نقویه ۲، معبری فرعی در محله رحمانیه است که از خیابان نقویه آغاز میشود و تا بولوار مهدیه ادامه دارد. نکته جالب درباره نقویه ۲ این است که بر عکس اغلب مسیرهای شهری، اول فضاهای خدماتی آن شکل گرفت، بعد سکونت در آن رونق یافت.
صدیقه یاحقی میگوید: حاشیه وکیلآباد که هم سرسبز بود و هم یک مسجد کوچک داشت و الان خیابان دانشآموز یک است، تنهاجایی بود که آب آشامیدنی پیدا میشد. زنها برای شستوشوی ظرف و لباس، خودمان را به اینجا میرساندیم.
«پنجمین خیابان شهر» در سالهای ۱۳۰۷ تا ۱۳۱۰، مسیری طولانی بود که قرار بود شهر را به دو بخش شرقی و غربی تقسیم کند.این گذر از بیرون شهر آغاز میشد، خیابان نادری را قطع میکرد و با قوسی در میانه، به خیابان ارگ میرسید اما در نهایت ناتمام ماند!
برای مجید حبیب، محله المهدی(عج) فقط محل زندگی نیست؛ بخشی از وجودش است. او از همان کودکی در کوچههای همین محله قد کشید و سالهایی را به یاد دارد که خانهها ویلایی بودند و همسایهها یکدیگر را به اسم کوچک میشناختند.
خواجهربیع۲۲ را بیشتر مردم با نام قدیمی و آشنای «گلشاد» میشناسند. این نام به روستایی بازمیگردد که سالها پیش با بیش از پانصدخانوار در این محدوده شکل گرفته بود و وقتی به شهر پیوست، شهرداری برای حفظ هویت تاریخی، نام گلشاد را تغییر نداد.
سابقه سکونت در خیابان موسویقوچانی۳۵ (شهیدرجبعلی حشمتی) به اوایل دهه۶۰ بازمیگردد. به گفته قدیمیها زمینهای این محدوده جزو زمینهای آستان قدس رضوی و دراختیار خانواده قائممقامیها بوده است.
حسین گروسی در کوچهای به دنیا آمده که تابلو «برزن آفتاب» جایش را به کوچه «وحدت ۱۹» داده است او میگوید: خانهمان انتهای کوچه فرعی بود که هفتخانه داشت و فقط دو خانه سر جایشان ماندهاند.
معبر نماز ۲۱ که به نام شهیدعارفی مزین شده است. این کوچه تصویری دوگانه از زندگی شهری را به نمایش میگذارد، از یکسو وجود مسجد حجتبنالحسنالعسکری (ع) و دو بوستان خطی، رنگوبو و حال و هوای خوبی به این معبر داده است.
میرزامحمدحسین قوامالدوله، پدربزرگ دو تن از رجال شناخته شده دوره قاجار و پهلوی است؛ دو برادر که اتفاقا آنها هم خوشنام نیستند: وثوقالدوله (دلال قرارداد ۱۹۱۹ میلادی) و قوامالسلطنه.
حدود ۱۰۰ سال پیش برای ساخت خیابان آیتالله خزعلی امروز، ۲ طرح توسط بلدیه و آستان قدس پیشنهاد و در نهایت راه کنونی ساخته میشود.
سابقه سکونت در خیابان موسوی قوچانی ۱۲ به دهه ۵۰ بازمیگردد. به گفته قدیمیها تا قبل از آن، این محدوده پوشیده از مزارع گندم و محصولات تابستانی بود. زمینهای این محدوده متعلقبه مزرعهای به نام «خایقان» بود که تا اوایل دهه ۳۰ وجود داشت.
کوچه دانشجو ۶، معبری فرعی در محله دانشجوست، مسیری که ازسوی دیگر به خیابان شهیدعقدایی میرسد. هنوز برخی ساکنان اولیه که از فرهنگیان بازنشسته هستند، این مسیر را با نام قدیمیاش یعنی «سیمتری فرهنگیان» میشناسند.
شهرک شهیدباهنر در گذشته، روستایی در کنار شهر مشهد بود، اما از سال ۱۳۹۰ به محدوده شهری پیوست. با توسعه شهرنشینی، این محله در حال حاضر به سکونتگاهی غیررسمی و ارزانقیمت برای مهاجران تبدیل شد.
ازدحام جمعیت در معبرِ شناختهشده «مزینانی»، با چهارصدمتر طول و بیستفرعی، آنقدر زیاد است که تردد در آن برای عابران و خودروها، با دشواریهایی همراه است. میانبر بودن و ساختوسازهای غیرمجاز، از دلایل این تراکم به شمار میرود.
قدیم، اسم کوچههای این محدوده از محله فاطمیه، چیز دیگری بود؛ مثلا کوچه شهیدعلی قدمگاهی، معروف بود به «لاله». دوران جنگ، وقتی جوانهای محله یکییکی شهید میشدند، اسم کوچهها هم به نامشان تغییر میکرد.
بابک گوهرزاده در دهه ۶۰ در کوچهپسکوچههای محله شهیدبهشتی قد کشیده است؛ محلهای که هنوز هم برایش بوی گذشته میدهد. جالبترین نکته برای بابک گوهرزاده، این است که با وجود گذشت سالها، بافت محله تقریبا دستنخورده باقی مانده است.
برخی بر این باورند که محله قدیمی نوغان که در بخش شمالی مشهد قرار داشته، در محدوده این شهر باستانی قرار گرفته بوده و به همین دلیل هم آن را به نام «نوغان» میخواندند و البته هنوز هم به همین نام معروف است.
به گفته اهالی قدیمی، کوچه شهدای فاطمیون ۲۳ اصلیترین معبر محله کارمندان اول است. کوچهای عریض که قبل از انقلاب اسلامی پر بوده است از خانههای ویلایی ۱۵۰ تا ۱۶۰متری که مالکان آنها کارمندان یا نظامیها بودهاند.
حبیب براتیگلخندان میگوید: نبش نسترن۱۱ یک ساندویچی باکیفیت بود که همه صف میکشیدند. معمولا یکساعت در صف میایستادیم تا نوبتمان شود؛ بچههایم در همین صف دوست پیدا کردند و ما هم با پدر و مادرشان آشنا و دوست شدیم.
کوچه دادگر ۱۷ در طول روز بهواسطه وجود سه مرکز آموزشی، پرتردد است و نیمی از مساحت آن به مدارس اختصاص یافته. اولین ساکنان این مسیر، کارمندان دادگستری بودند که از حدود ۲۵سال قبل در این معبر ساکن شدند.