دانیال محمدزاده شادمهری سال ۹۵ از طرف بنیاد ملی نخبگان به عنوان مخترع برگزیده کشور انتخاب شد. این نویسنده و مؤلف ۱۱ اختراع ثبت شده دارد.
آزیتا رفیعی نیشابوری، جوان ۳۰ ساله ساکن بولوار جلال آل احمد دنبال ایجاد مشاغل کم هزینه و پردرآمد برای جوانان است. نتیجه این دغدغههای او به شکلگیری پژوهشکده مشاغل منجر میشود که اکنون خودش مدیر آن است.
منیره هاشمی، نویسنده و شاعر کودک و نوجوان ساکن محله شریعتی ، تاکنون ۲۵ کتاب شعر و داستان برای بچهها نوشته است.
دکتر هاشم ظریفمقدمباصفت، به خاطر عشق به حیوانات دامپزشک شد و علاقه به ادبیات او را شاعر و نمایشنامهنویس کرد.
حمیدرضا نویدیمهر سعی دارد مردم و به مخصوص نوجوانان و جوانان را با گنجینه ادبی ایران آشتی دهد.
جمشید قشنگ، پژوهشگر تاریخ شفاهی مشهد، خودش را مدیون اوسنهگوهای روستای گوارشک میداند.
محمدباقر کلاهیاهری، با حضور در کافه داشآقا به ادبیات علاقهمند شد و حالا تاریخ شفاهی پنجاه ساله ادبیات در مشهد است.
یکفیلمکوتاه از شعرخوانی یکشاعر در حضور رهبری باعث شد نام «قاسم رفیعا» سر زبانها بیفتد وبه قول معروف گل کند.
رضا رحیم زاده چندین سال در کشورهای آمریکای جنوبی مانند هندوراس، نیکاراگوئه، پاناما، ونزوئلا، اکوادور و کلمبیا زندگی و همین چند سال زندگی او را با فرهنگ و آداب و رسوم کشورهایی غریب و پر رمز و راز آشنا کرده است.
مینو قهرمان جنتآبادی، نویسنده و پژوهشگری است که در محله حجاب سکونت دارد و سالهاست برای نشریات مختلف مینویسد. ردی از قلم او در مجلات بسیاری از شهرهای ایران برجای مانده است.
داستان کبوتر سیاه امیرحسین خاورری، بحران هویت را فریاد میکشد. این کودک هشتساله با قلمش جادو کرده و انگار تمام درد سالهای سال مهاجرت پدرانش را در نوشتههایش نشان داده است.
راسله رضاپور میگوید: عدهای فکر میکنند درک شاهنامه سخت است، درحالی که وقتی من داستانهای شاهنامه را برای کودکان تعریف میکنم، میبینم که بهخوبی موضوع را درک کردهاند.
محدثه رضایی فقط یک نویسنده نیست؛ او یک تصویرگر چیره دست در سنوسال خودش نیز هست.
علی دشتبان، نگارنده کتاب «روزی، روزگاری آبکوه» برای جمعآوری تاریخچه محلهاش پنجسال زمان گذاشته است.
مرضیه امینی از آن نویسندگانی است که سوژههایش خیالی و فضایی نیستند بلکه تمام داستانهایش را از دل آنچه در محلهاش دیده، روایت کرده است. داستانهایی محلی و واقعی.
زمانهای قدیم در محدوده محله رضاییه باغهای میوه وجود داشت که مردم آن را چهار درویش نامگذاری کردند. همچنین این محله در گذشته چهار حمام به نامهای حمام زمانی، حاج احمد، بینظیر و حمام مهر داشته است.
دوستداران ادب و هنر مشهد، نام خانهاش در خیابان راهنمایی را «خانه بانو» گذاشتهاند. در این خانه آمنه فاضل از خاطرات زندگی مشترکش با مرحوم دکتر حسین امینی میگوید.
تئاتر «سندباد در ایران» کوشیده با نظر به اسطورههای کهن ایران، اسطورههای معاصر را بهشکل جذاب به کودکان و نوجوانان معرفی کند.
فاطمه رباطجزی میگوید: دوست داشتم بدانم سرنوشت خانمحمد کلمیشی چه میشود. برای پیداکردن او به روستاهای مختلف سر زدم و از راهنماییهای استاد دولتآبادی نیز استفاده کردم.
گلیها چهار نفرند. سه نویسنده و آرمیتای ششساله که نقاشی میکشد و خیال دارد در سالهای آتی مجسمهساز شود. پدر خانواده (محمد) ۱۹ عنوان کتاب نوشته است. مادر خانواده و دخترِ خانواده (ملیکا) نیز هر دو نویسنده هستند.