مشهد قدیم - صفحه 44

اعضای هیئت قمر بنی هاشم(ع) آمل با توجه به شرایط کرونا و ممنوعیت برگزاری ایستگاه استقبال از زائر، شانس میزبانی را از دست داده بودند؛ ولی دلشان نیامد که خانه‌نشین باشند. بنابراین طبق رسم هر ساله به مشهد آمدند اما راه و رسم میزبانی‌شان را تغییر دادند. آن‌ها به جای زائران پیاده حضرت رضا(ع) به عشق او از مجاوران و دلدادگان آن حضرت در حاشیه شهر مشهد پذیرایی کردند.
حسن‌زاده مغازه‌ای برای خودش در محله قائم دست و پا می‌کند و مشغول به کاری می‌شود که آن را دوست دارد. از کار و کسبش تا قبل از کرونا رضایت داشته و دراین‌باره می‌گوید: «تا دو سال قبل که هنوز کرونا نیامده بود، آن‌قدر مشتری داشتم که گاهی مجبور می‌شدم به آن‌ها بگویم نمی‌توانم کارشان را انجام بدهم.»
با حمایت خانواده‌ام و تجربیاتم در ژیمناستیک توانستم خیلی زود پیشرفت کنم به‌طوری که در کمترین زمان به کمربند قهوه‌ای رسیدم. در همین 4ماه در 2رقابت شرکت کردم که توانستم 2مدال طلا در مسابقات جوجیتسو و کاتا در رقابت‌های استانی و 2مدال طلا و یک نقره در مسابقات کاتا کشوری که به‌طور مجازی توسط فدراسیون این رشته برگزار شد کسب کردم.
در سال‌هایی که او شروع به این‌کار کرده کلیدها ساختار ساده‌ای داشته‌اند. آن‌قدر طرز کار کلید‌ها و قفل‌ها ساده بوده که با یک کلید امکان باز شدن قفل‌های زیادی بوده است. این کلیدساز قدیمی محله امام خمینی(ره) درباره قفل و کلیدهای قدیمی توضیح می‌دهد: «آن‌ها دست‌ساز بود، آخر آن زمان دستگاه جوشی نبود. بعدها که دستگاه جوش آمد ساختار کلیدها هم تغییر کرد و پیشرفته‌تر شد.»
شکورزاده می‌گوید: بنده برای جمع‌آوری ترانه‌های روستایی در یک سفر پانزده‌روزه به همراه تنی چند از دوستان از مشهد پیاده به‌سوی نیشابور رفتم و از نیشابور به تربت و از تربت به مشهد. در حدود هفتاد و چند فرسخ پیاده رفتیم و در هر روستایی پیرزن یا پیرمردی را که می‌دیدیم از ایشان خواهش می‌کردیم شعری با ترانه‌ای برایمان بخواند و آن‌ها را ثبت و ضبط می‌کردیم و اگر مجلس عروسی یا مرگی بود، شرکت می‌کردیم. گاهی هم در قهوه‌خانه‌ها می‌رفتیم و مطالبی که به‌ کارم می‌آمد یادداشت می‌کردم.
میز کوچکی داخل مسجد هنرمند است و دور تا دور آن شماره محمد زرگران نوشته شده که افراد برای کمک در هر زمان از شبانه‌روز می‌توانند با او تماس بگیرند. او کارهای خیرش را از سال 85 با زیرپوشش گرفتن 20 خانوار آغاز کرد و اکنون نه تنها در محله خود که به حاشیه شهر و روستاهای اطراف هم خدمت‌رسانی می‌کند.
ظرفیت فضای بکر گردشگری هفت حوض تنها به پرورش پرندگان ختم نمی‌شود، متخصصان گیاه‌شناسی نیز متناسب با اقلیم این مکان سنگی، گیاهان دیگر شهرها مانند شقایق کردستان و سیاه تلوی شمال را بومی‌سازی کرده‌اند. چنانکه امسال به همت کارشناسان، در کنار گیاهان بومی هفت حوض، شاهد پرورش شقایق‌ها در این محیط بکر بودیم. شقایق‌هایی که تا سال گذشته در کوه‌های کردستان بودند و امسال هزار و 396کیلومتر دورتر از زادگاهشان روییده‌اند.
«تقی رحیم‌زاده» متولد1320 از هفت‌سالگی کنار پدر در مغازه دوچرخه‌سازی مشغول به کار می‌شود تا علاوه بر کمک، هنری نیز بیاموزد. حالا 73سال از آن زمان می‌گذرد و تجربه‌ای که در این سال‌ها کسب کرده باعث شده است از نقاط مختلف شهر برای تعمیر دوچرخه مشتریانی داشته باشد.
نخستین و دقیق‌ترین سرشماری عمومی مشهد در سال 1295قمری توسط حکمران آن، یعنی زین العابدین میرزا ابن شاهزاده محمدولی‌میرزا انجام شد. او دانش‌آموخته مدرسه دارالفنون و هم‌دوره و رقیب صنیع‌الدوله، مؤلف مطلع‌الشمس، سفرنامه ناصرالدین‌شاه به خراسان و مشهد بود، اما هیچ‌گاه نتایج تحقیق خود را در اختیار صنیع‌الدوله قرار نداد.
وارد پاساژ کاموا در بولوار مدرس که شدیم، همان طبقه همکف، روبه‌رویمان مغازه‌های رنگارنگ کاموا به چشم می‌خورد. زیبایی رنگ‌ها برای چندلحظه ما را مقابل مغازه‌ها نگه داشت. از پله‌ها به سمت طبقه منهای یک رفتیم. تعداد مغازه‌های این طبقه بیشتر بود. انگار وارد شهر رنگ‌ها شده بودیم. کامواهای رنگارنگ هوش از سر آدم می‌برد. نمی‌دانستیم اول کدام مغازه را انتخاب کنیم.
سید محمد جواهری فرد یکی از فیروزه‌تراشان قدیمی مشهد است که به گفته خودش در تراش فیروزه شجری همتا نداشته است. چهارده ساله بوده که در کارگاه شعربافی در کوچه حسین‌باشی مشغول به کار می‌شود.
زهراسادات رضوی متولد 62 و سال 81 متأهل شده است. سال 84 یک اتفاق پای او را به واسطه‌گری در ازدواج باز می‌کند. حدود 2 سال پیش هم همکاری‌اش را با مسجد حضرت عباس(ع) و کلبه مهر شروع می‌کند. این گزارش یک تیر و چند نشان است. هم یادی است از یک ازدواج تاریخی و سرنوشت‌ساز در اسلام، هم در لابه‌لای گفت‌وگو کلبه مهر و فعالیت‌هایش معرفی خواهد شد و در نهایت با دیدگاه‌های بانویی آشنا می‌شویم که سالیان سال است همتش را به گسترش ازدواج در میان جوانان گذاشته است.
از روزهایی که هنوز مردم به تجملات رو نکرده بودند و هرکس هرچه درمی‌آورد، می‌خورد و کمتر به فکر اندوختن بود. همه همان چیزی بودند که نشان می‌دادند. اکبر کامرانی‌مشهدی 61ساله یکی از قدیمی‌های محله طبرسی است. او که به‌دلیل همسایگی خانه پدری‌اش با حرم مطهر هرروز با صدای نقاره‌خانه بیدار می‌شد، در این گزارش زمانی را روایت می‌کند که هنوز ولیان، استاندار وقت، طرح توسعه حرم مطهر رضوی را اجرایی نکرده بود و طبرسی و کودکی او شکلی متفاوت داشت.
در حقیقت قرائت‌خانه مکانی است که در سطحی محدودتر از کتابخانه‌ها به لحاظ ارائه خدمات به شهروندان و به‌دلیل دسترسی راحت‌تر راه‌اندازی شده است و در این مکان می‌توان به نیازهای علمی افراد جامعه با اولویت افراد ساکن در مناطق مختلف شهر پاسخ داد. این مکان به‌علت اینکه می‌تواند محیطی آرام برای مطالعه شهروندان به‌ویژه در نقاط غیر برخوردار و پرجمعیت شهر ایجاد کند، از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است.
حدود 70سال پیش کوچه‌ای باریک نزدیک به حرم مطهر را قماش‌فروشان، بنک‌داران، پشم‌فروشان، فرش‌فروشان، نخ‌فروشان و غیره به قرق خودشان درآورده بودند و همین موضوع باعث شده بود که این کوچه به کوچه تاجرباشی‌ها معروف شود.
این بازار قدیمی‌ همچنان پویا و فعال است و می‌توان گفت تنها تجارتخانه تاریخی مشهد است و کمترین فاصله را با حرم مطهر دارد. همچنین این سرا بر اساس موقعیتی که دارد، می‌تواند ظرفیت خوبی برای جذب گردشگر باشد. کاروان‌سرای عزیزا...اف را شخصی به همین نام ساخته است. عزیزا...اف از نسل کلیمی‌هایی است که نادرشاه آن‌ها را برای توسعه مشهد از قزوین دعوت کرد. درواقع کاروان‌سرای او تجارتخانه‌ای برای صادرات محصولات مختلف بود.
حسینیه بهادرخان در محله عیدگاه یکی از حسینیه‌های قدیمی شهر است که قدمت آن به بیش از 70سال می‌رسد. حسینیه‌ها از گذشته تاکنون مکانی برای تجمع هیئت‌های مذهبی و برگزاری مراسم‌های عزاداری و جشن‌های اعیاد بوده است، اما حضور افراد مختلف در همین فضاها این فرصت را ایجاد کرده است تا بتوانند علاوه بر برگزاری مراسم‌های مذهبی، اقدامات خیرخواهانه و خداپسندانه‌ای نیز انجام دهند.
در منطقه ثامن به‌علت بافت قدیمی شهری خانه‌های فرسوده بسیاری به چشم می‌خورد. صاحبان این خانه‌ها در سال‌های اخیر به فکر نوسازی آن‌ها افتاده‌اند و همین موضوع باعث شده است تا کارگاه‌های ساختمانی بسیاری در جای‌جای منطقه وجود داشته باشد. این تغییر و تحولات برای شهر به‌عنوان یک موجود زنده لازم است، اما همین نوسازی و ایمن‌سازی، مزاحمت‌هایی را برای شهروندان ساکن در محلات مختلف منطقه ایجاد کرده است، به‌طوری‌که به گفته آن‌ها، چندسالی است که زندگی عادی خود را فراموش کرده‌اند.
علی اکبر باوفا 90ساله ساکن قدیمی کوچه سلام است که از سال 1341 در آن سکونت دارد. او از قدیم این کوچه این‌چنین می‌گوید: از ابتدای کوچه ‌که نگاه می‌کردید گنبد بارگاه امام رضا(ع) دیده می‌شد. زائران و مجاورانی که از اینجا عبور می‌کردند اول به ‌امام رضا(ع) سلام می‌دادند، بعد می‌رفتند. آن زمان ‌خانه‌ها یک طبقه با سقف‌های ‌گنبدی بود. از پیچ ابتدای‌ کوچه که وارد می‌شدید عرضش آن‌قدر کم بود که یک‌ گاری هم به‌سختی از آن عبور می‌کرد. بعد‌ها که ساخت و ‌ساز شد خانه‌ها از دوطرف کوچه عقب‌نشینی‌کردند و حالا عرض کوچه بیشتر از قبل شده است.
در دوران اسلامی کارکرد دینی و اعتقادی کتیبه‌ها به‌شدت تقویت شد، به‌طوری‌که به یکی از مهم‌ترین عناصر تزیین در هنر و معماری اسلامی تبدیل شد. به‌علاوه در دوران اسلامی به‌سبب اکراه در به‌کاربردن تصاویر جانوری و انسانی در تزیین بناهای دینی و مذهبی، زمینه کاربرد کتیبه بیش از پیش گسترش یافت، به‌طوری‌که به‌مرور کتیبه در فرهنگ اسلامی همان کارکردی را یافت که شمایل در هنر مسیحی ایفا می‌کرد. کتیبه‌های موجود در حرم مطهر نیز قدمت بسیاری دارند و برخی از آن‌ها به قبل از دوران تیموری بازمی‌گردند.