بخش مهمی از شیرینی تولید شده ما در مراسم عروسی، جشنهای تولد و فارغالتحصیلی به فروش میرسید. برای هرکدام از این مراسمها بین 50 تا 400کیلو شیرینی استفاده میشود. برای تهیه این مقدار شیرینی ما باید چند شیفت اضافه کار میکردیم. با ممنوعیت برگزاری مراسم عروسی و جشنها و به دنبال آن تعطیلی تمامی باغ تالارها، تولید و فروش شیرینی بین 50 تا 60درصد کاهش یافت. در همین شیرینی فروشی ما در قبل از کرونا بین 5 تا 8نفر مشغول به کار بودند، اما بعد از کرونا به دلیل نداشتن فروش، عذر چند نفرشان را خواستیم.این گفته یکی از قنادهای شهر است.
محمد طیرانی و دوستانش نوروز سال 1400 را بهسختی کار کردند تا سرانجام موفق شدند در تاریخ 7فروردین دستگاه امحای ویالهای خالی واکسن را تولید و به بیمارستان شهید طالقانی آبادان ارسال کنند. او توضیح میدهد: این دستگاه ابعاد کوچکی دارد و برای جانمایی در اتاقهای واکسیناسیون کرونا مناسب است، ما یک آپشن ویژه برای این دستگاه درنظر گرفتیم و آن پدالی بودن دستگاه امحای ویالهای خالی واکسن کروناست. دست در این فرآیند نقشی ندارد، ویال واکسن بعد از تزریق به داخل دستگاه انداخته شده و با فشردن پدال، عملیات پودر شدن ویالهای خالی در 20ثانیه انجام میشود.
وضعیت اقتصادی مردم به گونهای است که میوه از سبد خرید بسیاری از آنها حذف شده است. باوجوداین خانوادههایی که بضاعت مالی بهتری دارند در زمان شیوع ویروس کرونا مصرف میوه را بیش از گذشته در برنامه غذایی خود دارند که این موضوع به فروش بیشتر محصولات باغها کمک میکند. به عنوان مثال در سال قبل بیش از 6تن سیب را روی درخت قبل از رسیدن فروختم. محصولاتی مثل انگور و گیلاس هم با قیمت خوب و در زمان بسیار کمی به فروش رفت. خریداران میگفتند مردم بهدلیل کرونا و ایمنی بدن امسال خوب میوه میخرند.
مرد با تهلهجه عربی صاحبمغازه را دوباره و اینبار با لفظ «حاجی» صدا میزند. حاجی حواسش جمع میشود و دوختن بیرق سرخرنگ را رها میکند تا پاسخگوی مشتری باشد. محمدعلی بهرامی هفتادساله بیشتر عمرش را در این شغل گذرانده است. زمانی که کودکی دهساله بود، کارش را با شاگردی شروع کرد، اما اکنون بیش از 35سال است که در راسته بازار محله نوغان تولیدی خودش را دارد.
در ساختمان کارگاههای آموزشی و مهارتپروری آسایشگاه معلولین شهید بهشتی، همه چیز با نظم و آرامش در گذر است؛ البته تا زمانی که مواد اولیه کارگاهها تأمین شود و بچهها سرشان به کار گرم باشد. وسایل کارشان که نباشد، کلافه و سردرگم به زمین و زمان اعتراض میکنند. آنها درکی از تورم، کرونا و مشکلات اقتصادی جامعه ندارند، تنها خواستهشان تأمین چند قلم مواد اولیه است که با دستان هنرمندشان آنها را شکل دهند و با فروششان حس کنند تواناییهایشان دیده شده است.
عدهای کمر همت بستهاند و این مشکل را از جلو پای بیماران و خانوادههایشان برداشتهاند. الهه جان قلی، فرمانده پایگاه بسیج خواهران مسجد المهدی، به همراه سایر مسجدیها، روزانه بیش از 200کیلو سیب را از باغهای آستان قدس رضوی تحویل میگیرند و برای بیماران آب سیب تهیه میکنند.
مهدیه منتظران عاشق، گروهی مردمی است که توسط اهالی پورسینا و شهرک شهید رجایی در محله پورسینا در سال١٣٧٧ تشکیل میشود. از همان ابتدای کار اعضای گروه در زمینههای مختلف شروع به فعالیت میکنند. تشکیل هیئت دانشآموزان، راهاندازی صندوق قرضالحسنه، توزیع سبد معیشتی و... حسین مرادی، عضو روابط عمومی این هیئت، قرار است برایمان از تازهترین اقدام این گروه بگوید، توزیع کپسول اکسیژن برای بیماران کرونایی.
اهالی اسم اینجا را سرزمین عجایب گذاشتهاند، اما خود صاحب مغازه، نام عطاری نوین را مناسبتر میداند. لوازم آرایشی گیاهی، پفک ارگانیک، روغن شحم و قهوه خرما! همه اینها را میتوان در دل این سرزمین عجیب کوچک پیدا کرد. سابقه کار احمد رحمانی برمیگردد به سال ١٣٩٤. وقتی که دانشجوی کارشناسی رشته فقه و حقوق بوده، با آیات و روایات سر و کار داشته و به طب اسلامی و سنتی علاقهمند میشود. ابتدا کارش را با فروش آنلاین شروع میکند و بعد از رونق گرفتن کسب و کارش این فروشگاه را تأسیس میکند.
ریشه علاقه مندی اش به این شغل به دوران کودکی بازمی گردد؛ وقتی که هنوز مدرسه نمی رفته، هرکجا رادیو و تلویزیون قدیمی و هر وسیله عتیقه یا دست دومی می دیده، چشم از آن برنمی داشته و برای به دست آوردن آن، حرص و ولع داشته است. خاطراتش را که مرور می کند، خوب یادش هست که اولین معامله را در هفت سالگی، یعنی زمانی که تازه به کلاس اول ابتدایی رفته، انجام داده است. تجربهای شیرین و موفقیت آمیز که مسیر زندگی و کاری احمد مرادی را خیلی زود و در همان کودکی مشخص کرد.
در جریان مسابقات کشوری که در مشهد برگزارشد با ورزشکاری روبه رو بودم که در یکی از مسابقات از آسیب دیدگی قفسه سینهام سوءاستفاده کرده بود و با مشت زدن به آن ناحیه مسابقه را برد. در این مسابقه او با پای آسیب دیده در مقابل من قرار گرفت. با او مدارا کردم و مسابقه با نتیجه صفر _صفر پایان یافت. بعد از بازی همان پسر به خاطر اینکه هوای پای مجروحش را داشتم از من تشکر و به دلیل مشتهایی که زده بود معذرت خواهی کرد.
مسجد 14معصوم(ع) مهرآباد از آن مسجدهایی است که پویاست و جوانها در آن رفت و آمد زیادی دارند. این مسجد در موقعیت مناسب و در خیابان عبادت مهرآباد است. هیئت امنای این مسجد مدتی است که پایگاه بسیج آن راهم دائر کردند. حالا مسجد و پایگاه بیش از پیش فعال هستند.
او در این سالها با خبرگزاری ایلنا، قدسآنلاین، کانال مشهد خبر، مجله دنیای فوتبال، پایگاه اطلاعرسانی نمایشگاه بینالمللی مشهد و... نیز بهعنوان خبرنگار همکاری میکرد.
خدیجه مؤمنی، عضو گروه جهادی مدرسه علمیه رضویه مشهد و جزو نیروهای بسیجی گردان الزهرا(س) تیپ امام صادق(ع) است و از طریق این پایگاه به عنوان نیروی جهادی به بسیج دانشگاه علوم پزشکی معرفی شده است. او از ابتدای شیوع کرونا با کادر پزشکی همکاری دارد و با گذراندن دورهی آموزشی همیار سلامت دانشگاه علوم پزشکی توانسته در این مدت کمکهای زیادی به کادر درمان در بیمارستانهای شریعتی و امام رضا(ع) کند.
حسین اسکندری 20سال است که در این حرفه فعالیت دارد. او درباره این 2سال اخیر و تأثیرش بر کار وکالت میگوید: «از سال98و با شیوع کرونا اختلافها و درگیریهای خانوادگی و مالک و مستأجری بیشتر از قبل شده است. بسیاری از شهروندان در این مدت کارشان را از دست دادهاند. این امر بر روی زندگی خانوادگی و روابط اجتماعیشان اثر گذاشته و صبر و تحملشان کمتر شده است.»
بهاره و آناهیتا داوری 2خواهر ورزشکاری هستند که با پشتکار و تلاش توانستند در رشته کاراته موفقیت کسب کنند و آرزوی کسب مدال قهرمانی کشور و جهان را دارند. هر دو در محله رضائیه بزرگ شدند و درس خواندند و کاراته را در محلهشان شروع کردند.
تمام آدمهایی که در اینجا مشغول به کارند، حواسشان به این است که داروها در کمتر از 24ساعت از زمان سفارش شده به داروخانهها برسد. تفاوت این فضا با قسمت مرسولات پستی در این است که باید هر چیزی در جا و قفسه خودش گذاشته شود. یک خطای کوچک دردسری بزرگ به بار میآورد.
شما نمیتوانید داروی یخچالی را در قفسه داروهای معمولی بگذارید؛ فضایی که تحملش برای ما فقط چند دقیقه است و کمتر از 5دقیقه نمیتوانیم سرمایش را تحمل کنیم، یا داروهای شیمیایی که مکان نگهداری خاص خودش را دارد
خیریه «قائم آل محمد» از شعبههای خیریه آبشار عاطفهها، یکی از مراکزی است که بسیاری در محدوده سیدی و طرق چشم به کمکهای او دارند. 2سال از شروع به کار شعبه خیابان قائم آبشار عاطفهها میگذرد. همین مدت اندک کافی است که ساختمان این شعبه به خانه امید صدها خانواده ناتوان از پرداخت هزینههای زندگی تبدیل شود.
ظاهر اوستا رضا دری به مرد 77ساله شباهت ندارد. گرچه موها و محاسن سفید و چین و چروک روی پیشانی و دستهایش نشانیهایی است که گذر حدود 8دهه از عمر پیرمرد محله مهرآباد را نشان میدهد اما هنوز سرپاست و مشغول حرفه همیشگی اش. پیرمرد دوچرخهساز منطقه ما سالهای سال است وقت اذان که میشود، در قاب در ورودی مغازهاش میایستد و اذان میگوید.
در این روزهای کرونایی مشاغل بسیاری آسیب دیدهاند و کسب و کارهای بسیاری از افراد تعطیلشده و این بیکاری و تعطیلی تبعات زیادی برای خانوادهها به همراه داشته است. همین دغدغهها باعث شده است رابط کسبه شورای اجتماعی محله مهدیآباد که دستی به خیر دارد و اجازه نمیدهد خانوادههای نیازمند در این محدوده گرسنه سر بر بالین بگذارند، روند حمایت از خانوادهها را با کمک خیران در دوره کرونا افزایش بدهد.
خبر درگذشت محمدرضا اکبریان، نماینده ایثارگران شورای اجتماعی محله قرقی، هنگام اذان ظهر روز تاسوعا آنقدر تلخ و تکاندهنده بود که کسی نمیتوانست باور کند او با انرژی و اشتیاق فراوانی که برای کارکردن در محله داشت، ناگهانی و یکدفعه خاموش شده است. 42ساله بود و اصالتش نیشابوری، اما از کودکی در همین محله بزرگ شده بود و نمیتوانست از خدمت به مردم محلهاش چشمپوشی کند.