جانباز - صفحه 7

«سیدعباس حسینی» در هنگـامی که قطعنامه صلح بین ایران و عراق به امضا درآمده بود، در عملیات مرصاد اسیر و دو سال به عنوان اسیری مفقودالاثر در یکی از اردوگاه‌های عراق محبوس می‌شود.
بعد از شهادت محمدحسین اَحسن، هر شش برادر به خط مقدم رفتند، پدر هم مدتی در عملیات‌های مختلف حضور داشت تا‌اینکه در عملیات کربلای ۲ پایش روی مین رفت و قطع شد.
زهره برامکی‌یزدی تعریف می‌کند: ۲۳ اسفند، عملیات بدر بود که ترکش خورد و اسیر شد. همه پانزده‌نفری که با هم بودند، اسیر شده بودند. در این فاصله هر شش‌ماه یک بار نامه‌ای می‌آمد که بدانم زنده است.
مجید هوشیار آقاجانیان، همه ۸ سال جنگ را در جبهه حضور داشته است، او بازنشسته فعلی ارتش و توپچی زمان جنگ است که به گفته خودش بیشتر از همه با توپ ۱۵۵ خودکششی کارکرده.  
حسن بهرام‌‍‍‍‍‍‌فر جانباز محله سرافرازان می‌گوید: روزی که رفتم جبهه فکر می‌کردم یا اسیر می‌شوم یا شهید؛ هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم که گزینه سومی به نام «جانباز قطع نخاعی ۷۰ درصدی» هم وجود دارد.
«علیرضا طاحونی» یادگار‌هایی بسیاری از جبهه دارد، او جانباز قطع نخاعی است، شیمیایی شده و کلیه‌اش را هم از دست داده؛ این‌ها باعث شد که پسوندی به فامیلش اضافه شود به‌نام؛ «۷۰ درصد.»
سبحان ایراندوست، ارتشی محکوم به اعدامی است که در چندقدمی مرگ، خبر یک آزادی بزرگ، او را از اسارت چندساله ساواک نجات داد تا او ۲۱ بهمن ۵۷، را هیچ‌وقت فراموش نکند.
حدود هزارو ۷۰۰ نفر در عملیات خیبر اسیر شدند و به اردوگاه موصل ۲ انتقال یافتند. پنج سال از عمر دکتر هادی بیژن‌نژاد هم در این اردوگاه گذشت.
قاسم علیزاده از نیمه‌های سال ۱۳۶۲ که در منطقه کردستان در نبردی تن به تن با نیرو‌های کوموله و منافقین، ۶ نفر از آنان را از پا درآورد، با اصابت دو گلوله به بدنش زمین‌گیر شد و حالا چهل سالی می‌شود که روی ویلچر می‌نشیند.
روایتی از زندگی جانباز غلامحسین صفایی، شهید زنده و صاحب نشان مشهد الرضا (ع) که بعد از پایان جنگ همچنان در مسیر انقلاب است.
پیش‌از برگزاری نماز جماعت در منزل خانم و آقای کاظمی، همسایگی‌هایشان خیلی رنگ و روی همدلی و صمیمیت نداشت اما حالا پیوند عمیق‌تری با هم دارند.
سید‌حسن خادم در همان سال اول، با فرمان امام‌خمینی (ره) قید همه‌چیز را زد و با یک کوله کوچک راهی جبهه شد و بدون پایش برگشت. او حالا پدربزرگی است که هنوز آثار جنگ روی تنش مانده است!
مجید نظری در عملیات عاشورا اسیر شد. او ۶ سال در اسارت بود و مرداد سال ۶۹ با آخرین گروه اسرا آزاد شد.او ۱۷ ساله اسیر شد و ۲۳ ساله برگشت.
اوایل جنگ بود که موسی پارسا در ۱۶ سالگی قطع نخاع می‌شود. با این حال او از پا نمی‌نشیند و حالا یکی از افتخارآفرینان ورزش معلولان و جانبازان کشور است.
ناصر بهلولی، جانباز و آزاده جنگ تحمیلی در اولین روز بازگشتش به مشهد با خوردن سه‌قلیه جگر روانه بیمارستان شد. خودش می‌گوید: «معده‌ام تعجب کرده بود، شاخ درآورده بود و هضم نمی‌کرد که این چه غذایی است؟»
خلیل خرازی جانباز شیمیایی جنگ تحمیلی است که سال‌ها قبل و بعد از جانبازی‌اش را در خدمت ارتش گذرانده است و حالا با صدای خش‌دار و خس‌خس سینه راوی جنگ شده است.
خانواده رزمی‌کار روشنایی خود را شاگرد پدری می‌دانند که هم جانباز است و هم مبدعِ سبک کیوکوشین در مشهد.
حیدر رمضانی‌نژاد، جانباز محله فاطمیه از ابتدا تا پایان جنگ، خط مقدم را رها نکرده بود.
حاج‌احمد نطنزی جانباز ۷۰ درصد می‌گوید: در سال‌۶۹ از سوی دفتر نمایندگی، ولی فقیه با سمت مسئول امور روحانیون سپاه لبنان به همراه خانواده، رسما در این کشور ساکن شدیم. هدفمان این بود تا ابعاد مختلف پیروزی انقلاب را به تصویر بکشیم.
حمیدرضا خراسانی جانبازی ۵۵ درصد است که از ۱۶ سالگی به جبهه رفته، اول جذب گردان تخریب شد و بعد هم دوره غواصی دید و خط شکن شد.