کارکردن و تمرین با گروه سنی کودکونوجوان خاطرات ماندگار و شیرینی را برای آدم رقم میزند، اما آسان نیست و صبر و حوصله زیادی میخواهد. حوصلهای که در صدای آرام و پرطمأنینه حمیدرضا نجار موج میخورد . جوان سیسالهای که بعد از گرفتن دیپلم، رو به تواشیح و مداحی آورده و پس از چندسال تمرین تصمیم گرفته است به عرصه سرود قدم بگذارد و آموختههایش را در اختیار دیگران بگذارد و بهصورت کاربردی از آن استفاده کند. حالا خودش سرپرست گروه سرود نوجوانان «سوره» در محله عباسآباد است.
احسان جاویمقدم، نوجوان 10ساله و کتابخوان محله کلاهدوز که علاقهاش به کتاب او را با داستانها و دنیاهای متنوعی آشنا کرده است، میگوید: کلاس اول در کنار درس، کتابهای داستان میخواندم و در تمام برنامههای کتابخوانی مربوط به مدرسه شرکت میکردم. به یاد دارم که همان سال توانستم در یکی از طرحهای کتابخوانی 38هزار صفحه کتاب بخوانم. گاهی خواندن کتاب را به دیدن برنامههای تلویزیون ترجیح میدهم.
مائده غفوریان میگوید: خیلی از نوجوانان کنکوری تصورشان این است که برای قبول شدن در دانشگاههای خوب باید بیش از 10ساعت در روز درس خواند ولی به نظر من مطالعه پیوسته و باکیفیت اهمیت بیشتری دارد. خود من در دوران طلایی عید نوروز، روزی 10ساعت درس خواندم و در تمام این مدت همراه با مطالعه روزانه، بیش از 400تست میزدم و آنها را تحلیل میکردم.
مطهره علومی میگوید: از تابستان سال یازدهم که به طور جدی خواندن را برای کنکور شروع کردم روزی 6ساعت درس میخواندم که در روزهای منتهی به کنکور به 12ساعت هم رسید. البته من زمان تعیین کردن برای مطالعه را قبول ندارم و فکر نمیکنم هرکسی بیشتر بخواند حتما در کنکور موفق میشود، بلکه بیشتر برنامهریزی و پایبند بودن به آن برنامه مهم است.
زینب رضایی درباره انگیزهاش برای شروع حفظ قرآن میگوید: در خانواده ما زمینه حفظ وجود دارد. مادرم از بچگی جزء30 قرآن را به ما یاد داده و خودش هم بخشهایی از قرآن را حفظ کرده است. من هم جزء یک و 30 را حفظ بودم. اما جرقه اصلی زمانی در ذهنم زده شد که خانم فریبا کافی مسئول دارالقرآن امام حسین(ع) به مدرسه ما آمد و درباره حفظ قرآن برای ما صحبت کرد. آن زمان کلاس هشتم بودم و اصلا یادم نیست چه حرفی زد که اینقدر مشتاق شدم تا در طرح حافظان رضوی شرکت کنم.
محمدعلی درزی، دانشآموز مدرسه استعدادهای درخشان شهید هاشمینژاد و رتبه 58کنکور سراسری انسانی1400 ساکن محله سیدی است. او برخلاف بسیاری از همسن و سالانش اهل مشاوره تحصیلی و کلاسهای کمک درسی پی در پی نبوده است. آنطور که میگوید با توجه به استعداد و تواناییای که در خودش میدیده در خانه برای درسخواندن برنامهریزی کرده است. ساعت درس خواندن هم برایش مهم نبوده و آموختن اولویت اولش بوده است.
نازلی خزاعی معلم دلسوز منطقه تبادکان میگوید: بیشتر حقوقی که به عنوان حقالتدریس میگرفتم، صرف هزینه کرایه و مخارج رفت وآمد میشد. پدر و مادر و خانوادهام بارها از من خواسته بودند که معلمی را کنار بگذارم و دنبال کار دیگری بروم، اما در تمام این سالها تنها به عشق تعلیم و تعلم دانشآموزان مناطق محروم، سختیهای مسیر و مشکلات فراوان را تحمل کردم تا اینکه بعد از 12سال به عنوان نیروی رسمی آموزش و پرورش استخدام شدم.
هلیا احمدی میگوید: برای المپیاد حدود 3ماه وقت گذاشتم. با اینکه خانواده مخالف بودند، تصمیم گرفتم شرکت کنم. به مادر و پدرم گفتم تمام تمرکزم را روی درسم میگذارم. آنها هم وقتی تلاش جدی مرا دیدند پذیرفتند. من معتقدم زمین محیط زندگی ماست و باید آن را بهتر بشناسیم.
علی ذبیحی دانشآموز نخبه 19ساله محله سیدی است که نمرات درخشانی از رقابتهای علمی کشوری و بینالمللی را در کارنامه خود به ثبت رسانده است. کسب مدال نقره در المپیاد علمی نانو، انتشار مقاله علمی در یکی از معتبرترین مجلات علمی جهان و حضور در جمع 30تیم برتر مسابقات جهانی BL4S بخشی از این افتخارات است.
تعطیلی استخرها فرصت خوبی به این نوجوان ورزشکار محله سجاد داده است تا برای کنکور آماده شود گرچه او در رشته علومتجربی در مدرسه تیزهوشان تحصیل میکند و هیچگاه در درسش کم نگذاشته است. خودش میگوید: پس از مدرسه ساعتهای طولانی را به تمرین میگذراندم. تمام تلاش خود را کردهام که هر دو را در کنار هم پیش ببرم و رسیدگی کامل به هر دو سخت است. با این حال شنا سبب شده خود را در چند بُعد پرورش دهم و به استعدادهای دیگرم توجه کنم.
نیلوفر موسوی میگوید: زمان نوشتن انشا به دنیای کلمات وارد میشدم. وقتی نوشتهام را در کلاس میخواندم معلم و بچهها لذت میبردند. اوایل دبیرانم فکر میکردند نوشتهها کار خودم نیستند اما به مرور متوجه علاقهام شدند و من را تشویق به نوشتن داستان کردند.
امیرسام زرافشان خراسانی ۱۲ سال دارد. اولین باری که فعالیت اقتصادی را تجربه کرده است به دهسالگی او برمیگردد. میگوهای مغازه آکواریومفروشی برای او جالب به نظر میرسند. کنجکاویهایش درباره چگونگی پرورش آنها او را در همین کم سن و سالی در مسیر شکوفایی شمّ اقتصادیاش هدایت میکند. خودش میگوید: آن روز وقتی به منزل برگشتم دیدم پرورش میگو باید تجربه جالبی باشد. اول ۷ میگو خریدم.
به واسطه نگارش کتاب عقیق سرخ، رهبر معظم انقلاب اسلامی انگشتر خود را به عنوان هدیه برای من فرستادند. اهدای این انگشتر نفیس سرو صدای زیادی به پا کرد به گونهای که پیشنهادهای کاری بسیاری به بنده شد. یکی از این پیشنهادها که به نظر من کمی عجیب بود، از یکی از مجامع اسلامی آلمان شد. پیشنهاد این بود که کتابی درباره زندگی شخصی خودم بنویسم. این پیشنهاد تلنگری به من زد که نگارش کتابی با این محتوا را آغاز کنم.
4مدال رنگارنگ در ردههای مختلف استانی دارد. به اعتقاد خودش، مهمترین مدالش را سال98 در رشته تکواندو و در سبک کیوروگی کسب کرده است. فاطمهزهرا نجفی، دانشآموز سال نهم مدرسه نیما رمضانی است که همه تلاش خود را میکند تا مقامهای کشوری و بینالمللی این رشته را نیز به دست آورد. تنها خواسته او حمایت بیشتر مسئولان از ورزش بانوان در حاشیه شهر است.
به یکی از مدارس استثنایی رفته بودیم. میگفتند حواستان باشد عکس دانشآموزان نیفتد، خانوادههایشان ناراحت میشوند چون بستگان و برخیها حتی پدرشان هم نمیدانند او به این مدرسه میآید. موضوع به این مهمی که از همان ابتدا باید به آن پرداخت بهدلیل ترس از حرف مردم پنهان میماند و مشکلات متعددی برای خانواده و جامعه به وجود میآورد.
ماریاسادات حسینی میگوید: کودکان کار بچههای پاک و سادهای هستند و به تحصیل علاقه دارند. با توجه به شرایطشان مجبور به کارکردن هستند. در کنار درس به آنها قرآن و داستانهای قرآنی میآموزیم. حتی نمایشنامهای در این زمینه هم برایشان اجرا کردهایم.
کشف و پرورش استعدادها که بازتابش بالارفتن اعتمادبهنفس و خودباوری دانشآموزان است، از اهداف مهم کسانی است که یک دهه قبل تصمیم به راهاندازی مجموعه علمی شهید تهرانی در دل مسجد محله شهید قربانی گرفتند. این پایگاه روزبهروز قوت بیشتری گرفت و حالا یکی از مجموعههای علمی است که خیلیها روی آن حساب میکنند.
امیرعلی شکفته نوجوان ۱۳ساله محله دانشجو هر 2هفته یکبار، ساعت ۸شب به وقت واشنگتن که برابر با ۴ و نیم صبح به وقت ایران است، از طریق اپلیکیشن زوم بهطور زنده برای خردسرای فردوسی واشنگتن اجرا دارد و لوح سپاسی هم از این مرکز دریافت کرده است
طرح آجر بومیار یا اکوبریک به صورت پایلوت و نمادین در منطقه10 و در مدرسه ما اجرا شد و بهزودی در سایر مدارس شهر اجرا میشود. هدف از این طرح کمک به محیط زیست و استفاده از زبالههای بازیافتنشدنی در ساخت سازهها و المانهای شهری و مکانهای بازی برای کودکان است. این بطریها به جای آجر در سازهها استفاده میشوند. به این طرح آجربومیار یا اکوبریک میگویند.
منصوره صدقی میگوید: از دیگر فعالیتهای من در مدرسه، گرفتن جشن بزرگی برای تولد حضرت فاطمه(س) در مدرسه است. تونلهای حجاب با گل درست میکنیم و بچهها از وسط این تونلها رد میشوند و پیکسلهای حجاب روی مقنعه آنها نصب میشود. برنامه دیگری باعنوان «جشنواره عروسکها» نیز برگزار میکنیم. در این برنامه از بچهها میخواهیم عروسکها را با مقنعه و چادر بپوشانند و از همان کارها نمایشگاهی ارائه میدهیم تا بچهها را به عفاف و حجاب تشویق کنیم.