نویسنده - صفحه 10

محدثه رضایی فقط یک نویسنده نیست؛ او یک تصویرگر چیره دست در سن‌و‌سال خودش نیز هست.
علی دشتبان، نگارنده کتاب «روزی، روزگاری آبکوه» برای جمع‌آوری تاریخچه محله‌اش پنج‌سال زمان گذاشته است.
مرضیه امینی از آن نویسندگانی است که سوژه‌هایش خیالی و فضایی نیستند بلکه تمام داستان‌هایش را از دل آنچه در محله‌اش دیده، روایت کرده است. داستان‌هایی محلی و واقعی.
زمان‌های قدیم در محدوده محله رضاییه باغ‌های میوه وجود داشت که مردم آن را چهار درویش نام‌گذاری کردند. همچنین این محله در گذشته چهار حمام به نام‌های حمام زمانی، حاج احمد، بی‌نظیر و حمام مهر داشته است.
دوستداران ادب و هنر مشهد، نام خانه‌اش در خیابان راهنمایی را «خانه بانو» گذاشته‌اند. در این خانه آمنه فاضل از خاطرات زندگی مشترکش با مرحوم دکتر حسین امینی می‌گوید.
تئاتر «سندباد در ایران» کوشیده با نظر به اسطوره‌های کهن ایران، اسطوره‌های معاصر را به‌شکل جذاب به کودکان و نوجوانان معرفی کند.
فاطمه رباط‌جزی می‌گوید: دوست داشتم بدانم سرنوشت خان‌محمد کلمیشی چه می‌شود. برای پیدا‌کردن او به روستا‌های مختلف سر زدم و از راهنمایی‌های استاد دولت‌آبادی نیز استفاده کردم.
گلی‌ها چهار نفرند. سه نویسنده و آرمیتای شش‌ساله که نقاشی می‌کشد و خیال دارد در سال‌های آتی مجسمه‌ساز شود. پدر خانواده (محمد) ۱۹ عنوان کتاب نوشته است. مادر خانواده و دخترِ خانواده (ملیکا) نیز هر دو نویسنده هستند.
جواد علیزاده، کارگردان خوشنامی است که مدت‌ها در تهران کار کرده، اما به قول خودش به دلیل علاقمندی به شهر و زادگاهش به مشهد بازگشته است.
روش تدریس و کلاس دوست داشتنی‌ فاطمه جعفرزاده باعث شده که والدین دانش آموزان پایه اول برای ثبت نام و ورود فرزندان‌شان به این کلاس با هم رقابت کنند.
دکتر آرش اکبری مفاخر اصالتا اهل کرمانشاه است و سال‌۸۳ برای تحصیل به دانشگاه فردوسی مشهد می‌آید و سال ۸۴ شاهنامه باعث پیوندش با خانمی فعال در همین عرصه می‌شود.
پس از پیشنهاد دکتر محمد عجم، روز دهم اردیبهشت را که روز حاکمیت کامل ایران بر خلیج فارس و بیرون راندن پرتغالی‌هاست، به نام خلیج فارس نام‌گذاری کردند.
کسادی کار خیاطی، محسن‌ رحیم‌دل را مجبور می‌کند پاکبانی را تجربه کند. می‌گوید: هر زمان در فضای سبز درخت‌ها را آب می‌دادم، به موضوع جدید برای نوشتن فکر می‌کردم.
محمدحسین تقوی گیلانی خاطراتش را با تحقیق و پژوهشی درباره تاریخ و هویت مشهد قدیم درآمیخت و همه را در‌قالب کتابی با عنوان «خاطرات حگمت» به شهروندان مشهدی تقدیم کرد.
مردم در روز‌های مانده به نوروز هفت نوع میوه خشک شامل بادام، چهارمغز، پسته، کشمش، سنجد، غولینک یا زردآلوی خشک و انجیر را می‌شویند و در یک ظرف بزرگ در آب گرم خیس می‌کنند.
لیدا نادرنیا بانوی خیری است که تحصیلات حوزوی دارد و مولف کتب مختلفی از جمله تربیت فرزند، تفسیر باور مهدویت، تفکر سیاسی، قرآن‌درمانی است. او مدت‌ها است خیریه پدرش را مدیریت می‌کند.
مادرش از خادمان و فعالان فرهنگی حرم مطهر رضوی است. او نیز از همان کودکی توانسته است ارتباط معنوی خوبی با امام‌رضا(ع) برقرار کند. این ارتباط سبب خلق دل‌نوشته‌های زیبا و پرشور‌وحالی شده است. مهدیه ظهوریان متولد سال‌1389 ساکن محله ابوطالب است.
در خانواده‌ای کتاب‌خوان به دنیا آمده است، هر‌چند به قول خودش، او تنها فرد خانواده است که استعداد نویسندگی داشته و با خواندن و مطالعه آثار نویسندگان، این استعداد نهفته را به ظهور رسانده است. کسب رتبه اول مسابقات داستان‌نویسی دانش‌آموزی کشور در سال‌1400 ازسوی سید‌طاها فرجادی، ما را بر آن داشت که با این نویسنده نوجوان محله ارشاد گفت‌وگو کنیم.
اینجا کتاب‌فروشی است، اما نه به سبک معمول کتاب‌فروشی‌ها. این مجموعه فقط کتاب‌فروشی نیست و به مکانی فرهنگی برای اهالی محلات اطراف تبدیل شده است. اینجا پاتوق کتاب شعبه خیابان طلاب است که نبش خیابان شهید رحیمی محله حسین‌آباد و در حاشیه بولوار میرزاکوچک‌خان قرار دارد. محلی فرهنگی که اسفند سال گذشته جایگزین بازار میوه و تره‌بار شد.
نصرت طالبی 61سال دارد و سال‌هاست که در زمینه فنی مشغول به کار است. وارد مغازه‌ کوچک و جمع‌‌وجورش که دور میدان امام خمینی (ره)است، می‌شویم. لباس کار به تن دارد و سخت مشغول کار است. روی دیوار سمت راست قفسه‌ای ساخته و کتاب‌هایش را چیده و در سمت چپ مغازه، تقدیرنامه‌ها و مدارک ثبت اختراعاتش خودنمایی می‌کند. او دستش پر است و در این سال‌ها در کنار کار اصلی‌اش، نوشتن کتاب و شعر را هم شروع کرده است.