خیریه - صفحه 24

دخترِ «حاج خانوم سادات» بعد از مادر عَلَم او را بر زمین نگذاشته و ادامه دهنده کارهای خیرش شده است. فاطمه دُرج‌ور، دکترای هنرهای تزئینی، دارد و عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد است. او می‌گوید: «مادرم با مرگش زندگی من را به دنیای دیگری پیوند داد. دنیایی که از جنس مادرم بود و رنگ و بوی او را داشت.»
اگر گذرتان از چهارراه خسروی به سمت خیابان آخوند خراسانی افتاده باشد، حتما در سمت راست خودتان مغازه‌ای کوچک و قدیمی با در و چهارچوب‌های سبز رنگ را دیده‌اید. آن‌طور که قدیمی‌های ساکن در این محله می‌گویند در گذشته این مکان کتاب‌فروشی مرحوم سلیمانی بوده است که بعد صحافی و پس از آن خیریه شده است.
طرح «آقا حساب کردند» آستان قدس رضوی و خبر مشارکت شهرداری در پرداخت اجاره‌بهای مستأجران نیازمند با همکاری سپاه زمینه‌ساز تشکیل کارگروهی متشکل از معتمدان و خیران در شهرک طرق شد تا آن‌ها پیش از همه دست به کار شوند و با جذب مشارکت‌های مردمی و شناسایی نیازمندان برای کمک به همسایگان خود آستین بالا بزنند.
گره‌گشایی کار دل است و موضوعی که به دل گره بخورد، آدم منتش را روی سر هیچ‌کس و هیچ‌چیز نمی‌گذارد. کارهای دلی دل‌نگرانی‌هایش هم با دیگر کارها متفاوت است. به‌هیچ‌وجه هم به داشتن و نداشتن پول ربطی ندارد. نمونه‌اش هم زندگی رمضان فلکی است؛ آموزگاری که درس مهمی برای آموختن داشته و دارد. دست‌گیری از مردم او را به جایی رسانده است که با قدرت می‌گوید: «بدون پول هم می‌شود به مردم خدمت کرد.»
جمعه‌‌ها، ساعت هفت صبح، نیروهای گروه جهادی «شهید عسگرزاده» از پایگاه شهید محمد منتظری در محله امام رضا دور هم جمع می‌شوند تا برای کمک به ساخت خانه و سرپناهِ هم‌وطنان نیازمند راهی شوند.
همسر و دو دختر مقتول آمده‌اند تا برای گرفتن دیه، دادن رضایت‌نامه و انصراف از حکم قصاص، به اجرای احکام بروند. دیگر اتاق آن‌قدر شلوغ شده که هر از چند گاهی نگهبان می‌آید و جمعیت را به بیرون هدایت می‌کند.
ماجرا به سال‌های 49 و 50 بازمی‌گردد. شرکتی خصوصی بعد از ساخت شهرک دانش، زمینی را برای احداث مسجد شهرک اختصاص داد و اهالی بدون هیچ چشم‌داشتی از مسئولان، به‌صورت «خودیاری» شروع به ساخت آن کردند. جمعیت کم بود و مسجد کوچکی هم بنا شد که جواب‌گوی نیاز مردم بود. وضعیت مسجد به همین شکل ماند تا اینکه با ساخت شهرک جانبازان و افزایش جمعیت، فضای مسجد دیگر پاسخ‌گوی اهالی نبود.
شورای اجتماعی محله راه‌آهن از روزی که شکل‌گرفته، موانع ازدواج جوانان را هموار کرده و تابه‌حال دختران و پسران زیادی را به هم رسانده است. تشکیل ستادازدواج آسان محله راه‌آهن یکی از دستاوردهای شورای اجتماعی این محله بوده است.
گروه «هم‌کاسه» با محوریت «حسینیه‌ انصارالعباس» در محله گاز، سال‌هاست برای تأمین غذا و معیشت تهی‌دستان فعالیت می‌کند. آن‌ها در بخش تحصیلی به خانواده‌های کم‌درآمد کمک می‌کنند.
بامشکی به‌عنوان ریش‌سفید محله عیدگاه نیز شناخته می‌شود، او علاوه بر کمک به خانواده‌های نیازمند، در زمان اختلافات خانوادگی یا اختلافات کسبه نیز برای برقرارکردن صلح و آشتی حضور پیدا می‌کند: در گذشته که مراجعه مردم به دادگاه و... کمتر بود، بیشتر ریش‌سفیدان بین افرادی که اختلاف داشتند صلح و صفا می‌دادند. در این سال‌ها، ساکنان محله به‌دلیل شناخت از من و چند کسبه دیگر و هم‌محله‌ای قدیمی، در هنگام بروز چنین اختلافاتی ترجیح می‌دهند افراد معتمدشان حضور پیدا کنند و خوشبختانه این اختلافات با کمی گفت‌وگو برطرف شده است.
خیریه دانش‌آموزی آموزش و پرورش ناحیه3 از سال 1383به همت «شعبان‌زاده» ریاست آموزش پرورش وقت افتتاح شده است. این خیریه مجوز لازم را از اداره بهزیستی گرفته و تاکنون زیر نظر این اداره و در قالب و چارچوب‌های آن فعالیت خود را ادامه داده است.
زنان جهادگر قرارگاه حضرت‌زینب(س) به‌عنوان اولین غسل‌دهندگان اموات کرونایی حاضر شدند. بیش‌از 30زن داوطلب شدند و از روز اول تا 12ساعت هم در بهشت رضوان کار کردند.
اهالی محله زرکش گرچه وضع مالی خوبی ندارند، دلشان برای همسایه‌های نیازمندشان می‌تپد.
سال82 با پدر به مکه مشرف شدم. آن زمان تازه فارغ‌التحصیل شده بودم و در تاکسی تلفنی کار می‌کردم. در سفر حج به خانه خدا که رسیدیم پدرم گفت «سه آرزو کن تا برآورده شود.» اولین آرزوی من داشتن فرزند پسر بود، سلامتی پدر و مادر و خانواده دومین آرزویم بود و سومین خواسته‌ام داشتن شغلی آبرومند و پردرآمد بود. نذر کردم اگر آرزوهایم برآورده شود به نیازمندان کمک کنم. تازه از مکه برگشته بودیم که متوجه شدم همسرم، پسرم را باردار است. کمی بعد هم شغل خوبی پیدا کردم و از آن زمان به نیازمندان کمک می‌کنم.
پس از شیوع ویروس کرونا در تمام کشور گروه‌های جهادی برای ترمیم زخم‌های ناشی از این ویروس منحوس پای کار آمدند و نقش بسزایی در کاهش مشکلات مردم به‌ویژه نیازمندان ایفا کردند. این‌بار نوبت به تشکلی رسیده که توسط رانندگان تاکسی در سال94 با بازسازی منازل مسکونی و مدارس شکل گرفت.
شاید بهترین عنوانی که بشود برای «سیدرضا گلشاهیان» انتخاب کرد (پزشک مهربان محله) باشد! پزشکی که همّ و غمش مردم حاشیه هستند و دردهایشان. پزشکی که می‌توانست در دیگر نقاط شهر مطب داشته باشد، اما قید درآمد بیشتر را زد و به این سوی شهر آمد. او اکنون حدود 50 درصد مراجعانش را رایگان ویزیت می‌کند. علاوه بر ویزیت رایگان، فکری هم برای افرادی که هزینه خرید دارو‌ها را ندارند کرده است. صندوقی در مطب گذاشته است که هر وقت بیماری نتوانست هزینه دارو را بپردازد آن هزینه از طریق صندوق پرداخت شود.
شش دختر جوان به همراه خانواده‌شان ایستاده‌اند تا هرکدام یک جهاز را به عنوان سهم خود از مهربانی اهالی شهرک طالقانی بردارند. قرار است از امروز این دختران هم بانوی خانه خودشان شوند و با جهیزیه زیبا و ساده‌ای که خیریه فروغ صبح صادق برای آن‌ها تهیه کرده است راهی خانه بخت شوند.
ماجرای مدرسه مهر1396 با اقدام علی عدالتیان و مرحوم پدرش آغاز شد. مدرسه‌ای که رویکردی متفاوت نسبت به مدارس معمولی دارد. متفاوت نه فقط به این دلیل که بچه‌های بی‌بضاعت و باهوش در آن حق تحصیل دارند، بلکه از این نظر که غیرانتفاعی است، اما حتی ریالی از کسی گرفته نمی‌شود. متفاوت‌تر از این نظر که همه‌چیز در مدرسه حتی پول سرویس، پول درمان، پول کتاب و فرم مدرسه و حتی رهن خانه دانش‌آموزان داده می‌شود و عجیب‌تر از همه موارد اینکه با پول خمس اداره می‌شود؛ خمس دارایی علی عدالتیان و پدرش که اجازه شرعی‌اش برای خرج در راه تربیت توسط آیت‌ا...سیستانی صادر شد.
غلام عباس کیهانی‌منش آرایشگر قدیمی محله پورسینا است که حالا آرایشگاهش چند وجب بیشتر جا ندارد، همه محله قبولش دارند و همیشه خدا مشتری دارد. او چند سالی است که عضو پایگاه شهید کاوه این محله شده و کار افرادی را که از طرف پایگاه معرفی شوند رایگان راه می‌اندازد.
مرکز نیکوکاری کارآفرینی و توانمندسازی تکریم شهر بهشت، تحت نظارت کمیته امداد امام خمینی(ره) منطقه یک مشهد در مسجد امام حسن مجتبی(ع) افتتاح شد. در این افتتاحیه مسئولان کمیته امداد، اعضای شورای اجتماعی محله پروین اعتصامی و جمعی از خیران حضور داشتند.