کرونا - صفحه 4

بیت‌الصادق(ع) یکی از مکان‌هایی است که خادمانش تن به تعطیلی کرونایی نداده‌اند و با تغییر روش، همچنان آن را پویا نگه داشته‌اند. همان مکانی که قبل از آمدن کرونا، هزاران مرد و زن را در دل خود برای جشن، دعا و افطار جمع می‌کرد، این روزها محل توزیع بسته‌های معیشتی شده است.
زمانی که ایده راه‌اندازی کار عروسک‌سازی به ذهنش می‌رسد، هیچ سرمایه‌ای در بساط ندارد که بتواند مواد اولیه را تهیه کند، اما باز هم نمی‌گذارد ناهمواری ریل، او را از مسیر منحرف کند. یک میلیون تومان از دوستش قرض می‌کند و با همان مبلغ، جوراب، چشم، پارچه و هر چیزی برای ساخت یک عروسک لازم است تهیه می‌کند. «خیلی‌ها می‌گویند با دست خالی نمی‌شود کاری را شروع کرد، اما من این کار را انجام دادم. مبلغی را که از دوستم قرض کرده بودم در اقساط پنجاه‌هزارتومانی به او برگرداندم.»
گان یک‌سره است وقتی آن را می‌پوشیم، بیمار نمی‌تواند به‌راحتی ما را تشخیص دهد و ارتباط مستقیم و روانی ما با بیمار کم می‌شود و فقط به ‌طور روزمره باید کارهایمان را انجام دهیم. در حالی‌که بیمار به این ارتباط و گرفتن روحیه از طرف دکتر و پرستار نیاز دارد. از طرفی خود این لباس‌ها بسیار گرم هستند و باید ساعت‌ها در شیفت کاری آن‌ها را می‌پوشیدیم. درآوردن و دوباره پوشیدن آن‌ها خیلی سخت‌تر بود. ساعت‌ها لب به غذا نمی‌زدیم یا سرویس بهداشتی نمی‌رفتیم. لباس‌ها اندازه‌بندی نداشتند برای بعضی‌ها بزرگ بودند و برای بعضی کوچک. این چیزها سرعت کار را کاهش می‌داد ولی چاره‌ای هم نیست.
کودکانی با وضعیت توان‌خواه و مددجویان شرایطی را دارند که خیلی در جامعه دیده نمی‌شوند، به این معنی که با وجود بالا رفتن سطح آگاهی در جامعه هنوز هم این کودکان از سطح یکسان خدمات آموزشی و توان‌بخشی بهره‌مند نمی‌شوند، بعضا خانواده‌ها این آگاهی را ندارند که فرزندانشان در چنین مراکزی می‌توانند رشد کنند و بعضا هم فضای آموزشی کم است و نکته اصلی دیگر هم این است که جامعه باید به این افراد به چشم یک انسان عادی نگاه کند و آن‌‎ها را بپذیرد.
فرهاد سعیدی پارچه فروش محله، می‌گوید: از چند سال قبل و حتی قبل از شیوع کرونا بازار پارچه در حالت رکود و کسادی بود و شیوع کرونا این کسادی را سرعت بخشید. گران‌شدن دلار و تحریم‌های غیرعادلانه باعث افزایش قیمت پارچه شد. بیشتر وقت‌ها خانواده‌ها به مغازه می‌آیند اما با شنیدن قیمت گران پارچه بدون خرید خارج می‌شوند. هزینه دوخت را هم حساب کنید برای مشتری صرف به خرید لباس آماده است. شاید با رفتن کرونا فروش بهتر شود اما این تأثیر اندک است. چون دلیل اصلی کسادی بازار پارچه، نبود پول و درآمد کم است و تا این مشکل حل نشود رونقی نخواهد بود.
آن‌ها یک گروه از معلمان مدارس طرق هستند که این ایام پرکارترین روز‌های کاری خودشان را پشت سر می‌گذارند. معلمانی که با درک شرایط دانش‌آموزانشان باور دارند که نمی‌شود محصول شغلت آدم‌ها باشند و نسبت به آن‌ها بی‌تفاوت ماند. آن‌ها در این ایام کرونا زده که دغدغه خانواده‌ها آموزش فرزندانشان است طرحی نو درانداخته‌اند تا فیلم‌های آموزشی رایگان به دست کودکان طرقی برسد.
محمدرضا نوری، عضو هیئت امنای مسجد سید الشهدا(ع) می‌گوید: آپارتمان‌های زیادی در محله حجاب وجود دارند که جمعیت فراوانی را در خود جا داده‌اند. از ابتدای شیوع کرونا با اجرای طرح «مسجد، سنگر سلامت» که به مناسبت اولین سالگرد شهادت سردار شهید قاسم سلیمانی در ایام کرونا شروع شد، به شناسایی بیماران کرونایی پرداختیم. نیروهای بسیجی مسجد در این طرح، افراد یا خانواده‌های کرونایی را شناسایی می‌کنند تا بتوانند خدمات درمانی و بهداشتی را در اختیار آن‌ها قرار دهند.
شرایط تازه را می‌پذیرد و قبول می‌کند که به نقاهتگاه بیاید. اکنون همسرش در آسایشگاه بانوان است. کمی آن‌سوتر در سوئیت بانوان روی تختش منتظر رسیدن ناهار نشسته است و خدا را شکر می‌کند که چشمانش دوباره رو به دنیا باز است و می‌تواند به زودی به خانه برود و فرزندان و نوه‌هایش را در آغوش بکشد. مرکز نگهداری بیماران کووید ۱۹ امام رضا (ع) اولین و تنها نقاهتگاه مشهد است که در بولوار سپاه از سوی بهداری شمال شرق فعال شده است.
کتابخانه عمومی دکتر علی شریعتی در خیابان امام خمینی(ره) یکی از قدیمی‌ترین کتابخانه عمومی شهرمان است. این مکان که وابسته به نهاد کتابخانه‌های عمومی کشور است، در سال1303 شمسی تأسیس شده و امروز 94سال از عمر آن می‌گذرد. این فضا تا قبل از اینکه کرونا مهمان ناخوانده شهرمان شود، هر روز پذیرای علاقه‌مندان به کتاب بود. اما از بعد کرونا همانند بسیاری از پاتوق‌های فرهنگی تعطیل شد. مدیر کتابخانه‌ در زمینه تأثیر کرونا بر کارش می‌گوید: «گرچه این اتفاق کتابخانه‌ها را بست اما کتاب‌داری را نتوانست به تعطیلی بکشاند.» مریم جمیلی که 25سال سابقه کاری دارد و از سال1396در این کتابخانه مشغول به کار شده است، هر روز شاهد رفت‌وآمد شهروندان کتاب‌خوان به این کتابخانه بوده است.
زینب آلبوبیری، ساکن محله کوی کارگران است که عشق برایش خلاصه می‌شود در دو چیز؛ مامایی و حضرت امیرالمؤمنین! دو وجه متفاوت شخصیت او به هم پیوند می‌خورد تا دلبستگی‌اش به حضرت امیر را در قالب رشته‌اش نشان بدهد. زینب حدود ۳ سال در هر ماه ۱۰ روز، زیر سایه حضرت پدر زندگی کرده است. اتاقش رو به گنبد مولا بوده و هر صبح با سلام به حضرت به مطب رفته و مشغول ویزیت رایگان بیماران در درمانگاه آستان مقدس علوی شده است.
قرارگاه فرهنگی‌جهادی «سردار شهید جواد اسماعیل پورطرقی و شهدای محله» در محله حسین‌آباد متشکل از افراد فعال 2محله حسین‌آباد و کوی سلمان در ناحیه یک است. پیش از شیوع کرونا این مجموعه هر ساله یادواره باشکوهی برگزار می‌کرد و یاد 114شهید محله را گرامی می‌داشت. با شیوع ویروس کرونا اعضای این قرارگاه فعالیت‌های خود را معطوف به کنترل و پیشگیری از شیوع بیماری کردند و در کنار آن اقدامات حمایتی از افراد نیازمند را نیز برعهده گرفتند.
کوچه پنجتن54 به طبرسی‌شمالی و ده‌متری شهیدمطهری منتهی می‌شود. به همین دلیل یکی از کوچه‌های پررفت‌وآمد محله شهیدقربانی است. در این کوچه خانواده‌های شهید ایزانلو، شهید غلامی، شهید مدافع حرم حسینی وبرادران شهید شکری ساکن هستند و به محله هویت بخشیده‌اند. مسجد قائمیه یکی از مساجد فعال این منطقه است که خدمات زیادی را ارائه می‌دهدازجمله حمایت از نیازمندان، تأمین دارو برای بیماران محروم، برگزاری کلاس‌های علمی‌ و فرهنگی.
در روزهایی که کادر درمان شهرمان درگیر خیزهای مختلف کرونا بودند، با گروه‌های جهادی زیادی آشنا شدیم که اولویتشان را برای قطع زنجیره و بهبود بیماران کرونایی گذاشته بودند؛ مثل گروه جهادی شهید ابراهیم هادی در منطقه۴ که در چند شماره قبل به آن پرداختیم. با همت و تلاش مضاعف این گروه‌ها و البته کادر درمان، آمار مبتلایان و فوتی‌ها رو به کاهش است. کانون فرهنگی‌تبلیغی ثامن‌الائمه(ع) نیز یکی دیگر از این‌گروه‌هاست که اکنون اولویت برنامه‌های خود را پشتیبانی از بیماران کرونایی قرار داده است.
حمید صنعتی که مغازه‌ بزرگی از لوازم قنادی دارد می‌گوید: «کرونا که آمد برگزاری جشن‌ها و مهمانی‌ها هم بسیار کمرنگ شد. اکنون کمتر کسی است که برای تهیه وسایل قنادی به ما مراجعه می‌کند. در گذشته مدرسه‌ها و اداره‌ها هم برای برگزاری مراسم‌های مختلف و تهیه وسایلی مانند لیوان و ظروف یکبار مصرف نزد ما می‌آمدند. اکنون از آن‌ها هم خبری نیست.
درمانگاه حضرت ابوالفضل(ع) یکی از مراکز طب سنتی ایرانی‌اسلامی در مشهد واقع در محله امیرآباد است. یک مجتمع علمی، فرهنگی و درمانی که توسط حاج حسین کوهستانی در سال١٣٦٧ دایر می‌شود.این درمانگاه پس از حاج حسین به دست هادی کوهستانی، پسرش، اداره می‌شود. در این مکان درمانی داروهای گیاهی تجویز می‌شود، از دیگر خدمات درمانگاه حجامت و بادکش با رعایت موارد بهداشتی و طب سنتی است و اما حالا 2سال می‌شود که این درمانگاه به بیماران کرونایی هم خدمات می‌دهد و کمک حال بیماران است.
فاطمه رجبی که تجربه 8سال حضور در شوراهای اجتماعی محلات فجر و ابوذر را داشت و یکی از بانوان فعال فرهنگی و کارآفرین محله وحید بود، بعد از جدال بیست‌روزه با بیماری کرونا، درحالی چمدان سفر ابدی را می‌بندد که از دور و پشت شیشه برای نوزاد ازراه‌رسیده‌اش بوسه می‌فرستد و به صورتش لبخند می‌زند. او تسلیم دعوت حق می‌شود و برای همیشه چشم‌هایش را می‌بندد.
سیدشهاب شاه عالمی می‌گوید: از 10سال پیش، نویسندگی را به‌طور حرفه‌ای شروع‌کردم، به عنوان یک نویسنده و منتقد ادبی بیشتر در حوزه طنز فعالیت می‌کردم و نوشته‌هایم عموما در نشریاتی همچون روزنامه خراسان( هفته‌نامه جیم)، آفتاب یزد و وقایع الاتفاقیه به چاپ رسید و مورد استقبال خوانندگان قرار گرفت.
در ۱۵ سالگی یک معتاد تمام عیار شدم. وقتی خودم معتاد شدم، متوجه شدم که پدرم نیز علاوه بر اعتیاد به الکل، به مواد مخدر اعتیاد پیدا کرده است. با معتاد شدن پدر، سروصدا‌ها و کتک‌کاری‌ها کمتر شد، چون پدرم یا نشئه بود یا خمار. از این بابت خوشحال بودم، چون کمتر در خانه کتک‌کاری می‌شد، کم کم به دلیل درد مشترک که همان استعمال مواد مخدر بود، با پدرم دوست شدم. موادش را تهیه و بعد از آنکه بند و بساط مواد را آماده می‌کردم، درکنار هم می‌نشستیم و با خیال راحت تریاک مصرف می‌کردیم.
احمد فاطمی از فروشندگان مواد شوینده در محله مطهری می‌گوید: با شیوع کرونا به دلیل تأثیر مستقیمی که رعایت بهداشت فردی در کنترل و پیشگیری از بیماری دارد ناگهان با تقاضای بسیار زیاد موادشوینده و ضدعفونی‌کننده روبه‌رو شدیم. با این افزایش تقاضا، همه مواد شوینده و ضدعفونی که در مغازه و انبار داشتیم در مدت کوتاهی فروخته شد. علاوه بر این، قیمت ماسک نیز افزایش چشمگیری پیدا کرد و حتی یک بسته 10تایی ماسک تا 30و40هزار تومان فروخته شد.
مرکز «مثبت‌زندگی کد 481» به دنبال تأسیس دیگر مراکز مثبت‌زندگی در کشور از بهمن‌ سال گذشته در محله کلاهدوز شروع به کار کرد. فعالیتی که با هدف محله‌محوربودن شکل گرفت تا بتواند به افراد زیرپوشش در هر محله‌ بهتر رسیدگی کند. سمانه سعیدی‌فر می‌گوید: ایجاد چنین مراکزی یک ضرورت بود و باید سال‌ها قبل اتفاق می‌افتاد. در گذشته نظارت و توجه به تمام پرونده‌ها در زمان کوتاه ممکن نبود اما با این اقدام این مشکل برطرف شده است. ضمن اینکه افراد درباره فعالیت ما آگاهی می‌یابند که نتیجه آن توزیع عادلانه خدمات به تمام مددجویان است.