این ورزشکار موفق از ششسال قبل رشته کیکبوکسینگ را انتخاب کرده و در این مدت ۱۰ مدال طلای استانی و یک طلای کشوری به دست آورده است. او امید دارد همراه با این تیم به المپیک برود و از مدالآوران باشد.
مهسا پورعلی میگوید: من در اطرافم زیاد دارم کسانی را که آیهیأس میخوانند و میگویند کاراته برای دخترها خطرناک است، این رشته خشن است و با لطافت دخترها جور نیست.
امیرعلی فدائی ورزش کیوکوشینریو را از سهسال قبل شروع کرده و دراین مدت، ششمدال رنگارنگ مسابقات استانی کسب کرده است. او سابقه حضور در مسابقات کشوری را نیز دارد.
استعداد و تلاش مداوم دست به دست هم میدهد تا آرتین در دوازدهونیمسالگی خود بتواند اکثر ردیفهای موسیقی ایرانی را بنوازد. خودش میگوید: دلیل اصلی پیشرفت من این بود که سازم را درست انتخاب کردم.
سجاد غوریانی از ششسالگی در روضههای خانگی خانواده، مداحی را شروع کرده است. او سال گذشته در مسابقات قرآن و مداحی توانست مقام اول ناحیه۲ آموزشوپرورش را کسب کند.
برگهای که حدود ششسال پیش به داخل حیاط منزلشان انداخته شده بود، همان گمشدهای بود که سحر بهدنبال آن میگشت. کلاس کاراته مسجد جوادالائمه (ع) در رسالت ۱۰۵ را تبلیغ کرده بود.
قدوقوارهاش کمتر از سنش نشان میدهد، اما مرام پهلوانیاش خیلی جلوتر از همسنوسالهایش است. کافی است یک بار احمدرضا را روی تشک کشتی ببینید تا معنی بامرامبودنش را متوجه شوید.
امیرمحمد فرزادیمهر میگوید: در اصل، موسیقی، من را به شعر رساند. وقتی در موسیقی با آواز اساتید آشنا شدم، طبع شعرم گل کرد. از قبل زمینه و استعدادش را داشتم، اما موسیقی باعث شد که با حس و حال بیشتری دنبال سرودن شعر باشم.
پوریا صدریرجبی، عضو تیم ملی نونهالان اسکیت میگوید: کره، در این رشته صاحب مقامهای برتر جهانی است، به خاطر همین تصمیم گرفتهام این کشور را شکست دهم تا همه فقط بگویند «ایران».
این نوجوان که در مراسم آموزشوپرورش، مساجد و حسینیه محلهشان برنامه اجرا میکند، میگوید: خیلی برای اجراهایم تمرین میکنم تا کارم دلنشین باشد.
سالبهسال استعداد هنری فاطمه شکوفاتر میشود، بهطوریکه بهزودی از این هنرش به درآمد میرسد. میگوید: نقاشی باعث میشود ذهن خلاقتر شود و درسها را هم بهتر متوجه شوم.
حامد ودود میگوید: پدرم زمانیکه همسنوسال من بوده، در مسجد محله مکبری میکرده است. او قاری قرآن هم هست و در جلسات قرآن مسجد شرکت میکند. از چند سال پیش تشویقم کرد که مکبری را یاد بگیرم.
محمدصادق علیرضایی سه سال پیش وارد دنیای کشتی شد. روزهای نخست، فوت و فن کشتی را خوب نمیدانست، اما اکنون چهار مدال رنگارنگ در کارنامهاش دارد که نوید آیندهای درخشان برای او را میدهد.
ابوالفضل مردانی پسری هشتساله است که سال اول دبستان، با شرکت در مسابقه «دستنوشتههای طلایی» جزو برگزیدگان استانی شده است.
آنچه سبب تمایز کانون و مسجد پنجتن با مساجد دیگر شده، برنامههای ورزشی و آموزشی آن است و در کنار اینها وجود بازیسرا (گیمنت) در این مسجد سبب ارتباط بیشتر نوجوانان و جوانان با مسجد و کانون شده است.
تلاش و سختکوشی نوجوان محله بهارستان درکنار تشویقهای مربیاش باعث شد او بهسمت قهرمانی برود. در این راه، پدر و مادرش مسیر پیشرفت را برای نغمه یازدهساله هموار و حمایتش کردند.
پدرش به باشگاه کشتی میرفت و یکبار نازنینرقیه نصراللهزاده هم همراه او به گود کشتی باستانی رفت. از همانجا عزمش برای شروع ورزش رزمی جزم شد.
مهدی ناصری میگوید: به نظر من، در ورزشهای رزمی بااخلاقبودن حرف اول را میزند و بعد تکنیک و چیزهای دیگر مهم است. اگر کسی اهل اخلاق و رعایت آن نباشد، نمیتواند در ورزش رزمی موفق باشد.
جشن تولد نهسالگیاش بود که پدر و مادر برایش ساز کوبهای تنبک را کادو خریدند. این کادوی تولد نگاه او را به دنیای پررمزوراز موسیقی سنتی تغییر داد.
داستان هلیا قمری با نام «بادبادکهای دوستداشتنی» در کتاب مجموعه داستانهای «بادبادکها» که نوجوانان طرقی آن را نوشتهاند، به چاپ رسیده است. او نوشتن را راهی برای بیان احساساتش میداند.