مشهد قدیم - صفحه 41

کرونا خیلی از شغل‌ها را دورکار کرد و خیلی‌های دیگر را هم به تعطیلی و خانه‌نشینی کشاند، اما بعضی مشاغل هم بودند در دوران کرونا سرشان شلوغ‌تر شد و حتی یک روز هم دورکاری نداشتند. پاکبان‌ها از این دسته هستند. آن‌هایی که باید علاوه‌بر کارهای روزانه خودشان کارهای دیگری مانند ضدعفونی و گندزدایی معابر و ایستگاه‌های اتوبوس را هم انجام بدهند. سعید ثنایی پاکبان شریف و زحمت‌کشی است که در محله‌ بهشتی خدمت می‌کند.
تیم فوتسال«ملی پوشان صبای نوین» گام به گام از لیگ‌های مختلف صعود کرد و امروز مدعی صعود در فصل آینده لیگ دسته2بزرگسالان کشور است. «مهدیار خورسندی» 19ساله کاپیتان این روزهای تیم است. او یکی از افرادی است که با هدایت بازیکنان در زمین نقش پررنگی در موفقیت‌های تیم داشته است.
طراحی داخلی و ساخت دکوراسیون یکی از مشاغلی است که به تصور برخی از ما منحصر به دهه‌های اخیر است، اما آن‌طور که «محمدحسن عبداللهی» از کارش می‌گوید این حرفه از دهه40 و قبل از آن هم وجود داشته و کاری بس قدیمی است که این روزها با نام «دکوراتور» می‌شناسند و برخی نیز آن را «طراحی دکوراسیون» می‌گویند.
«لایه‌ای از دود و آتش شهر اسلام‌آباد غرب را در خودش گرفته بود. عملیات به طور تقریبی ساعت 2ونیم شروع شد. حدود 2ساعت پیاپی صدای گلوله و انفجاری بود که از شهر به گوش می‌رسید. هوا که گرگ‌ومیش شد پیاده‌ و سواره به سمت این شهر راه افتادیم تا ببینیم از منافقین آثاری مانده است یا نه؟» این بخشی از صحبت‌های سیدعلی حیدری، پاسدار دیروز و بازنشسته شرکت قطار شهری است که 33سال قبل در چنین روزهایی در عملیات مرصاد شرکت داشته است.
اگر ارباب می‌دید زمین زراعی‌اش محصول خوبی داده است، دهقانش را تشویق می‌کرد و در بیشتر مواقع یک کت و شلوار به او پاداش می‌داد یا اگر ارباب در روستا دور می‌زد و می‌دید تعداد آفتاب‌نشین‌ها زیاد است، عصبانی می‌شد، به ویژه که اگر جوان‌ها بین آفتاب‌نشین‌ها بودند حتما صدایش در می‌آمد و می‌پرسید فلانی چرا بیکاری و سرکار نرفته‌ای؟ اگر بهانه می‌آورد که حتما ارباب تنبیهش می‌کرد، اما دیده بودم که جوان بیکار می‌گفت بیمارم و نتوانسته‌ام سرکار بروم. ارباب می‌گفت چرا نگفتی کدخدا تو را دکتر ببرد. فوری دستور می‌داد جوان را به شهر ببرند و حتما به بیماری‌اش رسیدگی شود.
گسترش امور مربوط به خزانه در دوره‌های مختلف موجب به وجود آمدن مشاغلی چون خازن، خزانه‌دار، صاحب‌جمع خزانه، تحویل‌دار خزانه، کلیددار خزانه، خزانه‌دار نقدی و خزانه‌دار کالا شد . بعضی از اسناد به‌جامانده از تشکیلات اداری آستان قدس از دوره صفوی تا قاجار که در آرشیو مدیریت اسناد و مطبوعات آستان قدس نگهداری می‌شود، مربوط به این موضوع است. از این میان حدود ۲۳۳۰شماره اموال راجع به خزانه، ۱۲۲۳شماره اموال درباره شغل خزانه‌دار و ۷۶۴شماره اموال درباره شغل خازن است.
در محله دریادل علی عصاران‌خانرودی را به نام شهید زنده می‌شناسند، شهیدی که قبل از مراسم تشییع، در مراسم خاک‌سپاری خودش شرکت کرد. او از داستان‌ها و روایت‌های ملموس و تازه‌ای از جبهه و خط‌های مقدم در شهرهای مرزی برایمان می گوید و چه شد روایت روزهایی که شهید اعلام شد و عشق پدر و فرزندی در معراج شهدا چطور دل پدرش را از زنده بودنش روشن کرده.
اولین آیینی که نشان از حال‌وهوای محرم در بارگاه رضوی دارد، اجرای مراسم اذن عزا در 28ماه ذی‌الحجه است. در این مراسم پرچم گنبد، پوشش ضریح و گلدسته‌های حرم مطهر رضوی به نشانه آغاز ماه محرم تعویض می‌شود و به رنگ مشکی درمی‌آید و این پرچم‌ها تا سوم ربیع‌الاول، 3روز پس از شهادت امام رضا(ع) برافراشته خواهد بود.
شهروند تهرانی مجموعه ارزشمندی شامل بیش از 50سکه از سکه‌های دوره ساسانی را به گنجینه سکه موزه آستان قدس رضوی اهدا کرد.
یکی از مدارس علمیه مهم و معروف مشهد مدرسه نواب است. مدرسه‌ای که درواقع صدقه جاریه میرزا محمدصالح رضوی است. میرزا محمدصالح رضوی، ملقب به صدرالممالک، پسر میرزا محسن نواب است که نسبش با 18واسطه به‌‌‌ امام جواد(ع) می‌رسد و در مشهد، نقیب‌الاشراف سادات رضویه تقویه به حساب می‌آمده است.
کوچه شهید فدایی یا شهید دایی51 یکی از معابر قدیمی محله سیدی و به طول 200متر است که از حاشیه بولوار شهید دایی آغاز و در حاشیه بوستان خطی خلج و کال اقبال خاتمه پیدا می‌کند. شکل‌گیری منازل این معبر مدیون تلاش‌ها و زحمات مرحوم محمود سیدی در دهه30 بود که با آباد کردن زمین‌های بایر این محدوده، اقدام به تفکیک اراضی و فروش آنها در قطعات 250 تا 1000 متری به دیگران کرد.
قبل از اینکه اسنپ و تپسی کسب‌ و کارشان سکه شود، تاکسی تلفنی‌ها تنها یکه‌تاز ارائه خدمات حمل و نقلی به شهروندان در هر محله بودند. به طور حتم شما هم برای اینکه به مقصدتان برسید از آژانس برای رفت‌وآمدتان استفاده‌ کرده‌اید. حالا 2سالی هست که کرونا کار آژانسی‌ها را تخته کرده است و همان چند درخواست سرویسی که در روز داشتند هم نزدیک به صفر شده است. محسن پیکان هم یکی از همان آژانس‌دارانی است که از دهه80کارش را در خیابان دانش شروع کرده است و حالا از تأثیر عوامل مختلف از جمله کرونا بر حرفه‌اش می‌گوید.
وقتی قرآن می‌خواند از طنین صدایش کودک و پیر به ذوق می‌آیند. تفاوتی هم ندارد شنونده‌ قرائت او دانش‌آموزان یک مدرسه در سیدی باشند یا رئیس جمهور و حتی سردارشهید قاسم سلیمانی. سینا فتحی دانش‌آموز و قاری برتر کشوری ساکن در محله سیدی، هنگامی که کلام خدا را با صدای دلنشینش می‌خواند مخاطبانش را تحت تأثیر کلام خدا قرار می‌دهد.
تولید مبل یکی از شاخه‌های نجاری محسوب می‌شود. هر چند این هنر مانند نجاری قدمت زیادی ندارد، اما از همان ابتدای ورود این صنعت به کشور نجاران هنرمند ایرانی هنر و خلاقیت ناب خود را در ساخت مبلمان به کار گرفتند. سید حسن و سید علی حسینی 2برادر نجار هستند که به همراه پدرشان به این حرفه مشغول هستند که با آن ها گفت‌وگو کردیم.
به یکی از مدارس استثنایی رفته بودیم. می‌گفتند حواستان باشد عکس دانش‌آموزان نیفتد، خانواده‌هایشان ناراحت می‌شوند چون بستگان و برخی‌ها حتی پدرشان هم نمی‌دانند او به این مدرسه می‌آید. موضوع به این مهمی که از همان ابتدا باید به آن پرداخت به‌دلیل ترس از حرف مردم پنهان می‌ماند و مشکلات متعددی برای خانواده و جامعه به وجود می‌آورد.
دوستان و همراهان جهادی‌اش «دکتر محسن» خطابش می‌کنند. کارنامه پرباری دارد. از همیاری و خدمت‌رسانی در مناطق محروم شهر گرفته تا کمک به زلزله‌زدگان سرپل ذهاب و سیل‌زدگان آق‌قلا، گمیشان، لرستان و اهواز و حتی دورتر و خطیرتر همچون امدادرسانی در جوار مدافعان حرم حضرت زینب(س) در سوریه. حالا هم دوش به دوش کادر درمان تمام توان خودش و بسیج پزشکی راکه نزدیک به یک سال است مسئولیتش را برعهده گرفته، به کار گرفته است تا با این ویروس منحوس که بلای جان همه شده است، مبارزه کند.
هر چند شغل قدیمی لحاف دوزی در منطقه8 خیلی کم به چشم می‌آید، اما هنوز هم تعداد انگشت‌شماری از افراد مشغول به این کار هستند. «اسماعیل نادرخو» لحاف‌دوز محله امام رضا، پیرمرد 75ساله‌ای است که همیشه می‌توانید او را مشغول کار جلوی مغازه‌اش در امام خمینی82 ببینید. پیرمرد مهربان، خوش مشرب و باحوصله‌ای که حرف‌های شنیدنی بسیاری از محله و کارش دارد و از مصاحبت با او لذت می‌برید.
محمدتقی نجاتیان تعریف می‌کند: «آن زمان تعداد مداحان در مشهد مثل این روزها نبود، شاید 3 الی 4نفر بیشتر نبودند، مثل حاج مرشد کرمانشاهی که بهترین مداح مشهد بود، بعد از او سیدجواد ذبیحی و یکی دو نفر دیگر که در هیئت مذهبی می‌خواندند. هر هیئتی یک نوحه‌خوان داشت که برای سینه‌زن‌ها نوحه می‌خواندند. در آن زمان بیشتر نوحه‌ها را از کتاب جودی و یکی دو تا کتاب دیگر انتخاب می‌کردند. علاوه بر آن حاج غلامرضا آذر هم نوحه‌سرایی می‌کرد و نوحه‌ها را به نوحه‌خوان‌ها می‌دادند.»
حبیب‌پور که 61بهار از زندگی‌اش می‌گذرد دراین باره توضیح می‌دهد: دوست داشتم همراه با دوستانم به عشق امام حسین(ع) و دیگر اهل بیت در هیئت‌ها سینه بزنیم و عزاداری کنیم، اما آن‌طور که باید فضا مهیا نبود. برای همین به همت بچه‌های تپل‌محله هیئتی تشکیل دادیم و کودکان بسیاری را دور خودمان جمع کردیم. مادرم در این مسیر خیلی به من کمک کرد. مراسم عزاداری را در خانه برگزار می‌کردیم.
از چهارراه خسروی که به سمت گنبدسبز می‌آییم سومین کوچه آخوند خراسانی5، کوچه حوض مونس یا همان شهید محمدرواقی است که انتهای آن به دیالمه3 ختم می‌شود. این کوچه از ضلع جنوب غربی خیابان آخوند خراسانی منشعب شده و عرض آن 2متر است. در این کوچه حوض انباری وجود داشت که واقف آن شخصی به نام مونس بوده به همین دلیل به این نام معروف شده است. در قدیم قبل از احداث خیابان خاکی این کوچه امتداد داشته و تا بازار بزرگ نزدیک حرم ادامه داشته است.