.
فائزه حسینی هنوز 6سالش نشده بود که با تشویق اطرافیان متوجه شد که با دیگر هم سن وسال هایش فرق می کند. در یازده سالگی بی آنکه بداند نقاشی هنر است و می تواند حرفه محسوب شود، اولین سفارش طراحی را پذیرفت. پدرومادرش تبعه هستند و از کشور افغانستان، اما خودش متولد ایران است و بزرگ شده این خاک و بوم. شانزده ساله و ساکن محله طلاب است. او نقاشی را از کودکی شروع کرد. در همان شش هفت سالگی و زمانی که می خواست خواندن و نوشتن را یاد بگیرد، فهمید که چقدر در این زمینه مستعد است و می تواند پیشرفت کند.
المانهای نوروزی همیشه هم موقتی نیستند. بعضی از آنها گاه بیش از دو سال در مسیر تردد شهروندان قرار میگیرند و جزئی از بافت آن محدوده میشوند. منطقه یک شهرداری مشهد یکی از مناطقی است که سهم ویژهای از المانهای نوروزی دارد. تعدادی از این المانها ماندگار شده است. میدان شریعتی درست مقابل سینما آفریقا قاب بزرگی وسط آیلند به چشم میخورد. المان سیاوش در آتش ساخته پریسا عطارپور است و از ابتدای سال در این میدان قرار دارد. برای دیدنش باید به وسط خیابان بروید.
خانه محمد مهاجر مشهور به «شاپور» که اکنون در آستانه ورود به 70سالگی است، این روزها دیگر تنها حریم شخصیاش نیست، بلکه محلی برای تمرین نمایشنامهای شده که قرار است همزمان با میلاد حضرت فاطمه(س) و روز زن برای علاقهمندان به هنر و تئاتردوستان به اجرا درآید. این نمایش بعد از 20سال، اولین کاری است که به کارگردانی این هنرمند پیشکسوت روی صحنه میرود.
مهدی صباغی با نام مستعار «فیروز» متولد1330 در مشهد، خاطرات بسیاری در تلویزیون، رادیو، تئاتر و سینما برایمان رقم زده است. یکی از افتخارات صباغی، این است که در چهارمین جشنواره تئاتر فجر برای بازی در نمایش «پیشنهاد» به کارگردانی جواد اردکانی، مقام نخست بازیگری را به دست آورد. در رادیو نیز او علاوهبر تلاشهایی که برای احیا و معرفی لهجه مشهدی کرد، توانمندی این را داشت که با 9لهجه گوناگون صحبت کند. همین موضوع، صباغی را از بسیاری از همدورهایها و همکارانش متمایز میکرد. این هنرمند مشهدی 12 خرداد سال 1401 در 71 سالگی، بر اثر عوارض سکته مغزی درگذشت.
سلماز آخوندی جزو اولین دانشآموختگان مقطع کارشناسی در رشته طراحی دوخت و لباس در استان است و از آنجایی که تخصص اصلی او طراحی لباس برای مشاغل مختلف است، لباسهای گوناگونی برای کارگران کارخانجات، رستورانها و... طراحی کرده است اما در این بین، سال95 لباسی برای پاکبانان پایتخت معنوی ایران طراحی کرد که مورد استفاده 6هزار پاکبان قرار گرفت و تا چند روز دیگر هم از لباس جدید این گروه که او طراحی کرده رونمایی میشود.
الهام مشمول سی ساله همراه با دو نفر از دوستانش نمایشگاه نقاشی در زیست خاور دارند. او که سه سالی است در این هنر فعالیت میکند از چگونگی علاقهمندی خود و انتخاب این هنر برایمان میگوید: «یکی از دوستان قدیمیام را بعد از چند سال دیدم، به خاطر دارم زمانی که متوجه شدم کار نقاشی انجام میدهد برایم جذاب بود تا کارهایش را از نزدیک ببینم برای همین هم روزی را هماهنگ کردم تا بیشتر با این هنر او آشنا شوم.»
اعظم شاهرودی، بانوی هنرمند خیابان امام رضا، توانست با همت و افروختن شعله خاموش شده هنر در تعدادی از بانوان این شهر پس از 5سال فعالیت در عرصه تولید صنایع دستی برای 10نفر از زنان خانهدار اشتغال ایجاد کند.ساکن خیابان امام رضاست. 2پسر و یک دختر دارد که یک پسرش استاد دانشگاه است و پسر و دختر دیگرش نیز معلم هستند. ویژگی او قدم نهادن در مسیری است که یک رقیب قدر به نام محصولات چینی در آن وجود دارد و او با تکیه بر هنر و ارادهای که دارد باید با این رقیب قدر رقابت کند.
نمایش عروسکی- موزیکال «نازگل» که برای اکران در دهه فجر سال 98 تهیه شدهبود، داستان سه خواهر است که هر کدام از آنها نماینده یک قشر از جامعه هستند. «گل اندام» نماینده آدمهای معمولی و سادهلوح است، خواهر دومی «ماه گل» نام دارد. او نماینده آدمهای زرنگ و فرصتطلب است و اما «نازگل» که نقش اصلی داستان را برعهده دارد، نماینده انسانهای دلسوز و یاریرسان بوده که همیشه به فکر دیگران هستند. این نمایش که بازیگران آن را هنرمندان معلول و بچههای حاشیه شهر تشکیل دادهبودند، در هشتمین جشنواره تئاتر معلولان مناطق کویری و خلیج فارس رتبه برتر را به دست آورد.
صنایع دستیای مانند معرق، خاتم و مشبکسازی که در گذشته از رونق و اعتبار خاصی برخوردار بوده و انتقالدهنده و نماد بخشی از هویت ملی و مذهبی ایرانیان است، در سالهای اخیر بهدلیل پیشرفت و استفاده از دستگاههای خودکار و تولید انبوه صنایع دستی، رغبت برای تولید آنها کمرنگ شده است باوجوداین امروز در نسل جوان و دانشآموزان هنرستانی ما هنرمندان قابل و ممتازی داریم که پا جای پای هنرمندان صنایعدستی گذاشته و میراثدار این هنرهای سنتی شدهاند. محدثه ایوبی، هنرمند نوجوان صنایعدستی (معرق روی چوب) ساکن محله کلاتهبرفی و دانشآموز هنرستان امیرعباسیان حسینی یکی از ادامهدهندگان این هنر برتر و اصیل ایرانی است.
عفت محمودی از سال 90 به همراه همسرش تولید عروسک، مگنت و کارهای خمیری را انجام میدهد و روزبهروز تعداد سفرههایی که با تولید کارهای این مجموعه رنگین شدهاند بیشتر میشود. میگوید: سال 90 تنها خودم و همسرم با 2 نفر نیروی کار شروع به فعالیت کردیم و چند سال ابتدایی جرات نمیکردیم مغازهای را اجاره کنیم. کرایهها زیاد بود و تنها در نمایشگاهها شرکت میکردیم. سال 94 تعدادمان به 40 نفر با تولید 17 محصول رسیده بود و میخواستیم محلی برای فروش در پارک کوهسنگی داشته باشیم. مدیر پارک نیز برای این موضوع به ما خیلی کمک کرد.