کرونا - صفحه 9

قبل از اینکه اسنپ و تپسی کسب‌ و کارشان سکه شود، تاکسی تلفنی‌ها تنها یکه‌تاز ارائه خدمات حمل و نقلی به شهروندان در هر محله بودند. به طور حتم شما هم برای اینکه به مقصدتان برسید از آژانس برای رفت‌وآمدتان استفاده‌ کرده‌اید. حالا 2سالی هست که کرونا کار آژانسی‌ها را تخته کرده است و همان چند درخواست سرویسی که در روز داشتند هم نزدیک به صفر شده است. محسن پیکان هم یکی از همان آژانس‌دارانی است که از دهه80کارش را در خیابان دانش شروع کرده است و حالا از تأثیر عوامل مختلف از جمله کرونا بر حرفه‌اش می‌گوید.
دوستان و همراهان جهادی‌اش «دکتر محسن» خطابش می‌کنند. کارنامه پرباری دارد. از همیاری و خدمت‌رسانی در مناطق محروم شهر گرفته تا کمک به زلزله‌زدگان سرپل ذهاب و سیل‌زدگان آق‌قلا، گمیشان، لرستان و اهواز و حتی دورتر و خطیرتر همچون امدادرسانی در جوار مدافعان حرم حضرت زینب(س) در سوریه. حالا هم دوش به دوش کادر درمان تمام توان خودش و بسیج پزشکی راکه نزدیک به یک سال است مسئولیتش را برعهده گرفته، به کار گرفته است تا با این ویروس منحوس که بلای جان همه شده است، مبارزه کند.
شیوع کرونا در 2سال گذشته فشار زیادی بر اقشار آسیب‌پذیر آورده است. در این بین مؤسسه‌ها و نیکوکاران زیادی به کمک این بخش از جامعه آمدند تا همه بتوانند در کنار یکدیگر این روزهای سخت را پشت سر بگذارند. زهرا توکلیان حقیقی، مدیر و مؤسس مؤسسه قرآن و عترت دانش‌آوران در محله جلالیه، توانسته با کمک خیران، مؤسسه خیریه امام زمان(عج) را تأسیس کند و به بیماران صعب‌العلاج در دوران کرونا کمک برساند.
 از 18ماه پیش، وقتی در اسفندماه فشار اقتصادی و تورم شدید با آمدن کرونا خودش را نشان داد و تعطیلی مدارس، ممنوع شدن مسافرت‌ها و محدودشدن دورهمی‌ها از پی آن آمد، تکلیف شغل تولید و فروش کیف هم یک‌سره شد؛ تاحدی که در نبود مشتری، چندصد کارگر، بی‌صدا و تسلیم،‌ از کار اخراج شدند، ده‌ها مغازه تعطیل شد و فروشنده‌هایشان بنا و راننده اینترنتی شدند. ضربه و فشار این ایام و ورشکستگی کاسبان بحران‌زده‌ کووید19 که محدوده بزرگی از منطقه ما را شامل می‌شوند، تا اندازه‌ای است که مهر امسال به احتمال زیاد کیف در مشهد کم‌یاب می‌شود.
کرونا بر فعالیت‌های فرهنگی مجموعه‌های مختلف و حتی فرهنگ‌سراها هم سایه انداخته و از روال عادی خارجشان کرده است. اما امسال سازمان اجتماعی فرهنگی شهرداری دوره‌های مختلفی برای تابستان و اوقات فراغت بانوان در منطقه4 پیش‌بینی کرده‌است؛ از دوره‌های کمک‌آموزشی هنرهای تزیینی گرفته تا کلاس‌های صنایع غذایی، طراحی دوخت و پوشاک و حتی کلاس‌های روخوانی و روان‌خوانی قرآن.
ماریاسادات حسینی می‌گوید: کودکان کار بچه‌های پاک و ساده‌ای هستند و به تحصیل علاقه دارند. با توجه به شرایطشان مجبور به کارکردن هستند. در کنار درس به آن‌ها قرآن و داستان‌های قرآنی می‌آموزیم. حتی نمایشنامه‌ای در این زمینه هم برایشان اجرا کرده‌ایم.
مجتبی انوریان‌یزدی سال1347 در خانه‌ای در کوچه‌ باغ‌موزه نادری مشهد به دنیا می‌آید. برای او و هم‌محله‌ای‌هایش مجسمه نادرشاه نماد «هویت محله» و اولین «شخصیت ملی» محسوب می‌شد. این مجسمه نمادی است که باعث ایجاد عِرق میهنی و محله‌ای در او می‌شود. منظره حرم مطهر امام‌رضا(ع) در سوی دیگر خیابان و تلألو شبانه گنبد و گلدسته حرم او را غرق رؤیاهای دیگری می‌کند و هویت مذهبی محله را به رخ می‌کشد. این‌ها همان عناصر هویت‌بخشی بود که از نظر آقای انوریان‌یزدی امروزه دیگر در محلات ما به چشم نمی‌خورد.
معصومه ثالث مادر 5 فرزند، فعال اجتماعی و اقتصادی، فرمانده گردان امنیتی کوثر ناحیه بسیج سپاه کمیل، مدیر منطقه یک طلایه‌داران امر به معروف و نهی از منکر، نائب رئیس شورای اجتماعی محله سیدی، خیّر محله و سرپرست کارگاه تولید ماسک برای خوداشتغالی اهالی محله است. همسرش اسماعیل همراهی که رسمش به نام خانوادگی‌اش می‌آید همه جا همراه و همپای او بوده است. فرزندانش هم در تبعیت از پدر که فرمانده پایگاه و فعال اجتماعی است با مادر همراهی می‌کنند.
هر چند نفس‌های گرمابه‌های قدیمی‌ شهرمان به شماره افتاده و این روزها کمتر کسی به‌سراغ آن‌ها می‌رود، اما هستند زائرانی که به دنبال گرمابه‌اند. شاهد حرفمان هم مشتری‌هایی است که در زمان تهیه گزارش به گرمابه قدیمی نسیم در محله امام خمینی(ره) رفت‌وآمد دارند. اما بی‌شک یکی از مشاغلی که تحت‌تأثیر کرونا قرار گرفته، گرمابه‌داری است.
فاطمه میری توضیح می‌دهد: آن زمان که دانشجو بودم فاصله خانه تا دانشگاه را با یکی از همکلاسی‌هایم با دویدن طی می‌کردیم. این باعث شده بود تا قدرت بدنی و آمادگی جسمانی‌ام در سطح خوبی باشد. در دانشگاه هم رشته‌های مختلف ورزشی را تمرین می‌کردم. به طور کلی از هر فرصت برای ورزش استفاده می‌کردم. ورزش کردن نه زمان خاصی می‌خواهد و نه امکانات خاصی. از کوچک‌ترین زمان‌ها می‌توان برای این امر استفاده کرد.
هر شب به استثنای روزهای بارندگی چراغ این بازار در ساعت 21 روشن و ساعت 1 بامداد خاموش می‌شود. اجناسی که در غرفه‌های این بازار عرضه می‌شود اغلب از کارگاه‌های تولیدی شهرمان تهیه می‌شود و شامل اقلامی همچون پوشاک، کفش، زیور آلات، اسباب بازی، دکوری و ... هستند. تا پیش از شیوع کرونا تعداد غرفه‌ها در این بازار به 100می‌رسید، اما حالا به دلیل رعایت شیوه‌نامه‌های بهداشتی و ایجاد فاصله بین غرفه‌ها این تعداد به 72 غرفه کاهش پیدا کرده است.
برای دیدن یک کارتن‌خواب ساعت 7 صبح راهی پاتوقش می‌شویم؛ اما به جز چند پتوی کهنه که روی شاخه‌های سبز یک درخت پنهان شده است، هرچه می‌گردیم نشانی از کارتن‌خواب نمی‌بینم. همواره کسبه و ساکنان از حضور کارتن‌خواب‌ها در مجاورت خود گلایه و شکایت می‌کنند؛ اما داستان امیر متفاوت است و همه با اشاره به خصوصیات خوبی که دارد از  این کارتن‌خواب تنها تعریف و تمجید می‌کنند. او 4 سال است که بیشتر شب‌ها به اینجا می‌آید.
زن جوانی کنارم نشسته بود که شال روی سرش حدود 10 سانت عرض داشت و موهایش از قسمت جلو و پشت سر بیرون بود. به او گفتم: لطفا موهای زیبایت را بپوشان. رو به من کرد و گفت: به شما ربطی ندارد. لبخندی زدم و پاسخ دادم: همه ما در یک جامعه هستیم، و وقتی شما هم در این جامعه هستی، به همه مربوط است که چگونه پوشش داشته باشی! بحث ما از همان‌جا آغاز شد و طوری گل گرفت که متوجه گذر زمان نشدیم. آن‌قدر غرق صحبت بودیم که چندین ایستگاه از مقصدمان را رد کردیم.
تعداد اعضای کانال را دوباره بررسی می‌کنم تا از عدد عجیب و غریبی که دیده‌ام مطمئن شده باشم. ٣٢هزار نفر رقم کمی برای یک کانال محلی نیست! آن هم کانالی مختص ساکنان حاشیه شهر. کانالی که اهالی کوچک و بزرگ آن حداقل یک‌بار هم که شده اسمش را شنیده‌اند. همه این‌ها باعث می‌شود که به فکر گفت‌وگو با سعید عباسی سربالایی، مدیر این کانال، بیفتیم تا از چند و چون فعالیت‌هایشان سر دربیاوریم. گفت‌وگو که می‌کنیم تازه متوجه می‌شویم که یک گروه قوی چند نفره پشت کار وجود دارد.
بیش از یک ماه پیش بود که به‌سراغ جانبازان مرکز روان‌پزشکی امام خمینی(ره) واقع در کارمندان اول رفتیم، پای حرف و درددل‌هایشان نشستیم و از جزئیات زندگی آن‌ها نوشتیم. از دلخوشی‌های کوچک و نگرانی‌های ریز و درشتشان. اما یکی از مهم‌ترین دغدغه‌های آن‌ها واکسن کرونا بود. ناراحت بودند که با وجود شرایط خاصی که دارند هنوز واکسن دریافت نکرده‌اند. در نهایت همه این‌ها باعث شد که سوم تیرماه امسال هر ٤٨جانباز این مرکز نوبت اول واکسن سینوفارم را دریافت کنند.
مرکز ایثار یک تفاوت عمده با دیگر مراکز نگهداری سالمندان دارد و آن اینکه مخصوص والدین شهدا و ایثارگران است. مادران و پدرانی که حدود 40 سال پیش، شجاعانه فرزندانشان را راهی جبهه‌های نبرد با دشمن کردند، اکنون چنان فرسوده و کهن‌سال شده‌اند که گاهی آن روزها را به یاد نمی‌آورند؛ اما ما خوب می‌دانیم آن‌ها چه رنجی را به دوش کشیدند تا سینه فرزندشان سپر این خاک باشد. برخی که تنها یک فرزند داشتند و آن را تقدیم انقلاب کردند اکنون جگرگوشه‌ای ندارند که بر بالینشان بیاید و پرستار دردهای پدر و مادرش باشد. برخی هم فرزندشان جانباز است و در تمام این سال‌ها خودش با درد دست و پنجه، نرم کرده و قادر به مراقبت از والدینش نیست.
در ابتدا اعتقاد بسیاری بر این بود که یک زن نمی‌تواند از عهده کار برآید اما خوشبختانه توانستم سربلند بیرون بیایم. از همان سال تاکنون دبیر نظام پیشنهادهای دانشگاه هستم. برای این مسئولیت نیز تلاش کردم و در نهایت در این زمینه سردمدار شده و از وزارت بهداشت نیز پیشی گرفتیم. علاوه بر مسئولیت‌های کاری، عضو عوامل اجرایی و دبیر اجرایی همایش‌های ملی نیز بودم و به همین دلیل با حوزه‌های مختلف دانشگاه همکاری داشتم. در جایگاه کاری خود به دنبال این بودم که مؤثر باشم.
سید علی عنبری از اهالی محله الهیه که اکنون نزدیک به 9دهه از زندگی خود را پشت سر گذاشته است، 9سال پیش قطعه زمینی به وسعت 600مترمربع را برای ساخت مسجد وقف کرد. زمینی که اگر کاربری مسکونی داشت این روزها برای سوداگران ملک و آپارتمان در الهیه حکم طلا را داشت و بیش از 10میلیارد تومان ارزش‌گذاری می‌شد.حاج علی همان 9سال پیش، به غیر از وقف زمین، برای ساخت مسجد رقمی حدود 2میلیارد تومان هم برای ساخت آن هزینه کرد.
سال تحصیلی 99 با تمام فرازوفرودهایش به پایان رسید. سال تحصیلی‌ای که بیشتر آن در سایه کرونا و درس و کلاس‌های آنلاین گذشت. در این بین آنچه که مهم است دانش‌آموزانی هستند که نهایت تلاششان را می‌کنند تا بهترین نتیجه‌ها را به دست آورند. به سراغ 8دانش‌آموز برتر مدرسه متوسطه اول هاشمی‌نژاد3 رفتیم که سال گذشته را با آزمون‌های مجازی پشت سر گذاشتند و در المپیادهای مختلف استانی خوش درخشیدند.
زهیر قدسی درباره تشکیل «خانه تجربه» توضیح می‌دهد: دلیل نام‌گذاری‌مان این بود که به‌طور کلی با خواندن کتاب یک تجربه جدید به‌دست می‌آوریم و کتاب را برای اضافه‌شدن تجربه‌هایمان مطالعه می‌کنیم. این تجربه‌ها باعث افزایش کیفیت زندگی‌مان می‌شود. این مکان را هم با همین ایده که تجربه‌هایی را در اختیار دیگران قرار بدهیم، افتتاح کردیم.