محله گردی - صفحه 2

مرضیه مکاری، فرهنگی است و بااینکه مدتی را در روستا‌های اطراف مشهد تدریس کرده است، باز هم خودش را در همه سال‌های عمرش ساکن محله امام‌رضا (ع) می‌داند؛ محله‌ای که به نظر او اعتقادات دینی در آن بسیار پررنگ است.
سیدحسین موسوی تعریف می‌کند: آن سال‌ها داخل کوچه مهرآباد‌۱۵، فضای خوبی برای فوتبال بازی‌کردن بود، چون عرض زیادی داشت. داخل حلب هفده‌کیلویی روغن سنگ می‌ریختیم و داخلش چوب می‌گذاشتیم و می‌شد تیرک دروازه‌هایمان.
پوریا فهیمی در محله الهیه و در مجتمع «سامان» رشد کرد و حالا جوانی شده که به هر سمت‌وسوی محله نگاهی می‌اندازد، برایش تصویری قدیمی زنده می‌شود. او خاطرات بسیاری از میان حصار‌های فلزی دورتادور سامان دارد.
سیدهاشم حسینی نزدیک به ۵۰‌سال است که در خیابان قائم‌۱۳ سکونت دارد. آقاسید در این سال‌ها آبادانی محله‌اش را به چشم دیده و حتی در برخی موارد آستین همت بالا زده است. او روزگاری را به‌خاطر دارد که برای عبور‌و‌مرور امن باید باج می‌دادند.
باید مشهد را در سال گزارش حافظ ابرو، شهری فاقد بارو و بدون خطوط مرزی آشکار بدانیم. با چنین فرضی که مبتنی بر شواهد موجود و از اعتبار مناسبی برخوردار است، می‌توان چنین پنداشت که فضای شهری و فضای حاشیه شهر، چندان قابل‌تفکیک از یکدیگر نبود.
محله کنه‌بیست تا دهه ۵۰ پر از زمین‌های زراعی و باغ‌های تره‌بار و تحت تملک خلیل مؤمنی بود؛ او یکی از ارباب‌های خوش‌نام محله بود که ثروت زیادی داشت و کشاورزان در زمین‌های تحت مالکیت او کار می‌کردند.
مسعود شیخی از اولین ساکنان شهرک شهیدبهشتی است. سال‌۶۰، همراه خانواده از آبادان به شادگان کوچ کردند. ۹‌ماه بعد هم وقتی که او تازه ده‌ساله شده بود، راهی مشهد شدند و در یکی از بلوک‌های همین شهرک سکونت یافتند.
اراضی سرده و سعدآباد مشهد تنها دو رقبه از موقوفات فراوان گوهرشاد خاتون بر مسجد جامع ساخت خودش، یعنی مسجد گوهرشاد در مشهد هستند. این دو مزرعه اوایل قرن گذشته به محدوده شهری مشهد اضافه شدند.
کوچه مسلم شمالی‌۵ از خوش‌منظره‌ترین کوچه‌های محله مسلم به شمار می‌آید. خانه‌های دو‌طبقه ویلایی با طراحی هماهنگ، در‌کنار درختان بلند و پرشاخ‌وبرگ، فضایی دل‌نشینی را در این کوچه مهندسی‌ساز به وجود آورده است.
برای ساکنان قدیمی کوچه وحدت ۱۹ هر پیچ کوچه و هر در رنگ‌ورورفته، روایتی در خود دارد که با خاطرات آنها پیوند می‌خورد. یکی از اهالی قدیمی پایین‌خیابان، غلامرضا قدیری‌رضایی است که از ۶۲ سال سکونتش در این محله می‌گوید.
صدف ۱۷ یکی از کوچه‌های قدیمی محله دانشجو‌ست که از یک سمت به خیابان صدف و از سمت دیگر به بولوار شهید‌سرلشکر خلبان شهید‌ابراهیم فخرایی منتهی می‌شود. در این کوچه، خانه‌هایی با قدمت بیشتر از ۴۰ سال به چشم می‌خورد که بافت سنتی آن را پررنگ‌تر نشان می‌دهد.
فاطمه‌سلطان خسروی و همسرش در دهه ۵۰، چهارمین ساکن محله زیباشهر بودند. این محله‌ در گذشته، بیرون از شهر بود، اما پس از مدتی روی نقشه شهرداری آمد و مایه مباهات زیباشهر‌نشین‌ها شد. فاطمه خانم می‌گوید: آن‌زمان نه بولوار امامتی بود و نه کوچه و خیابان‌های آسفالت.
نوقان یکی از آن دو شهر است که دارالملک طوس را تشکیل می‌داده است و برای این دو شهر بیشتر از هزار قریه هست. طوس در زمان عثمان بن عفان فتح شده و در این شهر است قبر علی بن موسی الرضا و قبر هارون الرشید.
غلامعلی خاکساری با شانزده‌سال سابقه سکونت در کوچه هاشمی‌رفسنجانی ۱۲ از نخستین ساکنان محله است. تلاش او و دیگر ساکنان قدیمی، مجیدیه را از مکانی دورافتاده و کم‌امکانات به محله‌ای آباد و پرجنب‌وجوش تبدیل کرده است.
خیابان امام خمینی (ره) کنونی که به خیابان ارگ شهره است و احداث آن پیش از ساخت فلکه حضرت، آغاز شد. مصوبه فروش بخشی از زمین‌های ارگ و احداث خیابان بر روی آن در دهه اول قرن ۱۴ خورشیدی رقم خورد.
انتهای «ته‌خیابان» میدانی وجود داشت که در قدیم به میدان «اعدام» مشهور بود. قدیمی‌های مشهد خاطراتی از اعدام قاچاقچیان، کرایه دوچرخه و موتور چوپا تا نقل‌خوانی درویش‌ها در وسط میدان و معرکه‌گیری مارگیرها دارند.
سیدابراهیم موسوی می‌گوید: آن‌زمان تنها یک لوله آب از روی کال میان خیابان کارگر راضی رد می‌شد که آب چاه موتور وسط مهرآباد را به زمین‌های کشاورزی می‌رساند. تقریبا نه‌ساله بودیم که تفریح ما عبور با ترس‌ولرز از روی همین لوله بود.
مجید منفرد می‌گوید: هفت‌سال است همه زندگی من شده عمارت اربابی چهاربرج. اول یک سالی در اینجا کار بنّایی انجام دادم و شکل بازسازی‌شده فعلی، کار من و چند‌نفر از اهالی محله است. فعلا هم نگهبان مجموعه هستم.
کوچه شهید سوزنچی۳ از معابر شناخته‌شده در محله گوهرشاد است. آنچه در نگاه اول در این مسیر جلب توجه می‌کند، نظم و یکپارچگی نمای آپارتمان‌های «فیروزه» در سمت چپ کوچه است که توسط بانک ملی ساخته شده است.
جواد پاکبازخسروشاهی می‌گوید: کوچه دادخواه را قدیم‌تر‌ها حوض‌خرابه صدا می‌زدند. حدود پنجاه‌سال پیش اینجا چیزی شبیه منبع آب یا آب‌انبار بود و مردم از آن آب برمی‌داشتند. البته ما خودمان هیچ‌وقت از آن استفاده نکردیم.